417
ترجمه تفسیر المیزان

شريعت و داراي كتاب بودند، و به همين ملاك بود كه چهار نفر از ايشان را به ترتيب عصرشان ذكر كرد، ولي رسول خدا (ص) را بر آنان مقدم داشت، با اينكه آن جناب از لحاظ عصر آخرين ايشان بود، براي اينكه آن جناب برتري و شرافت و تقدم بر همه آنان دارد.

" وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً"- اين جمله تاكيد ميثاق مذكور است، مي‌خواهد بفرمايد:

پيمان مزبور بسيار غليظ و محكم بود، نظير آيه" وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا هُوداً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ نَجَّيْناهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ" «۱».

" لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً" لام در" ليسئل" لام تعليل، و يا لام غايت است، و در هر حال متعلق به محذوفي است كه جمله" وَ إِذْ أَخَذْنا" بر آن دلالت دارد، و جمله" و أعد" بر همان محذوف عطف شده، تقدير كلام اين است كه: خداوند اگر اين كار را كرد، و از انبياء پيمان گرفت، براي اين است كه زمينه فراهم شود، تا از راستگويان از راستيشان بپرسد، و براي كفار عذابي دردناك آماده كند.

چيزي كه هست به جاي اينكه بفرمايد: و براي كفار عذابي دردناك آماده كند، فرموده: و عذابي دردناك براي كفار آماده كرده، و اين بدان علت است كه كسي نپندارد كه عذاب كفار علت غايي گرفتن پيمان است، بلكه جهنمي شدن آنان، و نقصشان از ناحيه خودشان است، و اين خود آنان بودند كه خلف پيمان كردند.

[وجوهي كه در باره مراد از اينكه فرمود:" تا از راستي راستگويان بپرسد" گفته‌اند]..... ص: ۴۱۷

و اما اينكه از راستي راستگويان بپرسد چه معنايي دارد؟ بعضي «۲» گفته‌اند: مقصود از" صادقين" انبياء، و مقصود از پرسش از راستي آنان، اين است كه روز قيامت از ايشان مي‌پرسند كه امت‌شان چه كارها كردند؟ و گويا مفسر نامبرده اين معنا را از آيه" يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ" «۳» استفاده كرده.

بعضي «۴» ديگر گفته‌اند: مراد، سؤال از مطلق راستگويان است، نه تنها انبياء، بلكه هر

__________________________________________________

(۱)همين كه امر ما بيامد، هود و آنهايي كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود از عذابي غليظ نجات داديم. سوره هود، آيه ۵۸.

(۲)روح المعاني، ج ۲۱، ص ۱۵۵.

(۳)روزي كه خداوند رسولان را جمع مي‌كند و مي‌پرسد مردم دعوت شما را چگونه اجابت كردند.

سوره مائده، آيه ۱۰۹.

(۴)مجموعه من التفاسير، ج ۵، ص ۸۸.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
416

و مساله ميثاق گرفتن از انبياء در جاي ديگر نيز آمده، و فرموده:" وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلي ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا" «۲».

آيه مورد بحث هر چند بيان نكرده كه آن عهد و ميثاقي كه از انبياء گرفته شده چيست، و تنها به طوري كه گفتيم اشاره‌اي دارد به اينكه عهد مزبور چيزيست مربوط به پست نبوت، ليكن ممكن است از آيه ديگري كه از سوره آل عمران نقل كرديم استفاده كرد كه آن ميثاق عبارت است از وحدت كلمه در دين و اختلاف نكردن در آن، هم چنان كه آيه" إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ" «۳» و آيه" شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّي بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسي وَ عِيسي أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ" «۴» نيز بدان اشاره نموده است.

در آيه مورد بحث" نبيين" را به لفظ عام آورد، تا شامل همه شود، آن گاه از بين همه آنان پنج نفر را با اسم ذكر كرده، و به عموم انبياء عطف كرده، فرموده: از تو و از نوح و ابراهيم و موسي و عيسي بن مريم، و معناي عطف اين پنج نفر به عموم انبياء اين است كه ايشان را به خاطر خصوصياتي كه دارند از بين انبياء بيرون كرده و به خصوص ذكر نموده است، پس گويا فرموده: و چون از شما پنج نفر و از ساير انبياء ميثاق گرفتيم، چنين و چنان شد.

و اگر به اين اسلوب، اين پنج نفر را اختصاص به ذكر داد، تنها به منظور تعظيم و احترام ايشان است، چون شاني عظيم و مقامي رفيع داشتند، براي اينكه اولو العزم و صاحب

__________________________________________________

(۱)و چون پروردگارت از بني آدم از پشتشان ذريه ايشان را بگرفت، و ايشان را گواه عليه خودشان كرد، كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري. سوره اعراف، آيه ۱۷۲.

(۲)و چون خدا ميثاق انبياء از ايشان بگرفت كه وقتي كه كتابي و حكمتي به شما دادم و رسولي ديگر آن را كه نزد شما است تصديق كرد بايد بدان ايمان بياوريد و آن را ياري كنيد، آن گاه پرسيد آيا قرار كرديد و تحمل اين تكليف را پذيرفتيد؟ گفتند آري اقرار داريم. سوره آل عمران، آيه ۸۱.

(۳)اين است دين شما كه ديني است واحد، و منم پروردگار شما پس مرا بپرستيد. سوره انبياء، آيه ۹۲.

(۴)براي شما از دين همان را تشريع كرد كه نوح را بدان سفارش فرمود، و آنچه به تو وحي كرديم، و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموديم، اين است كه دين را بپا داريد، و در آن اختلاف مكنيد. سوره شوري، آيه ۱۳.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 8933
صفحه از 595
پرینت  ارسال به