315
روضة الکافی (ترجمه)

حسین را در آغوش بگیرد به خواست خدا او را زیارت خواهد کرد.

[۴۴۸] اسماعیل بن عبد اللَّه قرشی می‌گوید: مردی خدمت امام صادق علیه السّلام رسید و به حضرت عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! در خواب دیدم که گویا در بیرون از شهر کوفه در جایی هستم که آن را می‌شناسم و گویی شبحی از چوب یا مردی تراشیده شده از چوب بر اسبی چوبین سوار است و شمشیر خود را به من می‌نماید و من در حالی که ترسیده و هراسان بودم به او نگاه می‌کردم. امام علیه السّلام فرمود: تو می‌خواهی زندگی فردی را بربایی [تباه سازی]، پس بترس از خدایی که تو را آفریده و سپس تو را بمیراند. آن مرد [با شنیدن این سخن] گفت: گواهی می‌دهم که به تو علم داده شده و آن را از کانش کاویده‌ای.

اکنون ای فرزند رسول خدا! تو را از تعبیری که برای من کردی آگاه می‌گردانم. مردی از همسایگانم نزد من آمد و ملک خود را برای فروش بر من عرضه داشت و من تصمیم گرفتم با قیمت بسیار ناچیزی آن را به چنگ آورم، زیرا می‌دانستم خواهانی جز من ندارد.

امام علیه السّلام فرمود: و همسایه تو ما را دوست می‌دارد و از دشمن ما تبری می‌جوید؟ او گفت:

آری ای فرزند رسول خدا! او انسانی دیده‌ور است با دینی استوار و من به درگاه خداوند عزّ و جلّ و پیشگاه شما از تصمیم و نیّت خود توبه می‌کنم. اینک ای فرزند رسول خدا! اگر او ناصبی بود انجام این کار بر من روا می‌شد؟ امام علیه السّلام فرمود: امانت را به هر که تو را امین دانسته و خواهان خیرخواهی توست رد کن اگر چه به قاتل امام حسین علیه السّلام.

وضعیّت مردان مؤمن در دوران حکومت حقّه‌

[۴۴۹] عبد الملک بن اعین می‌گوید: نزد امام باقر علیه السّلام از جا برخاستم و بر دستم تکیه کردم و گریستم. حضرت فرمود: تو را چه می‌شود؟ عرض کردم: امید آن داشتم که تا نیرویی در تن دارم حکومت حقّه شما را ببینم. امام علیه السّلام فرمود: آیا همین شما را خشنود نمی‌کند که دشمنانتان یک دیگر را می‌کشند و شما در خانه‌هاتان ایمنید، همانا اگر این امر تحقق یابد به هر یک از شما نیروی چهل مرده داده می‌شود و دلهایتان چون پاره‌های آهن می‌گردد که اگر با آنها به کوهها بزنند آنها را از بن برکند، شما در آن روزگار، حاکمان

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
314

و ناگهان همسرم را دیدم که به سوی من آمد و گردوی فراوان شکست و آنها را بر سر من ریخت. من از این خواب در شگفت شدم. ابو حنیفه گفت: تو بر سر ارث خانوادگی با مردمانی دون به ستیز برمی‌خیزی و پس از رنج بسیار به خواست خدا به آنچه خواهی رسی. امام صادق علیه السّلام به او فرمود: ای ابا حنیفه! بخدا سوگند که رسیدی. محمد بن مسلم می‌گوید: در این هنگام ابو حنیفه از نزد امام بیرون رفت و من به ایشان عرض کردم:

قربانت گردم تعبیر این ناصبی مرا خوش نیامد. امام علیه السّلام فرمود: ای پسر مسلم! خدا برایت بد نیاورد، تعبیر آنها با تعبیر ما یکی نیست و تعبیر ما با تعبیر آنها همسویی ندارد. تعبیر این خواب چنان نبود که او گفت: عرض کردم: قربانت گردم پس چگونه به او فرمودی که رسیدی و سوگند هم خوردی و حال آنکه او خطا کرده بود؟ امام علیه السّلام فرمود: آری من برای او سوگند خوردم که به خطا رسید. او می‌گوید: به امام علیه السّلام عرض کردم: پس تعبیر خواب من چیست؟ امام علیه السّلام فرمود: ای پسر مسلم! تو از زنی کام برمی‌گیری و زنت از آن آگاه می‌شود و لباسهای نوی تو را پاره پاره می‌کند، زیرا که پوست پوشش مغز است. محمد بن مسلم می‌گوید: بخدا سوگند میان این خواب و تعبیر آن جز بامداد جمعه‌ای فاصله نشد، پس چون صبح جمعه رسید دم درب خانه نشسته بودم که کنیزی از کنار من گذشت و مرا از او خوش آمد، پس به غلامم دستور دادم او را بازگرداند و او کنیز را به خانه من درآورد و من هم او را متعه کردم و همسرم از ماجرای من و او آگاه شد و در همان حال به خانه درآمد، کنیزک به سوی درب دوید و گریخت و من تنها در اتاق ماندم، پس همسرم آمد و جامه‌های نوی را که در تن داشتم و معمولا در عیدها می‌پوشیدم درید.

موسی زوّار عطر فروش نزد امام صادق علیه السّلام آمد و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! من خوابی دیده‌ام که مرا به وحشت انداخته است. در خواب دیدم دامادم که مرده آمد و مرا بغل کرد و من می‌ترسم که مرگم نزدیک شده باشد. امام علیه السّلام فرمود: ای موسی! البته باید هر بام و شام انتظار مرگ را داشته باشی ولی همآغوش شدن مرده‌ها با زنده‌ها دلیل بر طول عمر زنده‌ها است. اسم دامادت چه بود؟ عرض کرد: حسین. فرمود: این خواب دلالت دارد بر اینکه تو زنده می‌مانی و امام حسین علیه السّلام را زیارت می‌کنی، پس هر که همنام

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 10205
صفحه از 420
پرینت  ارسال به