269
تفسیر مجمع البیان (ترجمه)

اجر و پاداش است. و اگر در معصيتي با او جفت گردد، بهره دنيويش سرزنش و بهره اخرويش كيفر خواهد بود.

كلمه كفل بمعناي وزر است بقول حسن و قتاده، و بمعناي بهره و نصيب است بقول سدي و ربيع و همه اهل لغت. در هر صورت مراد اين است كه شفاعتهاي ناپسند، براي انسان بهره‌اي از شر فراهم مي‌آورند.

وَ كانَ اللَّهُ عَلي كُلِّ شَيْ‌ءٍ مُقِيتاً: خداوند بر هر چيزي تواناست

معاني مقيت از نظر مفسران... ص: ۲۷۲

۱- سدي و ابن زيد گويند: مقيت بمعناي مقتدر است.

۲- ابن عباس گويد: مقيت، كسي است كه هر چيزي را از روي حساب مي‌دهد و حساب آن را حفظ مي‌كند.

۳- مجاهد گويد: بمعناي گواه است.

۴- نيز مجاهد گويد: بمعناي حساب كننده است.

۵- ابو علي جبايي گويد: مجازات كننده است زيرا خداوند جزاي هر نيك و بدي را مي‌دهد

نظم آيه... ص: ۲۷۲

وجه اتصال اين آيه، به سابق اين است كه: خداوند در آيه قبل فرمود: تو مسئول كار خود هستي و مسئوليت ديگران بگردن تو نيست از اينرو در اينجا مي‌فرمايد: مع الوصف تو بخاطر دعوت مؤمنان بسوي حق، همان اجر را داري كه انسان از اينكه شفاعتي نيكو در باره كسي كند، بهره‌مند مي‌شود. تا توهم نشود كه اگر انسان بعمل ديگران مؤاخذه نمي‌شود، از عمل نيكوي ديگران هم بي‌بهره مي‌ماند. اين وجه از علي بن عيسي است.

و گفته شده است كه: وجه اتصال اين است كه: هر گاه كسي خيري براي ديگري طلب كند و به او برسد، نصيبي هم بخودش مي‌رسد و از آنجا كه تو بر اثر دعوت بجهاد و تشويق مومنان نسبت به آن، براي ايشان طلب خير كرده‌اي، بي نصيب نخواهي ماند.

قاضي گويد: بهترين وجهي كه در اينباره گفته شده، همين است

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،


تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
268

مقصود... ص: ۲۷۱

اشاره

مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها: كسي كه شفاعتي نيكو كند، برايش بهره‌اي از آن است.

وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها: و كسي كه شفاعتي ناپسند كند، براي او گناهي از آن است.

معناي شفاعت... ص: ۲۷۱

۱- كلبي و ابن عباس گويند: مقصود اصلاح ميان دو نفر است و هر كس ميان دو نفر اصلاح بدهد، از اينكار پاداش مي‌برد و اگر كسي ميان دو نفر سخن چيني كند، از اينكار گناه مي‌برد.

۲- مجاهد و حسن گويند: شفاعت نيكو و شفاعت ناپسند، وساطت‌هايي است كه مردم براي يكديگر انجام مي‌دهند. گويند: هر چه كه وساطت در باره آن از نظر دين جايز باشد، شفاعت نيكو و هر چه از نظر دين، شفاعت و وساطت در باره آن جايز نباشد، شفاعت ناپسند خواهد بود و اضافه مي‌كنند كه: اگر كسي شفاعت نيكو كند، اجر مي‌برد اگر چه شفاعتش پذيرفته نشود زيرا خداوند فرموده است: «وَ مَنْ يَشْفَعْ...» و نفرموده است: «و من يشفع...» (كسي كه شفاعتش قبول شود...) مؤيد آن، اين دو حديث است: ۱-

«اشفعوا تؤجروا»

يعني: شفاعت كنيد تا پاداش بگيريد.

۲-

«من حالت شفاعته دون حد من حدود اللَّه فقد ضاد اللَّه في ملكه و من اعان علي خصومة بغير علم كان في سخط الله حتي ينزع»

يعني: كسي كه شفاعتش جلو يكي از حدود الهي، حايل شود، با خداوند در سلطنتش مخالفت كرده است و كسي كه بدون علم بر نزاعي كمك كند، در غضب خداست تا وقتي كه از اينكار جدا شود.

۳- ابو جبايي گويد: شفاعت نيكو دعاي خير براي مردم مؤمن و شفاعت ناپسند دعاي بد در باره ايشان است. وي اضافه مي‌كند كه: يهوديان در باره مردم مؤمن دعاي بد مي‌كردند و خداوند ايشان را از اين كار، ترسانيد.

۴- برخي گويند: شفاعت در اينجا اين است كه انسان در جهاد با دشمن، جفت و پشتيبان رفيق خود گردد، از اين شفاعت، بهره دنيويش غنيمت و پيروزي اخرويش ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،

  • نام منبع :
    تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 5627
صفحه از 317
پرینت  ارسال به