201
روضة الکافی (ترجمه)

دارم و شما به نفسهای خود بازگردید و صدق سخن مرا از خود جویا شوید و ببینید آیا من [چگونه ممکن است] از خودم بازگیرم و به شما بدهم! امام صادق علیه السّلام می‌فرماید: در این هنگام عقیل به پا خاست و به حضرت علیه السّلام عرض کرد: بخدا سوگند تو مرا با یک سیاهپوست در مدینه برابر می‌دانی؟ حضرت علیه السّلام فرمود: آیا در این جا جز تو کسی دیگری نبود که سخن بگوید؟ تو را بر آن سیاهپوست هیچ گونه برتری نیست مگر به پیشینه و تقوا.

اینکه هر کس در گرو عمل خود می‌باشد

[۲۰۵] ابو عبیده از امام باقر علیه السّلام روایت کرده است که فرمود: پیامبر اکرم بر کوه صفا ایستاد و فرمود: ای بنی هاشم! ای فرزندان عبد المطلب! منم فرستاده خدا به سوی شما.

من برای شما مهربان هستم. من در گرو عمل خود هستم و هر یک از شما در گرو کار خود.

نگویید که محمّد از ماست و ما به همان جایی درمی‌آییم که او. بخدا سوگند دوست من نیست نه از شما و نه از غیر شما ای فرزندان عبد المطلب مگر مردمان با تقوا.

هان، چنان نباشید که من در روز قیامت ببینم دنیا را بر پشت خود بار کرده‌اید، و مردم دیگر را ببینیم که آخرت را با خود آورده‌اند. هان که براستی من رفع عذر خود را میان خود و شما و میان خود و خدای عزّ و جل در باره شما کردم.

داستان خواب امام باقر علیه السّلام‌

[۲۰۶] زراره از امام باقر علیه السّلام نقل می‌کند که فرموده است: در خواب دیدم که گویی بر سر کوهی ایستاده‌ام و مردم از هر سو از این کوه بالا می‌آیند، پس هنگامی که جمع انبوهی شدند آن کوه به سوی آسمان بالا رفت و مردم یکی یکی از بالای آن به زیر افکنده می‌شدند تا اینکه جز گروهی اندک، کسی نماند. این کار پنج بار تکرار شد و هر بار همان مردم می‌ریختند و آن گروه اندک می‌ماندند. قیس بن عبد اللَّه بن عجلان در شمار این گروه اندک بود. زراره می‌گوید: قیس پس از این ماجرا پنج سال بیشتر زنده نبود.

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
200

آغاز کردند و هر یک نسب خویش را بالا می‌برد تا نوبت به سلمان رسید. عمر بن خطّاب به او گفت: بگو تو کیستی و پدرت کیست و اصل و نسبت چیست؟ سلمان گفت: من سلمان، فرزند بنده خدایم که گمراه بودم و خدای عزّ و جل در پرتو وجود محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم هدایتم نمود، و بینوا بودم و خداوند به کمک محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم مرا توانگر ساخت. برده‌ای بودم که خداوند به برکت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم آزادم کرد. این بود نسب و حسب من.

امام باقر علیه السّلام می‌فرماید: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم در حالی که سلمان هنوز مشغول گفتگو با آنها بود به نزدشان آمد. سلمان به حضرت صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم عرض کرد: یا رسول اللَّه! من از دست اینان چه کشیدم! با آنها همنشین شدم و هر یک نژاد خود را بیان می‌کرد و نژاد خود را بالا می‌برد تا نوبت به من رسید و عمر بن خطّاب به من گفت: تو کیستی و اصل و نسبت کدام است؟ پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: تو در پاسخ چه گفتی؟ سلیمان عرض کرد: گفتم: من سلمان پسر بنده خدایم که گمراه بودم و خدای عزّ و جل در پرتو وجود محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم هدایتم نمود، و بینوا بودم و خداوند به کمک محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم مرا توانگر ساخت. برده‌ای بودم که خداوند به برکت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم آزادم کرد، و این بود حسب و نسب من. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: ای قریشیان! حسب مرد، دین اوست و جوانمردی او اخلاق اوست و ریشه‌اش خرد اوست و خداوند می‌فرماید:.. إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ... «۱». سپس پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم به سلمان فرمود: هیچ یک از اینها جز به تقوا بر تو برتری ندارند، و اگر تقوای تو بیش از آنها باشد تو از آنها برتری.

سخنرانی امیر المؤمنین علیه السّلام بعد از رسیدن به خلافت‌

[۲۰۴] محمّد بن مسلم به نقل از امام صادق علیه السّلام نقل می‌کند که فرمود: هنگامی که علی علیه السّلام به خلافت رسید بر منبر رفت و خدای را سپاس گزارد و ستود و سپس فرمود:

بخدا سوگند که من درهمی از بیت المال و غنیمت شما کم نکنم تا درخت خرمایی در یثرب

______________________________

(۱) «ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملّتها و قبیله‌ها گرداندیمتان تا یک دیگر را بشناسید. همانا گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست» (سوره حجرات/ آیه ۱۳).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11166
صفحه از 420
پرینت  ارسال به