63
تفسیر مجمع البیان (ترجمه)

مقصود... ص: ۶۶

بعد از آن كه خداوند حكم زنان و مردان را از لحاظ نكاح و ميراث بيان كرد، كيفر آنهايي كه مرتكب حرام شوند شرح مي‌دهد و مي‌فرمايد:

وَ اللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ: زنان آزادي كه مرتكب زنا مي‌شوند.

فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ: چهار نفر از مسلمانان بر ايشان گواه بگيريد.

اين خطاب، متوجه حاكمان و زمامداران است كه هر گاه خود زناكار، بگناه خود اقرار نكند، وظيفه ايشان است كه چهار شاهد بخواهند تا بر زناي او گواهي دهند.

بقولي اين خطاب، متوجه شوهران است و آنها را موظف مي‌كند كه بر همسران زناكار خود چهار نفر شاهد بگيرند. ابو مسلم گويد: مقصود از فاحشه، در اين آيه اين است كه زني با زني براي انجام نوعي از اعمال جنسي كه ميان زنان معمول است، خلوت كند لكن اين قول بر خلاف اجماع و مخالف عقيده تمام مفسران است، چه آنان فاحشه را بزنا تفسير كرده‌اند.

فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّي يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ: اگر چهار شاهد گواهي دادند، آنها را در خانه‌ها حبس كنيد. تا مرگشان فرا رسد. در آغاز اسلام، هر گاه زني زنا مي‌كرد و چهار گواه، بر زناي او شهادت مي‌دادند، او را در خانه حبس مي‌كردند تا جان مي‌سپرد. سپس اين حكم نسخ شد و دستور داده شد كه اشخاصي را كه مرتكب زناي محصنه مي‌شوند سنگسار كنند و كساني كه مرتكب زناي غير محصنه مي‌شوند حد بزنند.

أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا: يا خداوند براي آنها راهي قرار دهد. گفته‌اند: وقتي آيه، «الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ...» (سوره نور آيه ۲) نازل شد، پيامبر گرامي فرمود: بگيريد از من. بگيريد از من. خداوند راه را براي آنها تعيين كرد، هر گاه دو بكر با يكديگر زنا كنند، هر كدام صد ضربه شلاق بزنيد و هر گاه دو بيوه با هم زنا كنند، آنها را صد ضربه شلاق بزنيد و سنگسار كنيد.

برخي از اصحاب ما گفته‌اند: كسي كه بايد سنگسار شود، نخست او را تازيانه ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،


تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
62

بيان آيه ۱۵ و ۱۶... ص: ۶۵

قرائت... ص: ۶۵

ابن كثير و اللذان به تشديد نون خوانده است و ديگران به تخفيف نون خوانده‌اند. اين اختلاف در مورد كلمات ديگر قرآني نظير فذانك، هذان و هاتين نيز وجود دارد فقط ابو عمرو تنها كلمه فذانك را به تشديد نون و بقيه را به تخفيف نون خوانده است.

ابو علي مي‌گويد. وجه تشديد نون اين است كه عوض از حذفي است كه بكلمه ملحق شده است. چه از «ذا» الف و از «الذي» ياء حذف شده است. دو كلمه.

«اللذان و هذان» در تعويض تشديد از حذف متفقند، چنان كه در تصغير نيز در فتح حرف اول متفقند اگر چه قاعده اين است كه در تصغير اول كلمه ضمه داشته باشد مثل.

«اللذيا و اللتيا و ذيا و تيا»

لغت... ص: ۶۵

اللاتي. جمع التي، زناني كه... شاعر گويد.

من اللواتي و التي و اللاتي زعمن اني كبرت لذاتي

يعني: از آن زناني و آن زن و آن زناني كه گمان كردند همزادان من بزرگ شده‌اند.

گاهي حرف تاء از «اللاتي» حذف مي‌شود مثل:

من اللائي لم يحججن يبغين حسبة و لكن ليقتلن البري المغفلا

يعني: از زناني كه براي خدا و پاداش او حج نكردند، بلكه براي كشتن آن بي‌گناه بي‌خبر، حج كردند.

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌۵،

  • نام منبع :
    تفسیر مجمع البیان (ترجمه)
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 6045
صفحه از 317
پرینت  ارسال به