115
روضة الکافی (ترجمه)

و قسط خود میان شما داوری می‌کنم و به کسی ستمی نرود، امروز حقّ ضعیف را از قوی بستانم و از بدهکار حق بستانکار بگیرم و با حسنات و سیئات، تقاص بدهکاری‌ها را بنمایم و ثواب بخشش‌ها را بپردازم. امروز هیچ ستمگری در برابر من از این گردنه عبور نکند در حالی که مظلمه‌ای از کسی به گردن او باشد مگر آنکه صاحب حق آن را به وی ببخشد و من پاداش او را بدهم و هنگام حساب حق او را بستانم.

ای خلایق! به یک دیگر بچسبید و هر حقی به گردن کسی دارید که در دنیا به ستم از شما ستانده شده از او بطلبید و من خود علیه او گواه شما هستم و گواهی همچون من بس.

امام علیه السّلام می‌فرماید: آنها یک دیگر را شناسایی می‌کنند و به هم می‌چسبند و کسی نمی‌ماند که بدهی و حقّی بر گردن دارد مگر آنکه گرفتار آن است. آنها تا آنچه خدا خواهد در همین وضع باقی می‌مانند و حالشان سخت گردد و عرق فراوان بریزند و غم آنها رو به شدّت نهد و بانگ و شیون سختی برمی‌آورند و آرزو می‌کنند که از حق خود بگذرند و بدهکار را رها کنند و خود رها شوند، و این در حالی است که خداوند عزّ و جلّ بر رنج آنان آگاهی دارد و منادی از سوی خداوند سبحان ندا می‌دهد، آن گونه که اولینشان همچون آخرینشان بشنود: ای گروه خلایق! سخن گوینده خداوند تبارک و تعالی را بشنوید. همانا خداوند سبحان می‌فرماید: منم بسیار بخشنده، اگر دوست دارید یک دیگر را ببخشید پس یک دیگر را ببخشید، و اگر یک دیگر را نمی‌بخشید من حق شما را می‌ستانم. امام علیه السّلام می‌فرماید: آنها از این ندا خوشحال می‌گردند زیرا در سختی و تنگی و مزاحمت به یک دیگر به سر می‌برند. بعضی مظالم خود را می‌بخشند تا از این سختی رهایی یابند، و برخی بر جای می‌مانند و می‌گویند: پروردگارا! مظالم ما بزرگتر از آن است که ببخشیم پس منادی از کنار عرش ندا برآورد که: کجاست رضوان خازن جنان، جنان فردوس؟

پس خداوند عزّ و جلّ به او می‌فرماید کاخی از نقره در فردوس را با همه ساختمانها و خدمتکارانش به نمایش درآورد. امام علیه السّلام می‌فرماید: او آن کاخ را به مردم محشر می‌نمایاند که در گرد آن کنیزان ماه رو و خدمتکاران هستند. و منادی از سوی خدا ندا می‌دهد که: ای گروه خلایق! سر برآورید و به این کاخ بنگرید، پس آنها سر بر می‌آورند

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
114

وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْری تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ «۱».

برانگیختن خلایق در روز قیامت‌

[۷۹] ثویر بن ابی فاخته می‌گوید: از امام علی بن الحسین علیه السّلام شنیدم که در مسجد رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم می‌فرمود که: پدرم به من فرموده است که از زبان پدرش علی بن ابی طالب علیه السّلام شنیده که برای مردم این چنین حدیث کرده:

هنگامی که روز رستخیز فرا رسد خداوند تبارک و تعالی همه مردم را بی‌هیچ ساز و برگی و زبانی در کام و لخت با تن بی‌مو در یک سطح از گورشان به درآورد. نور آنان را براند و تاریکی همه را گرد آورد تا در گردنه محشر باز می‌ایستند در حالی که به دوش یک دیگر سوار می‌شوند و برای گذشتن از آن ازدحام می‌کنند و یک دیگر را از ادامه راه باز می‌دارند. نفس آنها به شماره می‌افتد و فراوان عرق می‌ریزند و کار بر آنها سخت می‌شود و شیون برآورند و فریادشان بلند گردد. امام علیه السّلام می‌فرماید: این نخستین هراس از هراس‌های روز رستخیز است. امام علیه السّلام در ادامه حدیث خود فرمود: سپس خداوند جبّار و تبارک و تعالی از فراز عرش به اهل محشر روی می‌کند در انبوهی از فرشتگان، و به فرشته‌ای دستور می‌فرماید تا در میان ایشان ندا کند که: ای گروه خلایق! خاموش باشید و به منادی خدای گوش فرا دهید. امام علیه السّلام می‌فرماید: آخرین آنها چنان ندا را می‌شنود که اولینشان، و در این هنگام است که آوازها در گلو می‌شکنند و دیده‌ها هراسان می‌گردند و رگهای گلو به لرزه می‌افتند و دل‌ها پریشان می‌گردند. آنها سر را به سوی گوینده برمی‌آورند و گردن می‌کشند، و در این هنگام است که کافر می‌گوید: این روزی است سخت و دشوار.

امام علیه السّلام می‌فرماید: خداوند جبّار و داور دادگر بر آنها مشرف می‌شود و می‌فرماید:

منم خدایی که جز من خدایی نیست و داور دادگری هستم که ستم نمی‌کند، امروز با عدل

______________________________

(۱) «و پند ده، که مؤمنان را پند سود بخشد» (سوره ذاریات/ آیه ۵۵).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11179
صفحه از 420
پرینت  ارسال به