359
روضة الکافی (ترجمه)

یکی از معجزات حضرت عیسی علیه السّلام‌

[۵۳۲] از امام صادق علیه السّلام پرسیدند: آیا عیسی بن مریم کسی را پیش از مرگ آن گونه زنده کرد که خوراک و روزی داشته باشد و عمر دوباره و فرزند بیابد؟ امام علیه السّلام فرمود:

آری، عیسی علیه السّلام دوستی داشت که به خاطر خدا با او دوستی می‌کرد. عیسی علیه السّلام با او رفت و آمد داشت و به خانه‌اش می‌رفت تا آنکه زمانی از او دور شد و سپس به سراغ او رفت تا سلامی به او داشته باشد. هنگامی که به درب منزل خانه رسید مادرش بیرون آمد. عیسی علیه السّلام از حال او پرسید. مادر او در پاسخ گفت که: ای پیامبر خدا! او مرده است. عیسی گفت:

دوست داری او را دوباره ببینی؟ مادرش گفت: آری. عیسی علیه السّلام به او فرمود: فردا نزد تو می‌آیم تا به اذن خدا او را زنده گردانم. چون فردای آن روز رسید نزد مادرش رفت و به او فرمود: با من نزد قبر او بیا. هر دو به راه افتادند تا به قبر او رسیدند. عیسی علیه السّلام ایستاد و به درگاه خداوند عزّ و جلّ دعا کرد. در این هنگام گور گشوده شد و پسر او زنده بیرون آمد.

پس چون مادرش او را دید و او مادرش را دید هر دو به گریه افتادند. عیسی علیه السّلام دلش به حال آن دو سوخت و لذا به آن مرد فرمود: آیا دوست داری همراه مادرت در دنیا باقی بمانی؟ آن مرد عرض کرد: با خوراک و روزی و مدّتی معیّن یا بدون خوراک و روزی و مدّتی اندک؟ عیسی علیه السّلام فرمود: با خوراک و روزی و مدّتی معیّن و عمری بیست ساله که در آن مدّت همسر برگزینی و فرزند بیاوری. عرض کرد: در این صورت، آری. پس حضرت علیه السّلام آن مرد را به مادرش سپرد و او بیست سال دیگر عمر کرد و ازدواج کرد و همسرش برای او فرزند آورد.

بیدادگران در قرآن‌

[۵۳۳] از امام صادق علیه السّلام در باره آیه شریفه:.. وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ... «۱»

______________________________

(۱) «و هر که در آن جا اراده تجاوز و ستمی کند...» سوره حج/ آیه ۲۵).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
358

هنگام که خودش آن را تعبیر کند یا دیگری همچون خود او آن را برایش تعبیر کند، و چون خواب او تعبیر شد به زمین آید. پس خواب خود را جز به خردمند نقل نکنید.

در بیان کردن خواب‌

[۵۳۰] ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت می‌کند که پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم می‌فرمود: خواب را نباید جز به کسی که از حسادت و بیدادگری بر کنار باشد باز گفت.

داستان مرد زشت روی‌

[۵۳۱] مردی از امام صادق علیه السّلام روایت می‌کند که فرمود: در زمان پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم مردی بود که (ذو النمره) نامیده می‌شد. او از زشت‌ترین مردم بود و به سبب همین زشتی او را (ذو النمره) می‌نامیدند. یک روز او خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: ای پیامبر خدا! به من بگو خدای عزّ و جلّ بر من چه واجب کرده است؟ پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: خداوند بر تو واجب کرده است هفده رکعت نماز در شبانه روز، و روزه ماه مبارک را در صورتی که زنده ماندی و آن را درک کردی، و حج را اگر استطاعت یافتی، و زکات را، و آن را برای او شرح داد. آن مرد گفت: سوگند بخدایی که تو را بحق به پیامبری برانگیخت، برای پروردگار خود افزون بر آنچه برای من واجب گردانیده به جای نخواهم آورد.

پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: چرا ای ذو النمره؟ عرض کرد: زیرا که مرا چنین زشت آفریده است.

در این هنگام جبرئیل بر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم نازل شد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! پروردگارت به تو دستور می‌دهد که از سوی او به ذو النمره سلام برسانی و به او بگویی: پروردگارت می‌فرماید: آیا خشنود نیستی که در روز رستاخیز تو را به زیبایی جبرئیل محشور کنم.

پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم به او فرمود: ای ذو النمره! این جبرئیل است که به من دستور داده به تو سلام رسانم و به تو بگویم که پروردگار متعال فرموده است: آیا خشنود نیستی که در روز رستخیز تو را به زیبایی جبرئیل محشور گردانم. ذو النمره گفت: پروردگارا! من خشنود شدم و بعزّتت سوگند من نیز [به اعمالم آن قدر] بیفزایم تا خشنود گردی.

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11286
صفحه از 420
پرینت  ارسال به