35
روضة الکافی (ترجمه)

سخنان می‌گویی؟ ابا محمّد گفت: قربانت گردم چگونه چنین نگویم؟ حضرت علیه السّلام فرمود:

ای ابا محمّد! نمی‌دانی که خداوند متعال جوانان شما شیعه را گرامی می‌دارد و از سالخورده‌های شما شرم دارد؟ ابو محمّد گفت: قربانت گردم چگونه جوانان را گرامی می‌دارد و از سالخورده‌ها شرم دارد؟ فرمود: جوانان را گرامی می‌دارد از اینکه عذابشان کند، و از سالخوردگان شرم دارد از اینکه حسابشان کشد.

ابو محمّد گفت: قربانت گردم این مخصوص به ماست یا همه اهل توحید؟ فرمود: نه بخدا سوگند که مخصوص شماست نه همه مردم. ابو محمّد گفت: قربانت گردم همانا به ما لکّه‌ای زده‌اند که پشت ما را شکسته، و از آن دل ما مرده، و والیان و فرمانداران به سبب آن خون ما را روا شمرده‌اند، و آن حدیثی است که فقهای ایشان برای آنها نقل نموده‌اند. امام صادق علیه السّلام فرمود: مقصودت رافضی بودن است؟ ابو محمّد گفت: آری. حضرت علیه السّلام فرمود: نه بخدا سوگند آنها شما را چنین ننامیدند و خدا شما را بدین نام نامیده است. آیا نمی‌دانی که هفتاد مرد از بنی اسرائیل، چون گمراهی فرعون و قومش بر آنها آشکار شد آنها را ترک نمودند و به موسی پیوستند، زیرا که برای آنها آشکار شده بود که او در راه هدایت است و در میان لشکریان موسی آنها را رافضی می‌نامیدند، زیرا فرعون را رفض کرده بودند، و در میان لشکر از همه بیشتر عبادت می‌کردند، و از همه بیشتر موسی و هارون و فرزندان ایشان را دوست می‌داشتند، و خدا به موسی علیه السّلام وحی کرد که: این نام را در تورات برای آنان ثبت کن، زیرا من آنها را بدین نام نامیدم، و این نام را بدیشان بخشیدم. موسی این نام را برای آنها ثبت کرد، و خداوند عزّ و جلّ آن نام را اندوخت تا به شما بخشید.

ای ابا محمّد! آنان خیر را رفض کردند، و شما شرّ را رفض کردید. مردم به گروهها و شاخه‌هایی تقسیم شدند، و شما به گروه خاندان پیامبر درآمدید و به مذهبی گراییدید که آنها گراییدند، و آن برگزیدید که خدا برای شما برگزیده است، و آن را خواستید که خدا خواسته پس بشارتتان باد و مژده. بخدا سوگند که شما مشمول رحمتید، و از نیکوکار شما هر عملی پذیرفته است، و از بدکارتان گذشت می‌شود. هر کس به عقیده‌ای که شما دارید

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
34

شما را می‌زدم تا به حق برگردید، و به راستی گرایید، و این کار برای پیوند شکاف و نرمش بهتر بود. خدایا میان ما به حق حکم فرما که تو بهترین حاکم هستی.

راوی می‌گوید: امام علیه السّلام سپس از مسجد بیرون رفت و به آغلی رسید که در آن حدود سی گوسفند بود. امام علیه السّلام فرمود: بخدا اگر برای من مردانی بودند به شماره این گوسفندان که برای خداوند عزّ و جل و رسولش خیرخواه بودند پسر زن مگس خوار را از سلطنتش برمی‌داشتم.

راوی می‌گوید: چون شب شد سیصد و شصت کس با وی بیعت کردند تا دم مرگ، پس امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: به هنگام بامداد در محلّ احجار الزیت گرد آیید، و برای نشانی همه سرها را بتراشید، و خود امیر المؤمنین هم سرش را تراشید، و از آن جمع سر تراشیده در وعده‌گاه حاضر نشدند مگر ابو ذر و مقداد و حذیفة بن یمان و عمار بن یاسر، و سلمان هم در آخر آنان رسید، و آن حضرت دست بر آسمان برداشت و فرمود: خدایا! این مردم مرا خوار شمردند، چونان که بنی اسرائیل هارون را. بار خدایا! تو می‌دانی آنچه را نهان و عیان می‌داریم، و هیچ چیز در زمین و آسمان بر تو پنهان نیست، مرا مسلمان از دنیا بر و به نیکان برسان. سوگند بخانه کعبه و آنکه دست به کعبه ساید، و هم سوگند بمزدلفه و گام‌هایی که برای رمی جمره بردارند، اگر نبود سفارش و عهدی که پیغمبر امّی به من کرده است، من همه مخالفان را به درّه مرگ می‌افکندم، و بر آنها آذرخش مرگ می‌باراندم، و به همین زودی خواهید دانست.

فضائل شیعه و معنی رافضی و فضل شیعه در قرآن‌

[۶] محمد بن سلیمان به نقل از پدرش می‌گوید: نزد امام صادق علیه السّلام بودم که ابو بصیر نفس زنان بر ایشان وارد شد، و چون در جای خود نشست امام صادق علیه السّلام به ایشان فرمود: ای ابا محمّد! چرا به این تندی نفس می‌زنی؟ او در پاسخ گفت: قربانت گردم ای فرزند پیامبر، پیر شدم و استخوانم پوک شده است و مرگم نزدیک است و نمی‌دانم در آخرت چه وضعی خواهم داشت. امام صادق علیه السّلام فرمود: ای ابا محمّد! تو هم از این

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 12448
صفحه از 420
پرینت  ارسال به