347
روضة الکافی (ترجمه)

را همراه خود برد. ابو جندل رو به پیامبر کرد و گفت: ای رسول خدا! آیا مرا تسلیم او می‌کنی؟ پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: من در باره [آزادی] تو شرطی با او نکرده بودم، و سپس فرمود: خدایا! برای ابو جندل گشایشی فراهم آور.

تفسیر آیه ۹۰ سوره نساء در بیان امام صادق علیه السّلام‌

[۵۰۴] فضل ابو العبّاس می‌گوید: امام صادق علیه السّلام در باره آیه شریفه:... أَوْ جاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقاتِلُوکُمْ أَوْ یُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ... «۱» فرمود: این آیه در باره بنی مدلج نازل گشت، زیرا آنها نزد رسول خدا آمده گفتند: ای رسول خدا! ما دلتنگیم از اینکه گواهی دهیم تو رسول خدایی، و ما نه با توییم و به سود تو می‌جنگیم و نه با قوم خود علیه تو به کار زار درآییم.

راوی می‌گوید: من عرض کردم: پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم در برابر این سخن آنها چه واکنشی نشان داد؟ حضرت صلّی اللَّه علیه و آله و آله و سلّم فرمود: با آنها پیمان بست تا پس از فراغت از کار عربها آنها را به اسلام فراخواند، اگر پذیرفتند که چه بهتر و الّا با آنها به جنگ پردازد.

داستان قوم لوط

[۵۰۵] ابو یزید حمّار به نقل از امام صادق علیه السّلام آورده است که آن حضرت فرمود:

خداوند متعال برای نابود کردن قوم لوط چهار فرشته با نامهای جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و کروبیل برانگیخت. آنها در حالی که عمامه بر سر داشتند بر ابراهیم گذر کردند و بر او درود فرستادند. ابراهیم آنها را نشناخت ولی نمود نیکویی در ایشان یافت، لذا پیش خود چنین گفت: خدمت به ایشان را جز من شایسته نیست. ابراهیم میهمان دوست بود، پس گوساله فربهی برای آنها بریان کرد تا بپخت و آن را پیش روی ایشان نهاد. پس چون گوساله را در برابر آنها گذاشت دید که دست آنها به گوساله نمی‌رسد. پس آنها را

______________________________

(۱) «و آنان که پیش شما آمده‌اند و سینه ایشان از پیکار با شما یا پیکار با قومشان تنگ شده...» (سوره نساء/ آیه ۹۰).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
346

کشمکش میان مسلمانان و مشرکان آغاز شد. سهیل بن عمر نزد پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم نشسته بود و عثمان هم در میان لشکر مشرکان گرفتار شد. در این هنگام پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم با مسلمانان بیعت کردند و به جای بیعت عثمان که حضور نداشت پیامبر، یک دست خود را به دست دیگر زد، و مسلمانان گفتند: خوشا به حال عثمان که موفق شد به خانه کعبه طواف کند و میان صفا و مروه سعی نماید و از احرام بیرون آید. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: او چنین کاری نکند. و چون عثمان برگشت و نزد پیامبر آمد رسول خدا به او فرمود: آیا به خانه کعبه طواف کردی؟ گفت: من چنین کاری نمی‌کردم و در طواف به رسول خدا پیشی نمی‌گرفتم، و ماجرای خود را بازگفت و هر چه رخ داده بود بیان کرد.

پیامبر رو به علی کرد و گفت: بنویس:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

. سهیل گفت: من نمی‌دانم رحمان و رحیم کیست مگر همان که در شهر یمامه است، پس همان طور که ما می‌نویسیم بنویس: «بسمک اللّهمّ». پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: بنویس: این قراردادی است که پیامبر خدا با سهیل بن عمرو می‌بندد. سهیل گفت: [اگر ما تو را رسول خدا بدانیم] پس چرا با تو بجنگیم؟ پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: منم پیامبر خدا، و منم محمّد بن عبد اللَّه. مسلمانان همصدا گفتند: تویی رسول خدا. از بندهای قرار داد این بود که مشرکان گفتند: هر کس از ما به سوی شما گریخت او را به ما بازش می‌دهید و محمّد او را بزور به دین خود در نیاورد، ولی هر کس از شما مسلمانان به سوی ما گریخت او را بازنگردانیم. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: ما به کسی که نزد شما گریزد نیازی نداریم. و همچنین از جمله بندهای این قرار داد آن بود که خداپرستی در میان مردم مکّه پیدا باشد نه پنهان.

امام صادق صلّی اللَّه علیه و آله و آله و سلّم در این جا فرمود: و همانا پرده‌ها از مدینه برای مسلمانان مکّه هدیه می‌فرستادند و هیچ بندی از موادّ صلحنامه برای آنان پربرکت‌تر از این نبود، و کار به جایی رسید که نزدیک بود که اسلام بر همه مردم مکّه چیرگی یابد.

سهیل بن عمرو به پسر خود ابو جندل دست انداخت و او را گرفت و گفت: این نخستین ماده‌ای است که روی آن قرار بسته‌ایم. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: مگر تو قراردادی امضا کرده‌ای؟ سهیل گفت: ای محمّد! تو پیمان شکن نبودی. این چنین بود که سهیل، ابو جندل

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11307
صفحه از 420
پرینت  ارسال به