301
روضة الکافی (ترجمه)

میان قبیله بنی اشجع فریاد کرد: الفرار، الفرار. عیینة بن حصن نیز چنین کرد و حارث بن عوف مزنی نیز همین کار را انجام داد و اقرع بن حابس نیز چنین کرد و بدین ترتیب همه احزاب برفتند و حذیفه نزد پیامبر اکرم بازگشت و او را از اوضاع آگاه گردانید. امام صادق علیه السّلام فرمود: بحقیقت که آن شب به روز رستاخیز می‌ماند.

فضیلت و قدمت مسجد کوفه و داستان نوح علیه السّلام‌

[۴۲۱] مفضّل بن عمر می‌گوید: در آن هنگام که امام صادق علیه السّلام برای دیدار با ابو العباس [سفّاح نخستین خلیفه عباسی] به کوفه آمد من نیز در خدمت آن حضرت بودم، پس چون به محله کناسه رسیدیم امام فرمود: همین جا بود که عمویم زید رحمه اللَّه را به دار آویختند و همچنان برفت تا به طاق زیت فروشان که آخر بازار سرّاجها بود رسید، پس در آن جا پیاده شد و فرمود: پیاده شو، این همان مکان نخستین مسجد کوفه است که آدم علیه السّلام طرح آن را ریخت و من خوش نمی‌دارم سواره در آن وارد آیم. من عرض کردم: پس چه کسی نقشه آن را به هم زد؟ فرمود: نخست طوفان زمان نوح و سپس اصحاب کسری و نعمان و در پی آن زیاد بن ابو سفیان. به او عرض کردم: مگر در زمان نوح کوفه و مسجدش بوده است؟ فرمود: آری ای مفضّل، خانه نوح و کسان او در روستایی در کنار فرات قرار داشته است و آن روستا در سمت غرب کوفه بوده است. سپس فرمود: نوح مردی نجّار بود و خداوند او را به پیامبری برگزید. و نوح علیه السّلام نخستین کسی بود که کشتی‌ای ساخت که روی آب راه می‌پیمود.

نوح نهصد و پنجاه سال در میان مردم خویش بود و آنها را به سوی خدا فرا می‌خواند و آنها او را به ریشخند می‌گرفتند، و چون نوح این را از ایشان بدید نفرینشان کرد و فرمود:

.. رَبِّ لا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرِینَ دَیَّاراً* إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ وَ لا یَلِدُوا إِلَّا فاجِراً کَفَّاراً «۱» و خداوند عزّ و جلّ به نوح وحی می‌کرد که کشتی‌ای بساز و فراخش

______________________________

(۱) «خدایا هیچ یک از کافران را بر زمین باقی مگذار، که اگر باقیشان گذاری بندگانت را از راه به در کنند و جز تبهکار خدا انکار را نزایند» (سوره نوح/ آیه ۲۶ و ۲۷).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
300

مؤمنان و کفار را دیدم که در آنجا پاس می‌دادند. چون حذیفه به سوی مأموریت خود روان شد پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم با آواز بلند این دعا را به درگاه الهی خواند: ای دادرس گرفتاران و ای پاسخگویان بیچارگان! همّ و غمّ مرا برطرف گردان که وضع من و اصحاب مرا می‌بینی.

جبرئیل فرود آمد و عرض کرد: یا رسول اللَّه! همانا خداوند والانام سخن تو و دعایت را شنید و اجابت کرد و از هراس دشمنت رهاند. پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم بر دو زانو نشست و دو دستش را گشود و دیده به آسمان دوخت و سپس گفت: سپاس و سپاس از برای رحمت تو بر من و بر اصحاب من.

سپس پیامبر فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ از آسمان دنیا بادی برای آنها برانگیخت که سنگریزه داشت و بادی نیز از آسمان چهارم که در آن تکه‌های سنگ بود. حذیفه می‌گوید:

من به سوی آن قوم بیرون رفتم و آتشی را که افروخته بودند دیدم و لشکر اول خداوند که بادی بود با سنگریزه بر آنها یورش آورد، و هیچ آتشی از آنها را واننهاد جز اینکه آن را از هم پاشاند و هیچ چادری را وانگذاشت مگر اینکه از جا کند و به دور افکند و همه نیزه‌های آنها را پرتاب کرد تا جایی که در برابر سنگ ریزه‌ها که باد به سر و روی آنها می‌زد سپر بر سرکشیدند و ما آواز کوفته شدن سنگ ریزه‌ها را که بر سپرها می‌خورد می‌شنیدیم.

حذیفه در میان دو تن از مشرکان و در حلقه آنان نشست و ابلیس به صورت یکی از سران مشرکان درآمد و گفت: ای مردم! شما در آستان این مرد جادوگر دروغگو درآمده‌اید. آگاه باشید که کار از دست شما بیرون نرود و فرصت همچنان باقی است و امسال سال توقف در این جا نیست که حیوانات سم‌دار و بی‌سم همگی هلاک شده‌اند، پس به مکه بازگردید و هر یک از شما همنشین خویش را بیابد [تا بیگانه‌ای برای جاسوسی میان شما راه نیابد]. حذیفه می‌گوید: من به سمت راست خود نگاه کردم و با دستم به او زدم و گفتم: تو کیستی؟ گفت: معاویه، و به آن که سمت چپم بود گفتم: تو کیستی؟ گفت: سهیل بن عمرو. حذیفه گفت: در این هنگام بود که لشکر بزرگ خدا رسید و ابو سفیان برخاست و بر مرکب سوار شد و در میان قریش فریاد کرد: الفرار، الفرار، و طلحه ازدی گفت: محمّد برای شما شرّی افزود، پس سوار بر مرکب خویش شد و در

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 12050
صفحه از 420
پرینت  ارسال به