255
ترجمه تفسیر المیزان

شده‌اند، هم چنان كه آيات بسياري ديگر در مواردي از كلام مجيد بر اين خرابي دلالت دارد.

و نيز از اينجا معلوم مي‌شود كه مراد از جمله سابق هم كه مي‌فرمود" وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ" خلقتي است كه: مربوط و نافع به زندگي بشر است، نه اصل خلقت آنها.

[نكاتي كه در ترتيب بيان آيات وجود دارد]..... ص: ۲۵۵

آيات مذكور در اين فراز به طور ترتيب ذكر شده، اول شروع كرده به مساله خلقت انسان، و پيدايش او، آن گاه مساله دو صنف بودن و مرد و زن بودنش، سپس مرتبط بودن وجودش به وجود آسمان و زمين، آن گاه اختلاف زبانها و رنگهايش پس از آن سعي و كوشش او در طلب رزق، و آرامش و خوابيدنش در شب، آن گاه نشاندادن برق به او، و نازل كردن باران، و در آخر قيام آسمان و زمين تا روزي معين، يعني روزي كه آن سرآمدي كه براي حيات بشر در زمين مقدر شده به پايان برسد، و آن گاه مساله معاد و از سرگرفتن زندگي‌اش ذكر شده. اين بود پاره‌اي از نكاتي كه در ترتيب آيات هست.

نكته ديگر در ترتيب فواصل آنها هست، اول فرموده" يتفكرون"، بعد" للعالمين"، بعد" يسمعون" سپس" يعقلون" و از اين ترتيب اين نكته استفاده مي‌شود كه انسان اول فكر مي‌كند، بعد عالم مي‌شود، و بعد هر گاه چيزي از حقايق را شنيد در خود جاي مي‌دهد، آن گاه پيرامون آن تعقل مي‌كند- و خدا داناتر است.

" وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ" همان طور كه گفتيم آياتي كه در اين فراز نام برد، همه براي اثبات ربوبيت خداي تعالي و الوهيتش بود، و چون سخن منتهي شد به مساله معاد، و بازگشت به سوي خدا، لذا در دنبال آن استدلال كرد بر امكان آن، و اين استدلال از خلقت و تدبيري كه در آيات سابق مذكور بود گرفته شده.

پس جمله" لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ" اشاره است به احاطه ملك حقيقي خدا، كه اثر آن جواز تصرف مالك در ملك خويش، و به دلخواه خويش است، پس خداي تعالي از آنجا كه مالك حقيقي عالم است، در مملوك خود تصرف نموده از نشاه دنيا به آخرت مي‌برد.

و اين معنا را با جمله" كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ" تاكيد فرموده، چون" قنوت" به معناي لازم بودن اطاعت با خضوع است، هم چنان كه راغب «۱» نيز اين طور معنا كرده. و مراد از اطاعت با خضوع- به طوري كه سياق مي‌رساند- اطاعت تكويني است، نه اطاعت دستورات شرعي، چون

__________________________________________________

(۱)مفردات راغب، ماده" قنت".

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
254

معناست؟ آيه" إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ" «۱» جوابگوي آن است.

" ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ"- كلمه" اذا" ي اولي شرطيه، و" اذا" ي دومي فجائيه، (ناگهان) است، كه در جاي" فا" ي جزاء نشسته، و كلمه" من الأرض" متعلق است به كلمه" دعوة" و جمله دومي عطف است بر محل جمله اولي، چون مراد از جمله" ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ..." بعث و رجوع به سوي خدا است، كه جزء آيات نيست، بلكه جمله‌اي است خبري كه از امري خبر مي‌دهد كه قبلا بر آن استدلال كرده، و بعدا نيز استدلال مي‌كند.

و اما اينكه بعضي «۲» گفته‌اند:" جمله مذكور بعد از تاويل به مصدر مفرد مي‌شود، و عطف بر" أَنْ تَقُومَ" مي‌گردد، و تقديرش اين است كه:" و من آياته قيام السماء و الأرض بامره ثم، خروجكم اذا دعاكم دعوة من الأرض- يكي ديگر از آيات او قيام آسمان و زمين به امر اوست، و سپس بيرون شدن شما از زمين هنگامي كه شما را بخواند" صحيح نيست. زيرا لازمه‌اش اين است كه: مساله بعث نيز از آيات باشد، و حال آنكه گفتيم جزء آيات نيست، بلكه يكي از اصول سه‌گانه‌اي است كه آيات زمين و آسمان بر آن دلالت مي‌كند، به شهادت اينكه اگر مساله معاد آيت بود، بايد با اين مساله بر اثبات توحيد استدلال شود و چنين استدلالي معقول نيست، و به فرضي هم كه ممكن باشد با يكي از اصول سه‌گانه اعتقادي بر ديگري استدلال شود، مساله توحيد است كه با آن مي‌توان معاد را اثبات كرد، نه اينكه با معاد توحيد اثبات شود- دقت بفرماييد-.

و از آنجايي كه آيات مذكور در اين فراز يعني خلقت بشر از خاك، خلقتشان به صورت زوج، اختلاف زبانها و رنگها، خوابيدنشان در شب، و كار و كسبشان در روز، نشان دادن برق به ايشان، و نازل كردن آب از آسمان، همه آياتي بود مربوط به تدبير امر انسان، قهرا جمله" أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ" هم به كمك سياق مربوط به تدبير امور انسانها مي‌شود، و مي‌خواهد بفرمايد: ثبات آسمان و زمين بر وضع طبيعي و حال عاديشان به طوري كه سازگار با زندگي نوع انساني و مرتبط با آن باشد يكي از آيات اوست، و آن وقت جمله" ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ..."، مترتب بر آن مي‌شود، ترتبي تاخيري، و معنايش اين مي‌شود كه: خروج انسانها از زمين بعد از اين قيام است، و وقتي است كه ديگر آسمان و زمين قائم نيستند، يعني ويران

__________________________________________________

(۱)امر او جز اين نيست كه چون چيزي را بخواهد بدو بگويد بباش، و آن چيز بي درنگ موجود شود. سوره يس، آيه ۸۲.

(۲)روح المعاني، ج ۲۱، ص ۳۴.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 7737
صفحه از 595
پرینت  ارسال به