149
تفسیر مجمع البیان (ترجمه)

بيان آيه ۴۱- ۴۲... ص: ۱۵۲

قرائت... ص: ۱۵۲

كوفيان- بجز عاصم- «تسوي» بفتح تا و سكون سين و يزيد و نافع و ابن عامر «تسوي» بفتح تاء و تشديد سين و ديگران «تسوي» بضم تاء و سكون سين خوانده‌اند قرائت «تسوي» (بفتح تاء و تشديد سين) بنا بر اين است كه در اصل «تتسوي» بوده، يا تاء دوم در سين ادغام يا حذف شده است و اما قرائت «تسوي» (بضم تاء و فتح سين و تشديد واو) فعل مضارع از باب تفعيل است.

اعراب... ص: ۱۵۲

كيف: اسم استفهام و در اينجا براي توبيخ بكار رفته است. يعني: «كيف حال هؤلاء يوم القيامة» حذف دنباله اين جمله، به خاطر اين است كه كلام بر آن دلالت دارد. بديهي است كه «كيف» خبر است براي مبتداي محذوف. جايز نيست كه «كيف» منصوب به «جئنا» باشد زيرا «جئنا» مضاف اليه «اذا» است و مضاف اليه در ما قبل مضاف، عمل نمي‌كند. چنان كه صله در ما قبل موصول عمل نمي‌كند زيرا صله در حقيقت متمم اسم است.

مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ: محلا منصوب و حال است زيرا «بشهيد» را توصيف مي‌كند و چون بر موصوف مقدم شده، حال است. عامل در «اذا» جواب محذوف آن است و دليل آن «فكيف» است كه قبل از «اذا» ذكر شده.

يومئذ: عامل آن «يود» است. در اينجا ما بعد «اذ» در ما قبل آن عمل مي‌كند، در حالي كه عمل كردن ما بعد «اذا» در ما قبل آن جايز نبوده زيرا با اضافه «يوم» به «اذ» ديگر اضافه «ان» به جمله ما بعد، صحيح نيست و به همين دليل «اذ» تنوين داده شده است تا دلالت كند كه تمام شده است.

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،


تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
148

مقصود... ص: ۱۵۱

إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ: خداوند هرگز كسي را باندازه ذره‌اي ستم نمي‌كند.

كلمه «ذره» بمعني مورچه‌هاي سرخ و كوچكي است كه به سختي ديده مي‌شوند. ابن عباس و ابن زيد گويند: اين مورچه از ساير مورچگان خردتر است و برخي گفته‌اند: ذره آن است كه در موقع تابش خورشيد از روزنه، بچشم مي‌خورد. علت اينكه خداوند ظلم نمي‌كند اين است كه بقبح آن عالم و از آن بي‌نياز و بي‌نيازي خود آگاه است. كار زشت را كسي مرتكب مي‌شود كه جاهل باشد يا به آن نيازمند باشد يا فكر كند كه محتاج آن است در حالي كه واقعا از آن بي نياز است. خداوند از اين امور و هر گونه نقص و عجزي منزه است. ذره را به اين ملاحظه ذكر نكرده است كه بگويد فقط ظلم نكردن خداوند اختصاص به آن دارد، بلكه مي‌خواهد بگويد هيچگونه ظلمي نميكند و ذره كمترين مقداري است كه در وهم بشر مي‌گنجد.

وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها: مقصود اين است كه اگر آن اندازه ذره، كار نيكو باشد، خداوند آن را چند برابر مي‌كند و برخي گفته‌اند: دو برابر مي‌كند. اين قول از ابو عبيده است. برخي گفته‌اند: منظور اين است كه اين ذره نيكو را ادامه مي‌دهد و قطع نمي‌كند.

نظير اين آيه: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» (سوره زلزال آيه ۷) يعني كسي كه باندازه ذره‌اي نيكي كند، آن را مي‌نگرد. هر دو آيه هدفشان اين است كه مردم را به طاعت تشويق كنند و از معصيت باز دارند.

وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً: از جانب خود پاداشي بزرگ به ايشان مي‌دهد كه همان بهشت باشد.

اين آيه دلالت مي‌كند بر اينكه: منع ثواب و كم كردن آن ظلم است و اگر ظلم نبود، براي اين ترغيب و تشويقي كه در آيه مورد نظر است، معنايي نبود. ديگر اين كه خداوند قادر بر ظلم است، زيرا خود را از كار ظلم منزه كرده و خويشتن را بر آن ستوده است و اگر قادر بر ظلم نبود، ستايش جا نداشت

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،

  • نام منبع :
    تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 5608
صفحه از 317
پرینت  ارسال به