461
ترجمه تفسیر المیزان

ساير زنان آهنگ صدا را فريبنده نسازيد)، و در خانه‌هاي خود بنشينيد، و كرشمه و ناز مكنيد...، با اينكه اين امور بين زنان پيغمبر و ساير زنان مشترك است.

پس از اينجا مي‌فهميم كه آوردن جمله" شما مثل ساير زنان نيستيد" براي تاكيد است، و مي‌خواهد اين تكاليف را بر آنان تاكيد كند، و گويا مي‌فرمايد شما چون مثل ديگران نيستيد، واجب است در امتثال اين تكاليف كوشش و رعايت بيشتري بكنيد، و در دين خدا بيشتر از ساير زنان احتياط به خرج دهيد.

مؤيد و بلكه دليل بر اينكه تكليف همسران آن جناب سخت‌تر و شديدتر است، اين است كه پاداش و كيفرشان دو چندان است، همان طور كه ديديد آيه قبلي آن را مضاعف خواند، و معقول نيست تكليف از همه يكسان باشد، ولي كيفر و پاداش از بعضي مضاعف، پس اگر كيفر و پاداش بعضي مضاعف بود، بايد بفهميم كه تكليف آنان مؤكد، و مسئووليتشان سنگين‌تر است.

" فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ"- بعد از آنكه علو مقام، و رفعت منزلت همسران رسول خدا (ص) را به خاطر انتسابشان به آن جناب بيان نموده، اين علو مقامشان را مشروط به تقوي نموده، و فرموده كه فضيلت آنان به خاطر اتصالشان به رسول خدا (ص) نيست، بلكه به خاطر تقوي است، اينك در اين جمله ايشان را از خضوع در كلام نهي مي‌كند، و خضوع در كلام به معناي اين است كه در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند، تا دل او را دچار ريبه، و خيالهاي شيطاني نموده، شهوتش را بر انگيزانند، و در نتيجه آن مردي كه در دل بيمار است به طمع بيفتد، و منظور از بيماري دل، نداشتن نيروي ايمان است، آن نيرويي كه آدمي را از ميل به سوي شهوات باز مي‌دارد.

" وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً"- يعني سخن معمول و مستقيم بگوييد، سخني كه شرع و عرف اسلامي (نه هر عرفي) آن را پسنديده دارد، و آن سخني است كه تنها مدلول خود را برساند، (نه اينكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كني، تا شنونده علاوه بر درك مدلول آن دچار ريبه هم بشود).

" وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي... وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ" كلمه" قرن" امر از ماده" قر" است، كه به معناي پا بر جا شدن است، و اصل اين كلمه" اقررن" بوده، كه يكي از دو تا" راء" آن حذف شده است، ممكن هم هست از ماده" قار، يقار" به معناي اجتماع، و كنايه از ثابت ماندن در خانه‌ها باشد، و مراد اين باشد كه اي

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
460

زياد شدن عذاب است، و چون بر اين عذاب دو برابر افزوده شود مجموع سه برابر مي‌گردد.

آيه شريفه با جمله" وَ كانَ ذلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسِيراً" ختم شده، تا اشاره كند به اينكه صرف همسري پيغمبر جلوگير عذاب دو چندان نمي‌شود، هيچ ملاكي براي احترام نيست مگر تقوي، و همسري پيغمبر وقتي اثر نيك دارد كه توأم با تقوي باشد، و اما با معصيت اثري جز دورتر شدن، و وبال بيشتر آوردن ندارد.

[همسران پيامبر (صلي اللَّه عليه و آله و سلم) در برابر عمل خوب و بد خود پاداش و كيفر دو برابر دارند و بايد در اطاعت خدا و رسول (صلي اللَّه عليه و آله و سلم) دقت و مواظبت بيشتري داشته باشند]..... ص: ۴۶۰

" وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ..."

كلمه" قنوت" به معناي خضوع است «۱» و بعضي «۲» گفته‌اند: به معناي اطاعت است، بعضي «۳» ديگر به معناي ملازمت و مداومت در اطاعت و خضوع گرفته‌اند، و كلمه" اعتاد" به معناي تهيه كردن است، و رزق كريم مصداق بارزش بهشت است.

و معناي آيه اين است كه هر يك از شما همسران رسول خدا (ص) براي خدا و رسول او خاضع شود، و يا ملازم اطاعت و خضوع براي خدا و رسول باشد، و عمل صالح كند، اجرش را دو باره مي‌دهيم، يعني دو برابر مي‌دهيم، و برايش رزقي كريم، يعني بهشت آماده مي‌كنيم.

در اين آيه التفاتي از غيبت (و اين براي خدا آسان است) به تكلم با غير (مي‌دهيم- و آماده مي‌كنيم) به كار رفته، تا اعلام بدارد: كه چنين افرادي به درگاه خدا نزديكند، و خدا برايشان احترام قائل است، هم چنان كه سياق غيبت قبلي مي‌فهماند كه آنهايي كه مرتكب فاحشه مبينه مي‌شوند، از خدا دورند، و خدا هيچ ارزشي برايشان قائل نيست، و همسري رسول خدا (ص) كمترين اثري برايشان ندارد.

" يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ" اين آيه برابري زنان پيغمبر با ساير زنان را نفي مي‌كند، و مي‌فرمايد: شما با ساير زنان برابر نيستيد اگر تقوي به خرج دهيد، و مقام آنها را به همان شرطي كه گفته شد بالا مي‌برد، آن گاه از پاره‌اي از كارها نهي، و به پاره‌اي از كارها امر مي‌كند، امر و نهيي كه متفرع بر برابر نبودن آنان با ساير زنان است، چون بعد از آنكه مي‌فرمايد شما مثل ساير زنان نيستيد، با كلمه" فاء- پس" آن امر و نهي را متفرع بر آن نموده، فرموده، پس در سخن خضوع نكنيد، (و چون

__________________________________________________

(۱)روح المعاني، ج ۲۲، ص ۲.

(۲ و ۳)مجمع البيان، ج ۸، ص ۳۵۴.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 8683
صفحه از 595
پرینت  ارسال به