139
روضة الکافی (ترجمه)

حدیث نادر- داستانی از سفر ابو ذر غفاری‌

[۹۶] ابو بصیر می‌گوید که امام صادق علیه السّلام فرمود: ابو ذر نزد پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم آمد و عرض کرد: یا رسول اللَّه! من از شهر مدینه خسته شدم آیا اجازه می‌دهی با برادرزاده‌ام به مزینه برویم و در آنجا بمانیم؟ پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم در پاسخ او فرمود: می‌ترسم سواران عرب بر شما بشورند و برادرزاده‌ات کشته شود و تو آشفته نزد من آیی و در حالی که در برابر من به عصایت تکیه داده‌ای به من بگویی: برادرزاده‌ام کشته شد و گله او را بردند. ابو ذر گفت:

یا رسول اللَّه! به خواست خدا جز خیر در پیش نخواهد بود. پس پیامبر به او اجازه داد.

ابو ذر و پسر برادرش و زن او بیرون رفتند و در آنجا طولی نکشید که سواران بنی فزاره به همراه عیینة بن حصن بر ایشان یورش بردند و گله را بردند و برادرزاده‌اش هم کشته شد و زنش را هم که از قبیله بنی غفار بود اسیر کردند. ابو ذر دوید تا با زخم نیزه عمیق که بر تن داشت در برابر پیامبر ایستاد و بر عصای خود تکیه زد و گفت: خدا و پیامبرش راست گفتند، گله را بردند و برادرزاده‌ام را کشتند و خودم در برابرت بر عصا تکیه زده‌ام. پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم در میان مسلمانان فریاد کشید و به دنبال غارتگران رفتند و گله را برگرداندند و چند نفر از مشرکان را هم کشتند.

داستان مبارزه پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم با مرد مشرکی در جنگ ذات الرّقاع‌

[۹۷] امام صادق علیه السّلام می‌فرماید که: پیامبر اکرم علیه السّلام در جنگ ذات الرّقاع، بر لب رود زیر درختی نشسته بود و سیلی آمد و میان او و یارانش جدایی انداخت. مردی از مشرکان آن حضرت را تنها دید و در حالی که مسلمانان کنار رودخانه در انتظار بودند سیل پایان پذیرد و خود را به پیامبر برسانند، آن مرد مشرک به قوم خود گفت: من محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم را می‌کشم و با شمشیر به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم حمله کرد و گفت: ای محمد! چه کسی تو را از تیغ من نجات می‌دهد؟ پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: خدای من و تو. جبرئیل او را از روی اسب برکند و به پشت بر زمین افتاد و رسول خدا برخاست و تیغ برداشت و بر سینه او نشست و گفت: ای

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
138

و از دادن زکات به ایشان پرسیده بودی. آنچه عنوان زکات دارد پس شما بدان شایسته‌ترید، زیرا ما آن را برای شما شیعیان حلال کرده‌ایم، هر که از شما باشد و در هر جا که باشد.

و پیرامون ضعفا و ناتوانان در به دست آوردن عقیده حق پرسیده بودی. ضعیف معذور کسی است که حجّت مذهب حق، بدو نرسیده و به اختلاف مذاهب پی نبرده باشد، و هر گاه اختلاف مذاهب را دریافت، دیگر ضعیف نیست.

و پیرامون ادای گواهی برای مخالفان پرسیده بودی، گواهی را باید برای خشنودی خدا بدهی اگر چه بر زیان خود یا پدر و مادر و یا خویشانت باشد، و اگر در باره هم مذهب خود بیم داری پس این کار را نکن، و هر کس را امید پذیرش داری با شرایط مقرّر خداوند سبحان او را به شناخت ما فراخوان، و خود را در پناه خودنمایی مینداز، و آل محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم را دوست بدار و هر چه از قول ما به تو رسید و هر چه را به ما نسبت دادند نگو که باطل است، اگر چه خودت خلاف آن را از ما دانسته باشی، زیرا تو نمی‌دانی برای چه ما آن را گفته‌ایم و چرا آن را شرح داده‌ایم. بدان چه تو را خبر دهم ایمان بیاور و هر خبر محرمانه‌ای به تو سپردیم فاش مکن، همانا از حق واجب برادر دینی تو بر تو این است که هر چه به دنیا یا آخرتش سود بخشد از او نهان مکن، و کینه او را در دل مگیر اگر چه به تو بدی کرده، و هر گاه تو را دعوت کرد او را اجابت کن و به دشمنش وامگذار و اگر چه نسبت به تو از وی نزدیک‌تر باشد، و او را در بیماریش عیادت کن.

فریبکاری و آزار رسانی و خیانت و کبر و بدزبانی و دشنام و دستور دادن بدان از اخلاق مؤمنان نیست، پس هر گاه آن اعرابی زشت چهره را در سرکردگی لشکر انبوهی دیدی برای خود و شیعیان مؤمن هم کیشت منتظر گشایش باش، و هر گاه آفتاب گرفت دیده به آسمان دار و بنگر خداوند عزّ و جلّ با مجرمان چه می‌کند. من جمله‌های مبهم و کلی را برای تو تفسیر کردم و درود خدا بر محمّد و خاندان نیک او.

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 10174
صفحه از 420
پرینت  ارسال به