53
ترجمه تفسیر المیزان

و اگر گفته شود در آيه مورد بحث فرعون، موسي (ع) را دروغگو خوانده، با اينكه در اين آيه سخني از موسي حكايت نشده، پس چرا فرعون گفته: او دروغگو است، پاسخ اين آن است كه موسي اين را گفته بود، ليكن قرآن كريم سخن او را در سوره اسري، آيه ۱۰۲ حكايت فرموده، كه گفته بود:" لَقَدْ عَلِمْتَ ما أَنْزَلَ هؤُلاءِ إِلَّا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ- تو خودت يقين داري كه اين آيات را جز رب آسمانها و زمين كسي نازل نكرده".

بعضي «۱» از مفسرين در توجيه جمله" ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي" گفته‌اند:" از قبيل نفي معلوم به نفي علم است" و اين گونه تعبير در جايي مي‌آيد كه اگر حقيقتي وجود مي‌داشت حتما همه مي‌فهميدند، در چنين مواردي گفته مي‌شود كه من چنين چيزي نمي‌دانم، يعني چنين چيزي نيست، و نظير اين تعبير در آيه" قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ" «۲» است و ليكن اين توجيه با ذيل آيه سازگار نيست، چون فرعون دنبال اين جمله مي‌گويد: برايم برجي بساز، تا بلكه از اله موسي اطلاعي پيدا كنم.

" وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ" يعني حالشان حال كسي است كه برنگشتن به سوي ما در نظرش رجحان دارد، چون در سويداي دل يقين به رجوع داشتند، هم چنان كه خداي تعالي در باره‌شان فرموده:" وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا- معاد را انكار كردند در حالي كه دلهايشان به آن يقين داشت، و اين انكارشان از ظلم و گردنكشي بود".

" فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ..."

كلمه" نبذ" به معناي طرح و دور انداختن است، و كلمه" يم" به معناي دريا است، و بقيه الفاظ آيه روشن است، چيزي كه هست بايد نكته‌اي كه در آن است از نظر دور نداشت، و آن لحن توهين‌آميز به فرعون و لشكريان او، و هول انگيزي عذابي است كه بر سر آنان آورد.

" وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ" معناي دعوت به آتش، دعوت به كارهايي است كه مستوجب آتش است، و آن كارها عبارت است از: كفر و گناهان گوناگون، چون اينها است كه قيامتشان را به صورت آتشي تصوير مي‌كند، كه در آن معذب خواهند شد، ممكن هم هست مراد از كلمه" نار" همان

__________________________________________________

(۱)تفسير كشاف، ج ۳، ص ۴۱۳.

(۲)بگو آيا به خدا خبر از چيزي مي‌دهند كه خود او از وجود آن در آسمانها و زمين اطلاعي ندارد.

سوره يونس، آيه ۱۸. [.....]

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
52

را براي خود اثبات، و از خداي تعالي نفي مي‌كرد، و اما ساير الهه كه او و قومش آنها را مي‌پرستيدند، آيه متعرض آنها نيست.

" فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَي الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً"- يعني اي هامان آتش بيفروز بر گل، و مراد از اين عبارت اين است كه: خشت خام را در آتش بپز و آجر بساز. كلمه" صرح" به معناي برجي بلند است، كه از همه جا پيدا باشد، و اين نام از فعل" صرح الشي‌ء" گرفته شده، كه به معناي اين است كه چيزي ظاهر شد، بنا بر اين در جمله مورد بحث دستور داده آجر بسازد.

و قصري بلند برايش بسازد.

[مقصود فرعون از اينكه به" هامان" گفت: برايم برجي بساز" لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلي إِلهِ مُوسي"]..... ص: ۵۲

" لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلي إِلهِ مُوسي"- در اين جمله" اله" را نسبت به موسي داده، و گفته اله موسي، به اين عنايت كه خود او آن را نمي‌شناسد، و اين موسي است كه مردم را به سوي او مي‌خواند، و اين كلام از باب قرار دادن نتيجه در جاي مقدمه است، و تقدير كلام چنين است:" اجعل لي صرحا اصعد الي اعلي درجاته، فانظر الي السماء لعلي اطلع الي اله موسي- برايم برجي بساز، تا بر آخرين پله آن بالا روم، و به آسمانها نظر كنم، شايد از اله موسي اطلاعي يابم" و گويا او خيال مي‌كرده كه خداي تعالي جسمي است كه در بعضي از طبقات جو يا افلاك منزل دارد، لذا اظهار اميد مي‌كند كه اگر چنين برجي برايش درست كنند از بالاي آن به خداي تعالي اشراف و اطلاع پيدا كند، ممكن هم هست كه او چنين خيالي نمي‌كرده بلكه مي‌خواسته مطلب را بر مردم مشتبه نموده و گمراهشان سازد.

و نيز ممكن است مرادش اين بوده باشد كه برايش رصد خانه‌اي بسازند، تا ستارگان را رصدبندي نموده، از اوضاع كواكب استنباط كند، آيا رسولي مبعوث شده تا با رسالت موسي تطبيق كند يا نه، و يا آنچه موسي ادعا مي‌كند حق است يا نه؟ مؤيد اين احتمال گفتار ديگر اوست كه قرآن كريم در جاي ديگر آن را چنين حكايت فرموده:" يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ، أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلي إِلهِ مُوسي، وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً" «۱».

" وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ"- در اين جا از مطلبي كه قبلا گفته بود كه من معبودي غير از خودم سراغ ندارم، ترقي نموده، مي‌گويد: نه تنها نسبت به اله ديگر غير از خودم جهل دارم، بلكه از اين طرف گمان به عدم چنين معبودي دارم، و گمان دارم كه موسي دروغ مي‌گويد، و اين مدعا را براي تلبيس و گمراه كردن مردم كرده.

__________________________________________________

(۱)اي هامان برايم برجي بساز باشد كه من به آنچه از عوامل آسماني سبب حوادثي در زمين است اطلاع پيدا كنم، در نتيجه از اله موسي اطلاع يابم، چون من خيال مي‌كنم او دروغگو است. سوره مؤمن، آيه ۳۶ و ۳۷.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 8682
صفحه از 595
پرینت  ارسال به