13
تفسیر مجمع البیان (ترجمه)

حالت چهار همسري. كساني كه بدل گرفته‌اند مي‌گويند: ذكر واو عطف براي اين است كه دلالت كند بر اين كه: سه همسر بدل از دو همسر و چهار همسر بدل از سه همسر.

حال آنكه اگر بجاي واو «او» آمده بود، كسي كه دو همسر داشت نمي‌توانست سه همسر و كسي كه سه همسر داشت، نمي‌توانست چهار همسر اختيار كند.

نحلة: مفعول لاجله نفسا: تميز نسبت. اين كلمه در اينجا بمعناي جنس است و بهمين جهت، جمع نيامده است. مثل:

بها جيف الحسري فاما عظامها فبيض و اما جلدها فصليب

يعني. در آنجا مردهايي هستند كه استخوانشان سفيد و پوستشان متلاشي شده است. در اينجا شاعر «جلدها» گفته، نه «جلودها» با اينكه مقصود معناي جمع است. علت اين است كه «جلد» به معناي جنسي استعمال شده. در آيه شريفه، اگر «انفساً» هم گفته بود روا بود. اين موضوع در آيه «بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا» (سوره كهف ۱۰۳) رعايت نشده، تا عمل هر كس به خود او نسبت پيدا كند نه اينكه: يك عمل، به همه آنان.

عَنْ شَيْ‌ءٍ مِنْهُ: «من» براي بيان جنس است نه براي تبعيض، زيرا اگر زن همه مهر خود را هم ببخشد، جايز است.

هَنِيئاً مَرِيئاً: حال.

شان نزول و نظم... ص: ۱۶

در سبب نزول آيه و كيفيت نظم آن اقوالي است:

۱- اين آيه در باره دختر يتيمي نازل شد كه سرپرستش بمال و جمال او چشم دوخته بود و تصميم داشت بدون دادن مهر با او ازدواج كند.

از اين رو خداوند دستور داد كه با دختران يتيم ازدواج نكنند مگر اينكه نسبت به آنها عادلانه رفتار كنند و مهر آنها را مطابق شؤونشان بپردازند يا اينكه با زنان ديگر ازدواج كنند و گرفتن زنان متعدد، تا چهار زن در صورت رعايت عدالت، براي آنها

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،


تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
12

يعني: شما را دو تا دو تا و يكي يكي كشتم و مره را مانند ديروز كه پشت كرده است، ترك كردم.

عول، ستم و انحراف. «عول فرايض» هنگامي است كه سهام كم آيد و نقص بر آنها وارد شود. ابو طالب گويد: «بميزان قسط وزنه غير عائل» يعني: با ميزان عدل كه وزن آن ستمكارانه نيست. فعل اين كلمه: «عال يعول» است و «عال يعيل» مصدر آن «عيله» بمعناي احتياج است. شاعر گويد:

فما يدري الفقير متي غناه و ما يدري الغني متي يعيل

يعني: فقير نمي‌داند كه كي غني مي‌شود و غني نمي‌داند كه كي محتاج مي‌شود.

برخي گفته‌اند: «الا تعولوا» يعني «كه احتياج پيدا نكنند» لكن اشتباه رفته‌اند برخي هم گفته‌اند: يعني «نانخورهاي شما زياد نشوند» اين هم اشتباه است زيرا اين معني با «الا تعيلوا» مناسب است كه اسم فاعل آن «معيل» مي‌آيد.

صداق و صداق و صدقه و صدقه: مهر نحله: بخشش.

زنبور عسل را «نحل» گويند، زيرا خداوند بوسيله او بمردم عسل مي‌بخشند.

هنيئي: گوارا مري‌ء: شفا بخش

اعراب... ص: ۱۵

ما طابَ: فراء گويد «ما» مصدري است يعني «الطيب» از مجاهد روايت شده است: «فانكحوا النساء نكاحاً طيباً» مبرد گويد: «ما» بمعناي جنس است و برخي گفته‌اند: بمعناي مبهم است، زيرا موقعيت، با ابهام تناسب دارد.

مَثْني وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ: بدل از «ما طاب» و منصوب هستند. اين كلمات، غير منصرف هستند، زيرا از نه علت عدم انصراف، عدول و صفت، در آنها وجود دارند، ابو علي گويد: كلمات مذكور براي «ما طابَ لَكُمْ» حال هستند و منظور اين است كه نكاح بايد در يكي از اين حالات باشد: حالت دو همسري، حالت سه همسري و

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،

  • نام منبع :
    تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 5620
صفحه از 317
پرینت  ارسال به