121
روضة الکافی (ترجمه)

پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: او از من است و من از او. جبرئیل گفت: و من از شما دو نفر هستم ای محمّد. امام صادق علیه السّلام می‌فرماید: پس پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم به جبرئیل نگریست که بر اریکه‌ای از طلا میان آسمان و زمین نشسته بود و می‌گفت: شمشیری نیست مگر ذو الفقار و جوانمردی نیست مگر علی.

گفتگوی خالد بن عبد اللَّه امیر مکّه با قتاده‌

[۹۱] فضیل برجمی می‌گوید که: من در مکّه بودم و خالد بن عبد اللَّه امیر مکّه بود و در میان مسجد الحرام کنار زمزم نشسته بود و گفت: قتاده را نزد من بخوانید [او یکی از محدّثان عامه و از تابعان بصره بود]. فضیل می‌گوید: مردی با سر و ریش سرخ آمد و من نزدیک رفتم تا سخن آنها را بشنوم. خالد گفت: ای قتاده! به من بگو آبرومندترین جنگی که در میان عرب رخ داده است کدام است و پست‌ترین آن کدام؟ قتاده گفت: خداوند وضع امیر را به گرداند، تو را از آبرومندترین جنگ میان عرب و پست‌ترین آن یکباره آگاه می‌گردانم. خالد گفت وای بر تو، یکباره؟! قتاده گفت: آری خداوند وضع امیر را به گرداند. خالد گفت: بگو. قتاده گفت: جنگ بدر. خالد گفت: چگونه چنین است؟ قتاده گفت: جنگ بدر ارجمندترین جنگ عرب بود که خداوند با آن بر اسلام و مسلمانان منّت نهاد و با عزّت‌ترین جنگ عرب بود که خداوند اسلام و مسلمانان را با آن عزّت بخشید و نیز زبون آورترین جنگ عرب بود، زیرا از آنجا که مردان نامور قریش در آن به خاک و خون کشیده شدند عرب به زبونی کشیده شد. خالد گفت: بخدا قسم دروغ گفتی، حقیقت این است که در میان عرب آن روز کسانی بودند که از کشته‌های بدر ارجمندی بیشتری داشتند. وای بر تو ای قتاده، پاره‌ای از اشعار ایشان را برای من بخوان. قتاده گفت: در آن روز ابو جهل به میدان آمد و نشانه‌ای بر خود آویخته بود تا او را بشناسند و عمامه سرخی بر سر داشت و سپری طلاکاری شده در دست و چنین رجز می‌سرود:

ز من جنگ سرکش چه خواهد که من‌چنو اشتر مستم و نیش زن برای چنین روز مامم بزاد

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
120

دارویی نیافته‌اید؟ حضرت علیه السّلام فرمود: برای آن دارویی نیافته‌ایم مگر دعا و آب سرد. من از درد شکوه می‌کردم که محمّد بن ابراهیم پزشکی برایم فرستاد و او نیز دارویی با خود می‌آورد که موجب قی‌ء می‌شد و من نمی‌خواستم آن را بخورم زیرا هر بار که قی‌ء می‌کنم همه بندهایم از هم جدا می‌شوند.

تعویذ جبرئیل برای رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم‌

[۸۸] بکر بن محمد ازدی می‌گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم تب کرد و جبرئیل نزد او آمد با این تعویذ که بگوید: به نام خدا تو را پناه دادم ای محمّد، و به نام خدا تو را شفا بخشیدم، و به نام خدا از هر دردی که درمانده‌ات کند، به نام خدا که شفا دهنده توست، به نام خدا آن را بگیر و بر تو گوارا باد، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ که هر آینه بهبودی یابی به اذن خدا. بکر می‌گوید: از او وردی برای تب خواستم و او این حدیث را برایم بگفت.

شجاعت علی علیه السّلام در جنگ‌

[۸۹] جابر به نقل از امام باقر علیه السّلام نقل می‌کند که پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: هر که سه بار بگوید

بسم اللَّه الرحمن الرحیم لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العلی العظیم

خداوند نود و نه بلا را از او دور کند که آسان‌ترین آنها خفگی است.

[۹۰] نعمان رازی به نقل از امام صادق علیه السّلام می‌گوید: در روز جنگ أحد مردم از پیرامون پیامبر گریختند و حضرت صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم سخت خشمگین شد، و هر گاه خشم می‌گرفت عرقی مانند مروارید از پیشانی او فرو می‌ریخت. امام علیه السّلام می‌فرماید: حضرت صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم نگاهی کرد و علی علیه السّلام را در کنار خود دید و فرمود: ای علی! تو هم با زادگان دیگر پدرت، به گریخته‌های از دور پیامبر بپیوند. علی علیه السّلام عرض کرد. یا رسول اللَّه! من از تو پیروی می‌کنم. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: پس اینان را از من دور کن ای علی. علی علیه السّلام به ایشان حمله برد و نخستین کسی را که از ایشان دید بزد. پس جبرئیل گفت: ای محمّد! این است یاری.

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 12196
صفحه از 420
پرینت  ارسال به