59
تفسیر مجمع البیان (ترجمه)

زيد مررت بدار يسكن فيها ضمير در فعل مستتر مي‌شود.

مقصود... ص: ۶۲

پس از آن كه خداوند قانون ارث را تعيين كرد، بدنبال آن به كساني كه اطاعت كنند وعده ثواب و به كساني كه سرپيچي كنند. بيم عقاب داد و فرمود.

تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ. اين دستورهايي كه در باره ارث و يتيمان بيان كردم حدود- خداوند و مرزهايي است كه نبايد از آنها گذشت. اين معني از زجاج است. در باره معناي حدود، اقوالي است.

۱- شرطها، يعني اين است شرطهاي خدا، اين قول از سدي است.

۲- ابن عباس گويد. يعني اين است طاعت خداوند.

۳- اين است تفصيلات خداوند در باره ارث. اين معني بنظر محكم‌تر است.

پس مراد اين است كه: تقسيمي كه خدا كرده و فريضه‌هايي كه تعيين كرده و حق زندگان را از مردگان بيان فرموده، ميان طاعت و معصيت او جدايي مي‌افكند زيرا معناي حدود خدا، همان حدود طاعت خداست كه بخاطر وضوح، اختصار شده است.

وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ: كسي كه خدا و رسول را در اوامر ايشان و بقولي در مقررات ارث، اطاعت كند...

يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ: خداوند او را به بهشتهايي داخل مي‌كند كه از زير درختان و بناهاي آنها آب نهرها جريان دارد. در اينجا دو مضاف حذف شده و مضاف اليه‌ها باقي مانده است يعني: «من تحت اشجارها و ابنيتها ماء الانهار» خالِدِينَ فِيها: دائم در آنجا هستند.

وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ: رستگاري بزرگ همين است. در اينجا رستگاري را توصيف به بزرگي كرده ولي بيان نكرده است كه اين رستگاري نسبت به چيست؟. و مراد اين است كه رستگاري اخروي نسبت بمنفعت حيازت تركه ميت، بزرگ است، چه امر دنيا نسبت بامر آخرت، حقير است.

علت اين كه طاعت خدا را در مورد تقسيم ميراث، آورده، در حالي كه طاعت

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،


تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
58

بيان آيه ۱۳- ۱۴... ص: ۶۱

قرائت... ص: ۶۱

نافع و ابن عامر- ندخله- به نون و ديگران- يدخله- به ياء خوانده‌اند. اگر به نون بخوانيم: عدول از لفظ غيبت تكلم شده است تا كبريا و جلال خداوندي را ظاهر سازد مثل:- بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ... سَنُلْقِي- (سوره آل عمران آيه ۱۵۱) يعني بلكه خداوند مولاي شماست... بزودي مي‌افكنيم... و اگر بياء بخوانيم فعل بلفظ غيبت و فاعل آن- اللَّه- است.

لغت... ص: ۶۱

حدود: جمع حد، فاصله ميان دو چيز. اصل اين كلمه از منع و فصل است.

حدود خانه، باين ملاحظه گفته مي‌شود كه خانه را از اطراف خود جدا مي‌كند و فصل مي‌دهد.

فوز: فلاح، رستگاري

اعراب... ص: ۶۱

خالِدِينَ فِيها: منصوب است و حال، زجاج گويد:- يدخلهم مقدرين الخلود فيها- يعني آنها را داخل مي‌سازد در حالي كه تقدير آنها جاوداني بودن در آن است. حال گاهي براي زمان آينده مي‌آيد مثل:- مررت برجل معه باز صائدا به غداً- يعني بمردي گذشتم كه با او بازي بود كه مي‌خواست فردا با آن شكار كند.

خالِداً فِيها. يا منصوب است و حال، نظير آنچه در بالا ذكر شد. يا صفت است براي- نار- نظير اين مثال.- زيد مررت بدار ساكن فيها- يعني گذشتم به خانه‌اي كه زيد در آن ساكن بود و ضمير حذف شده است يعني. ساكن هو فيها و در آيه يعني خالدا هو فيها چه اسم فاعل هر گاه صفت براي چيزي و ضمير آن عائد به چيزي ديگر باشد، ديگر ضمير در آن مستتر نمي‌شود بر خلاف فعل كه اگر گفته شود

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،

  • نام منبع :
    تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 5643
صفحه از 317
پرینت  ارسال به