89
ترجمه تفسیر المیزان

" وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا..."

كلمه" ايتاء" به معناي" اعطاء" است و كلمه" من شي‌ء" بيان كلمه" ما" است، كه به منظور عموميت دادن به" ما" آمده، و معنايش چنين مي‌شود" تمامي آنچه كه از متاع حيات دنيا داده شده‌ايد"، كلمه" متاع" به معناي هر چيزي است كه از آن بهره‌برداري شود، و كلمه" زينة" به معناي هر چيزي است كه به چيزي منضم شود، و آن را جمال و حسني ببخشد، و كلمه" حياة الدنيا" به معناي زندگي زودگذر و پايان پذيري است كه از زندگي آخرت به ما نزديك‌تر است، و در مقابل آن زندگي آخرت است، كه جاوداني و ابدي است، و مراد از" ما عِنْدَ اللَّهِ" نيز همان زندگي با سعادت آخرت است كه در جوار خدا است و به همين جهت خير و باقي‌تر شمرده شده.

و معناي آيه اين است كه: تمامي نعمتهاي دنيوي كه خدا در اختيارتان قرار داده متاع زينتي است كه زندگي دنيوي را زينت داده، زندگي دنيوي كه از آن زندگي ديگر به شما نزديك‌تر و فاني و زودگذر است و آنچه از ثوابها كه ذخيره خانه آخرت است، و ثمره پيروي هدايت و ايمان به آيات خدا است بهتر و باقي‌تر است، پس جا دارد كه آن زندگي را و آن ثوابها را بر زندگي دنيا و متاع و زينت آن مقدم بداريد، اگر عقل داشته باشيد.

و اين جواب سومي است از اينكه گفتند:" إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدي مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا"، و حاصل آن اين است: اگر پذيرفتيم كه اگر پيروي هدايت كنيد عرب شما را از سرزمينتان بربايند، و ليكن آنچه شما در اين فرض از دست مي‌دهيد متاع زندگي دنياي فاني است، پس چرا بايد آن را بر سعادت آخرت و بر ثواب در نزد خدا كه در عوض پيروي هدايت است، ترجيح دهيد با اينكه آنچه نزد خدا است بهتر و پايدارتر است؟

[بيان ترجيح پيروي هدايت بر ترك آن و تمتع از حيات دنيا، با مقايسه حال پيروان هدايت با حال بهره‌مندي و تنعمان پيرو هواي نفس]..... ص: ۸۹

" أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيهِ، كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ..."

اين آيه تا آخر هفت آيه بعد توضيح مضمون آيه قبل است، و همان معنا را يعني ترجيح پيروي هدي بر ترك آن، و بر پيروي هواي نفس در بهره‌گيري از متاع حيات دنيا را با بياني ديگر روشن مي‌كند، و در اين بيان حال پيروان هدايت را با حال پيروان هوي مقايسه مي‌نمايد، كه دسته اول به وعده‌هاي نيكي، كه خدا به آنان داده، مي‌رسند، و دسته دوم در روز قيامت احضار مي‌شوند و خدايان دروغي آنان از آنان بيزاري جسته، و دعايشان را مستجاب نمي‌كنند، و از اينكه دعوت رسولان را اجابت نكردند، بازخواست مي‌شوند.

پس اينكه فرمود:" أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيهِ"، استفهامي است انكاري، و ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
88

حقيقي خدا (كه تا كنون به خاطر آن ملك اعتباري مخفي مانده بود) ظاهر شد.

اين آيه جواب دوم خداي تعالي است از عذري كه آوردند كه:" اگر با تو به هدايت ايمان بياوريم عرب ما را از سرزمينمان مي‌ربايند" و حاصل اين جواب اين است كه: صرف اينكه شما ايمان نياوريد، و در نتيجه عرب شما را نربايند، باعث نمي‌شود كه شما در اين سرزمين باقي بمانيد و زمينتان حفظ شود و هر جور دلتان خواست متنعم شويد، براي اينكه چه بسا قريه‌ها كه در نهايت درجه تنعم بودند، و در نتيجه باد غرور و طغيان سرگرمشان كرده بود، كه ما همه آنان را هلاك كرديم، و شهر و دهشان خالي از سكنه ماند، و كسي جز خدا آن را ارث نبرد.

" وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُري حَتَّي يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا" كلمه" ام القري" به معناي مركز دهات، و آن شهرستاني است كه همه دهات بدانجا مراجعه مي‌كنند، و در آيه شريفه سنت الهي در عذاب قرا، و انقراض اهل آنها بيان شده، و آن اين است كه: عذاب استيصال و انقراض هيچ وقت از خداي تعالي صادر نشده مگر بعد از آنكه حجت را بر آنان تمام كرده باشد، يعني رسولي به سويشان فرستاده باشد، تا آيات خدا را بر آنان بخواند، و بعد از آنكه ايشان آن رسول را تكذيب كرده، و به آيات خدا كفر ورزيده باشند.

و در اينكه بعد از آيه قبلي اين آيه را ذكر كرد، كه سنت الهي را در هلاك ساختن قري بيان مي‌كند، خود تهديدي است به اهل مكه كه مشرك بودند، و اشاره است به اينكه اگر آنان نيز بر كفر خود پافشاري كنند، در معرض نزول عذاب قرار خواهند گرفت، براي اينكه خداي تعالي براي ام القري كه همان مكه است رسولي فرستاد، تا آيات وي را بر مردم آنجا بخواند، ولي آن مردم هنوز ظالمند و رسول خود را تكذيب مي‌كنند.

با اين بيان روشن مي‌شود كه آن نكته‌اي كه باعث شد در آيه شريفه از متكلم مع الغير (ما) به سوي غيبت التفات شود، چه بوده؟ آري در آيات قبل و همچنين بعد از جمله مورد بحث خداي تعالي متكلم مع الغير (ما) اعتبار شده و فرموده:" نمكن، لدنا، اهلكنا، وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ"، ولي در جمله مورد بحث خداي تعالي غايب اعتبار شده، فرموده:" وَ ما كانَ رَبُّكَ...- و پروردگار تو، چنين و چنان نيست" نكته اين التفات اين است كه: در اشاره به اينكه اگر پيامبر را تكذيب كنند، شرايط عذاب كردن در ما بين آنان فراهم است، هم تقويت نفس پيامبر خداست و هم تاكيدي براي حجت او، لذا مي‌بينيم بعد از آنكه در اين عبارت غرض مزبور ايفا شده، دوباره به سياق قبل برمي‌گردد، و مي‌فرمايد:" وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُري".

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 8990
صفحه از 595
پرینت  ارسال به