209
روضة الکافی (ترجمه)

بنی هاشم چه شده بود؟ امام باقر علیه السّلام فرمود: در آن روزگار چه کسی از بنی هاشم باقی مانده بود؟! تنها جعفر و حمزه بودند که در گذشته بودند و تنها دو مرد ناتوان و خوار و نو اسلام یعنی عبّاس و عقیل حضور داشتند که آنها هم از طلقا بودند. بخدا سوگند اگر حمزه و جعفر در صحنه می‌بودند آن دو نفر [ابو بکر و عمر] به خلافت دست نمی‌یافتند، و اگر آن دو شاهد کارهای ابو بکر و عمر بودند آنها را از میان می‌بردند.

در درمان برخی از بیماریها

[۲۱۷] اسماعیل بن مسلم به نقل از امام صادق علیه السّلام می‌گوید: هر که از درد واهنه شکایت دارد یا دچار سردرد یا حبس بول گشته، دست خود را بر موضع درد نهد و این دعا را بخواند: آرام شو که من تو را آرام ساختم بدان خدایی که برای او هر چه در شب و روز است آرام گشت، و اوست شنوای دانا.

جایگاه بعضی از خصوصیات در بدن‌

[۲۱۸] امام صادق علیه السّلام می‌فرماید: حزم و دور اندیشی در دل است، و رحمت و مهرورزی و خشونت در کبد، و حیا و شرم در ریه است.

یک درمان برای درد طحال‌

[۲۱۹] موسی بن بکر می‌گوید: یکی از غلامان ابو الحسن علیه السّلام بیمار شد. حضرت از حال او پرسید. به عرض رساندند: دچار درد طحال [اسپرز] شده است. امام علیه السّلام فرمود: سه روز به او کرّاث [گونه‌ای تره پیازگونه که برگهایی پهن و دراز دارد] بخورانید، و ما به او سه روز کرّاث دادیم و خون او بند آمد و بهبود یافت.

درمان ضعف معده‌

[۲۲۰] محمد بن عمرو بن ابراهیم می‌گوید: از امام باقر علیه السّلام جویا شدم و از ضعف معده

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
208

کردند در حالی که چهره‌هاشان سرخ بود. باز نزد یک دیگر می‌رفتند و می‌گفتند: آنچه صالح گفت به سرتان آمد، و سرکشان ایشان گفتند: اگر همه ما را هم بکشد سخن صالح را گوش نخواهیم کرد و خدایان خود را کنار نخواهیم نهاد؛ خدایانی که پدران ما آنها را می‌پرستیده‌اند و هرگز توبه نکردند و باز نگشتند. چون روز سوم فرا رسید صبح کردند در حالی که چهره‌هاشان سیاه شده بود و باز نزد یک دیگر رفتند و گفتند: ای قوم! آنچه صالح گفت به سر شما آمد، و سرکشان ایشان گفتند: به سر ما آمد آنچه صالح گفت.

پس چون شب به نیمه رسید جبرئیل علیه السّلام بر آنها فرود آمد و بر آنها بانگی زد که از آن گوششان دریده گشت و دلشان شکافت و جگرشان پاره پاره شد. آنها در این سه روز حنوط کرده کفن پوشیده بودند و می‌دانستند که عذاب بر آنها فرستاده خواهد شد. همه آنها از خرد و کلان در چشم بهم زدنی بمردند و برای آنها جانداری از گوسفند و شتر و نه چیز دیگر نماند مگر آنکه خدا همه را از میان برد و همگی در خانه‌ها و بسترهاشان به اجسادی بدل شدند و سپس خداوند به همراه آن بانگ آسمانی آتشی از آسمان فرو فرستاد تا آنها همه را بسوخت. و این داستان ایشان است.

در مظلومیّت شیعه‌

[۲۱۵] فضیل بن زبیر می‌گوید: فروه به من گفت: به امام باقر علیه السّلام در باره آن دو [ابو بکر و عمر] چیزی گفتم. حضرت علیه السّلام فرمود: هشتاد سال است که شما را بر سر خون عثمان سرکوب می‌کنند و خود می‌دانند که او بیدادگر بوده است، دیگر چگونه با شما رفتار خواهند کرد آن هنگام که دریابند شما نام دو بت آنها را بر زبان آورده‌اید.

در مظلومیّت امیر المؤمنین علیه السّلام‌

[۲۱۶] سدیر می‌گوید: خدمت امام باقر علیه السّلام بودیم، سخن از اموری به میان آمد که مردم پس از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم پدید آوردند، و اینکه چقدر امیر المؤمنین علیه السّلام را خرد کردند. مردی از آن جماعت گفت: خداوند روزگارت را سامان بخشد، در آن هنگام ارجمندی و عدّه

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11169
صفحه از 420
پرینت  ارسال به