331
روضة الکافی (ترجمه)

می‌گذرانم. آنها به او گفتند: هر گاه به آن دو رسیدی ما را آگاه کن. و چون او به میان سرزمین مدینه رسید به ایشان گفت: این کوه عیر است و آن دیگری کوه احد.

یهودیان از شتر به زیر آمدند و گفتند: ما به طلب خود رسیدیم و دیگر نیازی به شترهای تو نداریم، پس هر کجا می‌خواهی برو. آنها به برادرانشان در فدک و خیبر نوشتند: ما به جایی که می‌خواستیم رسیدیم شما هم به نزد ما بشتابید. آنها در پاسخ نوشتند: ما در اینجا خانه ساختیم و اموالی به دست آوردیم و فاصله میان ما و شما نزدیک است، هر گاه جریان هجرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم پیش آمد ما شتابان نزد شما خواهیم آمد. ایشان در شهر مدینه اموالی به دست آوردند و چون ثروتشان رو به فزونی نهاد «تبّع» [پادشاه آن روز یمن] از دارایی آنها آگاه شده و به جنگ ایشان آمد. آنها به دژهای خود پناه بردند و این گونه بود که همیشه برای ناتوانان تبّع دلسوزی می‌کردند، و چون شب می‌شد از بالای دژ برای ایشان خرما و نان پایین می‌ریختند. این ماجرا به گوش تبّع رسید و دلش به حال آنها بسوخت و ایشان را امان داد. یهودیان از دژهای خود به زیر آمدند و نزد او رفتند. تبّع به ایشان گفت: من از شهر شما خوشم آمده و تصمیم دارم در میان شما اقامت کنم.

یهودیان به او گفتند: تو نمی‌توانی چنین بکنی زیرا این جا هجرتگاه یک پیامبر است و هیچ کس پیش از او نمی‌تواند چنین بکند تا او بیاید. تبّع بدیشان گفت: من از خاندان خود کسانی را در میان شما می‌نهم تا چون آن پیامبر بیاید او را یاری رسانند. پس دو تیره اوس و خزرج را در میان آنها نهاد. و چون افراد این دو تیره در آن جا رو به فزونی نهادند به اموال یهود دست می‌انداختند و یهود به آنها می‌گفتند: آگاه شوید که چون محمّد برانگیخته شود دست شما را از خانه و اموال ما کوتاه خواهد کرد. پس چون خداوند عزّ و جلّ محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم را برانگیخت مسیحیان بدو ایمان آوردند ولی یهود به او کفر ورزیدند، و این است همان سخن پروردگار که:... وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْکافِرِینَ «۱».

______________________________

(۱) «و از پیش بر کافران فیروزی می‌جستند، و چون آنچه را می‌دانستند بیامد بدان کفر ورزیدند، پس نفرین الهی بر کافران باد» (سوره بقره/ آیه ۸۹).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
330

ایوب به ارث برده‌ایم. محمّد بن حسین در پاسخ گفت: شاید که چنین باشد. علی بن اسباط می‌گوید: اینکه من چنین جمله‌ای را به او گفتم از آن روی بود که از علی بن یقطین شنیدم که از برخی حدیث می‌کرد که چون ابو جعفر منصور در سالی که محمد و ابراهیم فرزندان عبد اللَّه بن حسن کشته شدند به مدینه آمد رو به عمویش علی بن عیسی کرد و گفت: ای ابا العباس! امیر المؤمنین [مقصود خودش بود] صلاح دیده درختهای مدینه را از بیخ برکند و چشمه‌سارهای آن را کور سازد. علی بن عیسی به او گفت: این عموزاده‌ات جعفر بن محمّد است که هم اکنون در مدینه حاضر است، کسی را سوی او فرست و با او رأی زنی کن. راوی می‌گوید: منصور کسی را سوی آن حضرت فرستاد و علی بن عیسی مسأله را به آگاهی آن جناب رسانید و امام صادق علیه السّلام نزد منصور آمد و به او گفت: ای امیر المؤمنین! همانا داود علیه السّلام را نعمت دادند و او سپاس گزارد، و ایوب علیه السّلام به بلا گرفتار آمد و شکیب ورزید، و یوسف علیه السّلام پس از رسیدن به قدرت گذشت در پیش گرفت، تو هم بگذر که از پشت آنانی.

تجسّس یهودیان از قدیم از هجرتگاه پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم‌

[۴۸۱] ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که در باره آیه شریفه:... وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا... «۱» فرموده است: یهودیان در کتابهای خود یافته بودند که هجرتگاه محمد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم میان کوه «عیر» و کوه «احد» است، و از همین رو در طلب او بیرون آمدند و به آن جا رفتند و به کوهی گذر کردند که «حداد» خوانده می‌شد و گفتند: «حداد» و «أحد» یکی است و لذا در اطراف همان کوه پراکنده شدند، پس شماری از ایشان در تیماء فرود آمدند و برخی دیگر در فدک و شماری دیگر در خیبر. آنان که در تیماء بودند شوق دیدار برادران خویش را یافتند. پس بادیه‌نشینی از قبیله قیس به آنها گذر کرد و آنها از او شتر کرایه کردند و آن مرد قیسی بدیشان گفت: من شما را از میان دو کوه عیر و أحد

______________________________

(۱) «و از پیش بر کافران فیروزی می‌جستند» (سوره بقره/ آیه ۸۹).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 12437
صفحه از 420
پرینت  ارسال به