5
تفسیر مجمع البیان (ترجمه)

الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ: بعقيده همه مفسران قرآن كريم، مراد از نفس واحده حضرت آدم (ع) است.

علت اين كه واحده را با تاء تانيث. آورده، اين است كه: لفظ نفس مؤنث است، اگر چه معناي آن مذكر است. بنا بر اين، كلمه نفس نظير كلمه خليفه در شعر زير است كه به اعتبار معني، مذكر و باعتبار لفظ مؤنث است:

أبوك خليفة ولدته اخري و انت خليفة ذاك الكمال

يعني پدرت خليفه‌اي بود كه خليفه‌اي ديگر، او را پدر بود و تو نيز خليفه‌اي.

اين است كمال! در اين بيت، يك جا با خليفه معامله لفظ مؤنث و يك جا معامله لفظ مذكر شده است. در مورد كلمه نفس هم هر دو وجه جايز است.

وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها: و همسرش حوا را از خودش آفريد. بيشتر مفسران بر آنند كه حوا از يكي از دنده‌هاي آدم آفريده شده. از پيامبر گرامي اسلام روايت كرده‌اند كه: حوا از يكي از دنده‌هاي آدم خلق شده است و نيز روايت كرده‌اند كه:

زن از دنده آدم آفريده شده است، اگر بخواهيد راستش كنيد، شكسته ميشود و اگر آن را به حال خود گذاريد، از آن تمتع مي‌بريد از امام باقر (ع) روايت شده است كه: خداوند حوا را از ما زاد خاكي كه آدم را از آن آفريده بود، خلق كرد در تفسير علي بن ابراهيم است كه: حوا از دنده‌هاي پايين آدم خلق شد.

وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً: و خداوند زنان و مردان بسياري از اين زن و مرد نخستين، در روي زمين، منتشر كرد. در حقيقت، همه انسانها از يك تن، يعني آدم آفريده شده‌اند، زيرا همانطوري كه گفتيم، حوا نيز از خود آدم متفرع است و اين خود منتي است از خداوند بر همه انسانها تا با توجه به يگانگي اصل و مبدء خود، دست از نفاق و عداوت برداشته، در سايه دوستي و مهرباني و تعاون زندگي كنند، وانگهي يگانگي اصل و مبدء انسانهايي كه امروز به رنگها و نژادها و ملتهاي گوناگون تقسيم شده‌اند دليلي است روشن بر علم و حكمت و قدرت خداوند.

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،


تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
4

در مورد كلمه «الارحام» نصب آن بخاطر اين است كه عطف بر محل جار و مجرور يا عطف بر «اللَّه» است. جر آن بخاطر اين است كه عطف بر ضمير «له» باشد، لكن از لحاظ قياس و استعمال ضعيف است. رفع آن بنا بر اين است كه مبتدا باشد و خبر آن محذوف. يعني: «و الارحام و ما يجب ان تتقوه»

لغت... ص: ۶

بث: نشر رقيب: مراقبي كه هيچ چيز از او پنهان نمي‌ماند

مقصود... ص: ۶

خداوند متعال، اين سوره را با موعظه و امر به تقوي آغاز كرده است.

يا أَيُّهَا النَّاسُ: خطاب به همه افرادي است كه مكلف شده باشند. برخي گفته‌اند:

در كتب آسماني بمردم خطاب شده است: «اي مستمندان...» ولي در قرآن كريم، در سوره‌هاي مكي، خطاب مي‌كند: «اي مردم...» و در سوره‌هاي مدني گاهي خطاب مي‌كند: «اي مردمي كه ايمان آورده‌ايد...» و گاهي خطاب مي‌كند: اي مردم...

اتَّقُوا رَبَّكُمُ: از معصيت يا مخالفت پروردگارتان بپرهيزيد و فرمانهاي او را زير پا نگذاريد.

برخي گفته‌اند: يعني بپرهيزيد از اين كه حق خداوند را تضييع كنيد. ديگري گويد: يعني از عقاب خداوند بپرهيزيد، گويي منظور خداوند متعال اين است كه:

سزاوار است از كيفرهاي خدايي كه بزرگترين نعمتها را به شما داده و شما را بزيور خلقت آراسته است، بپرهيزيد، زيرا كسي كه از نعمتهاي خداوند برخوردار است، به تقوي پيشه كردن، اولي است.

بعقيده برخي از مفسران، خداوند مي‌خواهد كمال قدرت خود را بيان كند.

يعني كسي كه بر خلقت شما از نفس واحد قادر است، بر عقاب شما قادرتر است، بنا بر اين سزاوار است كه از مخالفت او خودداري كرده، از كيفر او بيمناك باشيد.

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،

  • نام منبع :
    تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 5619
صفحه از 317
پرینت  ارسال به