227
روضة الکافی (ترجمه)

برخاسته و به سوی آن حضرت آمدند ولی منصور دوانیقی از جای خود حرکت نکرد. آن دو آمدند و به امام باقر علیه السّلام سلام کردند. حضرت به ایشان فرمود: چه چیز مانع از آن شد که سرکش شما [منصور] نیز نزد من بیاید؟ آن دو از جانب او عذرتراشی کردند. حضرت باقر علیه السّلام فرمود: آگاه باشید که بخدا سوگند زمان چندانی نگذرد که او میان دو اقلیم زمین را بگیرد و پس از آن، مردان دنبال او راهی شوند و سپس گردنکشان در برابرش سر تسلیم فرمود آورند، و پس از آن، سلطنتی سخت به دست آورد. داود بن علی گفت: آیا سلطنت ما پیش از سلطنت شماست؟ فرمود: آری ای داود! دولت شما پیش از دولت ماست، داود گفت: خداوند کارت را سامان دهد آیا سلطنت ما زمانی هم خواهد داشت؟ فرمود: آری ای داود! بخدا سوگند که شما به شمار هر روز سلطنت بنی امیّه دو روز و در برابر یک سال آن دو سال سلطنت خواهید کرد، و هر آینه کودکان شما سلطنت را چونان نوباوگانی که با گوی بازی می‌کنند دست بدست بگردانند.

پس داود بن علی خوشحال از نزد آن حضرت برخاست و به سوی منصور رفت تا او را از این مژده با خبر سازد، و چون داود و سلیمان بن خالد رفتند حضرت علیه السّلام سلیمان را از پشت صدا زد و فرمود: ای سلیمان بن خالد! اینان [بنی عباس] همچنان در خوشی و آسایش سلطنت خواهند کرد تا وقتی که خون ناحقّی از ما- و اشاره به خود کرد- نریزند، و هنگامی که دستشان به خون ما آلوده گشت دیگر زیر زمین برای ایشان بهتر از روی زمین خواهد بود و در آن گاه نه در زمین یاوری خواهند داشت و نه در آسمان عذر آوری.

سلیمان بن خالد بیامد تا جریان را به آگاهی منصور رساند. منصور برخاست و خدمت امام باقر علیه السّلام رسید و بر آن حضرت درود فرستاد و سخنان داود بن علی و سلیمان بن خالد را به عرض امام رساند. حضرت فرمود: آری ای ابا جعفر! سلطنت شما پیش از سلطنت ما خواهد بود و سلطنت شما سخت و دشوار است که آسمانی در آن راه ندارد و مدتی طولانی بر پای خواهد بود، و بخدای سوگند شما در برابر هر روز سلطنت بنی امیه دو روز و در برابر هر سال آن دو سال سلطنت خواهید کرد، و مقام سلطنت را کودکان شما دست

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
226

[۲۵۴] اسحاق بن عمّار از امام صادق علیه السّلام روایت می‌کند که فرمود: آنچه را دوست دارید نخواهید دید مگر وقتی که بنو فلان در میان خود اختلاف یابند، و چون اختلاف یابند مردم به آز افتند و تفرقه ایجاد می‌شود و آن هنگام است که سفیانی خروج می‌کند.

حدیث صیحه یا آواز آسمانی‌

[۲۵۵] اسماعیل بن صباح می‌گوید: از پیری شنیدم که این حدیث را از سیف بن عمیره نقل می‌کرد که گفت: من نزد ابو الدوانیق [منصور دوانیقی] بودم و از او شنیدم که بی‌مقدمه به من گفت: ای سیف بن عمیره! ناگزیر یک منادی [آسمانی] با نام مردی از فرزندان ابو طالب ندا کند. به او گفتم: کسی یافت می‌شود که این حدیث را باز گوید؟ گفت: قسم به آنکه جانم در ید قدرت اوست که به گوش خود از او [امام باقر علیه السّلام] شنیدم که می‌فرمود:

ناگزیر باید یک منادی [آسمانی] با نام مردی ندا کند.

عرض کردم: یا امیر المؤمنین! براستی که من حدیث را تاکنون نشنیده‌ام، گفت: ای سیف! وقتی این ندا بلند شود ما نخستین کسی باشیم که آن را بپذیریم، زیرا آن مردی که به نام او ندا می‌شود یکی از عموزادگان ماست. عرض کردم: از کدام عموزاده‌های شما؟

گفت: از فرزندان حضرت فاطمه علیها السّلام، سپس گفت: ای سیف! اگر من این حدیث را از ابا جعفر محمد بن علی علیه السّلام [حضرت باقر علیه السّلام] نشنیده بودم و به جای او تمام مردم زمین آن را برای من باز می‌گفتند من نمی‌پذیرفتم، ولی او محمد بن علی علیه السّلام است.

خبر دادن امام باقر علیه السّلام از خلافت بنی عباس‌

[۲۵۶] ابو بصیر می‌گوید: در خدمت امام باقر علیه السّلام در مسجد [مدینه] نشسته بودم که داود بن علی [عموی منصور دوانیقی] و سلیمان بن خالد و عبد اللَّه بن محمد [منصور دوانیقی] وارد مسجد شدند و در گوشه‌ای از مسجد نشستند. فردی به آنها گفت: این محمد بن علی علیه السّلام است که اینجا نشسته. در این هنگام داود بن علی و سلیمان بن خالد

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 10167
صفحه از 420
پرینت  ارسال به