87
ترجمه تفسیر المیزان

كند.

" رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا"- كلمه" رزقا" مفعول مطلق است، و ممكن هم هست حال از كلمه" ثمرات" باشد، و جمله" وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ"، استدراك از همه مطالب گذشته است، و معناي آيه اين است كه: ما ايشان را در محل امني حفظ كرديم، و از هر ثمره‌اي روزي داديم، ليكن بيشترشان به اين مطلب جاهلند، و گمان مي‌كنند آنكه ايشان را از ربودن عرب حفظ مي‌كند، شركشان به خدا و بت‌پرستي ايشان است.

[جواب ديگري به آن بهانه: تنعم و بهره‌مندي مادي در حال كفر و بي ايماني، در معرض هلاكت و فنا است]..... ص: ۸۷

" وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها..."

كلمه" بطر" به معناي طغيان ناشي از نعمت است، و كلمه" معيشتها" به خاطر حذف حرف جر منصوب شده، و معناي جمله اين است كه: چه بسا قريه‌ها كه در معيشت خود طغيان كردند، و ما هلاكشان كرديم.

" فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا"- يعني مساكن آنان كه خراب و ويران شد، اينك خرابه‌هاي آن، جلو چشم شما است، و هنوز به حالت ويراني‌اش مانده، و تعمير نشده، و بعد از هلاكت صاحبانش مسكوني نشد، مگر اندكي از آنها.

با اين معنا كه براي جمله كرديم روشن مي‌شود كه مناسب‌تر آن است كه استثناي" الا قليلا" را استثناي از مسكن‌ها بگيريم، نه از جمله" من بعدهم"، چون اگر چنين كنيم معناي آيه اين مي‌شود كه: مساكن آنان بعد از ايشان مسكون نشد، مگر زماني اندك، چون كسي در آنجاها منزل نكرد، مگر كاروانياني كه در بعضي از سفرها يك روز يا نيم روز در آنجاها منزل كردند.

" وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ"- چون كه آنان مالك آن مساكن شدند، و بعدا آن را ترك كردند و رفتند، و كسي از ايشان نماند كه آن مساكن را تملك كند، غير از ما، لذا ما وارث مسكنهاي آنان شديم، و در اين جمله، يعني جمله" وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ"، عنايت لطيفي به كار رفته، براي اينكه مالك حقيقي هر چيز، آنهم مالك مطلق، خدا است، پس مالك مساكن آنان نيز از اول خدا بود، چند صباحي به ايشان تمليك كرد، يعني در تحت تسلط و اختيار آنان قرار داد، آن گاه دوباره از دستشان گرفت، يعني هلاكشان كرد، و بعد از هلاكتشان ديگر مالكي براي آن مساكن نماند به جز خدا، پس اگر خداي تعالي خود را وارث ايشان خواند، به اين عنايت است كه بعد از رفتن آنان كسي باقي نماند، و تنها او باقي ماند و او مالك املاك آنان شد، گويا آن ملك اعتباري كه داشتند به خدا منتقل شد، در حالي كه در حقيقت انتقالي در كار نبود، بلكه بعد از هلاكت آنان و زوال ملك اعتباري آنان ملك

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
86

مي‌خواهند بگويند ما از ايمان آوردن مانع داريم، و اين بهانه، خود اعترافي است ضمني، به اينكه اصل دعوت آن جناب حق است، كتاب او هم هر چه آورده حق است، چيزي كه هست خطر تخطف عرب نمي‌گذارد ما بدان ايمان آوريم، و صريح‌تر از اين اعتراف ضمني جمله" إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدي مَعَكَ" است، كه در آن اقرار مي‌كنند به اينكه آنچه با رسول خدا (ص) است و آنچه او آورده است هدايت است، و گر نه مي‌گفتند:" اگر پيروي كنيم كتاب و دين تو را" يا تعبيري ديگر مي‌آوردند.

" أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً"- بعضي «۱» گفته‌اند" تمكين" متضمن معناي جعل و قرارداد است، و معناي جمله اين است كه مگر ما براي آنان حرم امني قرار نداديم، تا در آن جاي گيرند بعضي «۲» ديگر گفته‌اند: كلمه" حرما" منصوب به ظرفيت است، و معناي جمله چنين است:" آيا ما ايشان را در حرمي امن جا نداديم" و كلمه" آمنا" صفت آن ظرف است، يعني در حرمي جا داديم كه داراي امنيت است، و اگر حرم را داراي امنيت توصيف كرد، با اين كه اهل آن امنيت دارند، از باب مجاز در نسبت است، و جمله عطف است بر محذوف، و گر نه در اول آن واو عاطفه نمي‌آمد، بلكه مي‌فرمود:" أ لم نمكن" پس تقدير آن چنين است:" ا لم نعصمهم، و نجعل لهم حرما آمنا، ممكنين اياهم- آيا ايشان را مصونيت نداديم، و حرمي امن در اختيارشان نگذاشتيم، كه در آن جاي گيرند".

اين جمله جواب اول خداي تعالي از گفتار ايشان است، كه به عنوان عذر و بهانه گفتند:" اگر با تو هدايت را پيروي كنيم از سرزمين خود ربوده مي‌شويم"، و حاصل جواب اين است كه: ما ايشان را در زميني مكنت داديم كه آن را حرم و داراي امنيت قرار داديم به طوري كه عرب آن را محترم مي‌شمارد، ديگر چرا بايد بترسند از اينكه اگر ايمان بياورند عرب ايشان را از آنجا بربايند.

" يُجْبي إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ"- كلمه" يجبي"، مضارع مجهول از ماده" جبايت" است، كه به معناي جمع‌آوري است، و كلمه" كل" در اينجا به منظور تكثير آمده، نه اينكه بخواهد عموميت را برساند، چون قطعا همه ميوه‌هاي دنيا در مكه جمع‌آوري نمي‌شود و معناي اين جمله اين است كه:" ميوه‌هاي بسياري از اشياء به سوي حرم گردآوري مي‌شود"، و اين جمله، صفت حرم است، بدين منظور آن را آورد، تا از اين توهم كه ممكن است به و هم كسي آيد كه ايمان آوردن باعث تضرر ايشان مي‌شود، چون ديگر كارواني به مكه نمي‌آيد، جلوگيري

__________________________________________________

(۱)روح المعاني، ج ۲۰، ص ۹۷. [.....]

(۲)تفسير كشاف، ج ۳، ص ۴۲۲.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 8228
صفحه از 595
پرینت  ارسال به