103
تفسیر مجمع البیان (ترجمه)

خدن: دوست، جمع اخدان. در اين كلمه مذكر و مؤنث يكسان است و بهمان معني است: خدين.

عنت: سختي، مبرد گويد: عنت يعني هلاك.

مقصود... ص: ۱۰۶

خداوند در اين آيه، در باره ازدواج با كنيزان سخن گفته، مي‌فرمايد:

وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ: ابن عباس و سعيد بن جبير و مجاهد و قتاده و سدي گويند: يعني ثروتي ندارد كه بتواند با زنان آزاد و با ايمان ازدواج كند و مهر و نفقه ايشان را بدهد.

فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ: چنين كسي مي‌تواند با كنيزان با ايمان ازدواج كند زيرا مهر كنيزان كمتر و مخارج آنها عادة سبكتر است. منظور اين است كه با كنيز غير ازدواج كنند و گرنه اجماعي است كه انسان با كنيز خود نمي‌تواند ازدواج كند. روايتي بهمين منظور از امام باقر (ع) نقل شده جابر و عطا و ابراهيم و ربيعه گويند: شخص اگر چه توانايي مالي هم داشته باشد، مي‌تواند با كنيزان ازدواج كند. لكن قول اول صحيح است و نظر اكثر فقها همان است.

از آيه برمي‌آيد كه ازدواج با كنيز كتابي صحيح نيست، زيرا جواز ازدواج، مقيد به ايمان شده است و مذهب شافعي و مالك هم همين است.

وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ: خداوند بايمان شما داناتر است. يعني وظيفه شما اين است كه در اين حكم بظاهر اشخاص نگاه كنيد چه پي بردن به باطن اشخاص ممكن نيست، تنها خداوند، عالم بباطن و مطلع از ضمير مردم است.

بعضكم من بعض: در باره اين جمله دو قول است:

۱- مقصود اين است كه همه شما اهل ايمان و تابع يك دين هستيد، بنا بر اين نبايد بعادت اهل جاهليت، كنيزان را مورد طعن و سرزنش قرار دهيد.

فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ: با كنيزان با ايمان، با اجازه ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،


تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
102

بيان آيه ۲۵... ص: ۱۰۵

قرائت... ص: ۱۰۵

اهل كوفه «فاذا احصن» بفتح همزه و ديگران بضم همزه و كسر صاد قرائت كرده‌اند.

لغت... ص: ۱۰۵

طول: غناء، بي‌نيازي، اصل اين كلمه از «طول» بمعني بلندي است زيرا شخص بوسيله بي‌نيازي بمقامات عالي مي‌رسد. تطول، يعني بخشيدن مال و تطاول بر مردم يعني تفضل بر ايشان همچنين است استطاله «طالت طولك و طيلك» يعني مدتت دراز شد، چنان كه شاعر گويد:

انا محيوك فاسلم ايها الطلل و ان بليت و ان طالت بك الطيل

يعني: ما ترا تحيت مي‌گوييم، پس سالم باش، اي شخص با طراوت، اگر چه زمان تو طولاني باشد.

طول بمعني ريسمان است، شاعر گويد:

لعمرك ان الموت ما اخطا الفتي لكالطول المرخي و ثنياه باليد

يعني: بجان تو سوگند كه مرگ در باره هيچكس بخطا نمي‌افتد، مردم مثل حيواني كه در چراگاه با ريسمان بلند، او را بسته‌اند كه بچرد و نمي‌تواند فرار كند، در دام مرگ گرفتارند.

فتي: مرد جوان. فتاة: زن جوان، كنيز اگر چه پير هم باشد چه مثل پيران ديگر نيست و احترام پيران را ندارد. بطور كلي فتوه بمعني حالت حداثت و نو ظهوري است و فتيا نيز از همين جاست و عبارت از حكم فقيه در مساله تازه است. فتيات جمع فتاة. ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،

  • نام منبع :
    تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 5606
صفحه از 317
پرینت  ارسال به