323
روضة الکافی (ترجمه)

تأویل آیه ۱۱ از سوره حدید

[۴۶۱] مردی از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت می‌کند که در باره این آیه شریفه:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ «۱» فرمود: مقصود از آن پیوستن به امام است در دولت تبهکاران.

خوف و رجاء مؤمن‌

[۴۶۲] سنان بن طریف می‌گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می‌فرمود: مؤمن را سزد که از خدای چنان هراسد که گویی بر آتش مشرف است و او را چنان امید برد که گویی از اهل فردوس است، سپس فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ همان گونه است که بنده به او گمان می‌برد، اگر بدو گمان خیر برد برایش خیر پیش آورد و اگر شرّ، شرّ.

در بیان آداب مسافرت و همراهان‌

[۴۶۳] اسماعیل بن جابر می‌گوید: من در مکه خدمت امام صادق علیه السّلام بودم که از مدینه پیکی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرموده: به همراه که هستی؟ گفت: با کسی نیستم. امام علیه السّلام به او فرمود: اگر پیشتر چیزی در این پیرامون به تو گفته بودم بخوبی ادبت می‌کردم و سپس فرمود: یک تن یک شیطان است، و دو تن دو شیطان، و سه و چهار تن دوستان یک دیگرند.

[۴۶۴] امام باقر علیه السّلام فرمود: پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: بهترین عدد همسفران نزد خدا چهار است، و اگر شمار آنها از هفت نفر فزونی می‌یابد در هم آمیختگی پدید آید.

[۴۶۵] امام هفتم علیه السّلام به نقل از پدرش و او از جدش روایت کرده که فرمود: از جمله سفارشهای پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم به علی علیه السّلام آن بود که به او فرمود: تنها آهنگ سفر مکن که

______________________________

(۱) «کیست که بخداوند وام نیکو دهد، و خدا آن را برای او بیفزاید و پاداشی ارجمند داشته باشد؟» (سوره حدید/ آیه ۱۱).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
322

همانا تو سرور مردمان را بزادی پس چون او را بر زمین نهادی بگوی: او را از شرّ هر حسودی بخدای یگانه پناه می‌دهم و محمّد بنامش. آن مرد گفت: او را نزد من بیاور و آمنه او را نزد آن مرد آورد. آن مرد به او نگریست و کودک را برگرداند و همین که چشمش به خال میان دو شانه او افتاد بیهوش بر زمین افتاد.

آنها نوزاد را گرفتند و نزد مادرش بردند و گفتند: خداوند این نوزاد را برای تو مبارک گرداند. همین که آنها از نزد آمنه بیرون رفتند آن مرد به هوش آمد. حاضران به آن مرد گفتند: وایت باد این چه حالی بود؟ گفت: نبوّت بنی اسرائیل، تا روز رستاخیز از میان برفت، بخدا سوگند این کودک همان کسی است که آنها را نابود سازد. قریش از شنیدن این سخن شاد شدند. آن مردی که شادی قریش را دید بدیشان گفت: شاد می‌شوید؟! بخدا سوگند چنان یورشی بر شما ببرد که خاور و باختر از آن سخن بگویند. ابو سفیان گفت:

چیزی نیست، به مردم شهر خود یورش برده است.

بشارت ابو طالب به فاطمه بنت اسد

[۴۶۰] اسباط بن سالم از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: هنگامی که آثار وضع حمل در آمنه دختر وهب پدیدار گشت و او را درد زاییدن پیامبر، گرفت فاطمه دختر اسد همسر ابو طالب نزد او آمد و همچنان با او بود تا وضع حمل کرد. پس یکی از آنها به دیگری گفت: آیا همان چیزی را می‌بینی که من می‌بینم؟ او گفت: تو چه می‌بینی؟ گفت:

نوری می‌بینم که میان شرق و غرب پرتو فشانده است. و در همین حال که آنها سخن می‌گفتند ابو طالب بر ایشان وارد شد و گفت: شما را چه می‌شود از چه شگفت کرده‌اید؟

فاطمه از نوری که دیده بود ابو طالب را آگاه کرد. و ابو طالب به او گفت: آیا به تو مژده ندهم؟ فاطمه گفت: آری. ابو طالب گفت: آگاه باش که تو بزودی نوزادی خواهی زایید که جانشین این نوزاد خواهد بود.

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 10210
صفحه از 420
پرینت  ارسال به