367
روضة الکافی (ترجمه)

دور شد و پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم به من خبر داد که چون از این جهان رخت بربندد مردم پس از مخاصمه با یک دیگر در سقیفه بنی ساعده با ابو بکر بیعت کنند، و از آن جا به مسجد روند و نخستین کسی که بالای منبر من با ابو بکر بیعت کند شیطان است که به چهره پیرمردی عبادت کوش بدان جا بیاید و چنین و چنان بگوید، سپس از آن جا بیرون رود و شیاطین و پیروان خود را گرد آورد و باد در بینی کند و به جست و خیز پردازد و به آنها گوید: هرگز، شما گمان بردید که مرا بر ایشان راهی نیست، اکنون دیدید من با آنها چه کردم تا سرانجام دستور و فرمانبری خدای عزّ و جلّ و اوامر پیامبر را وانهادند.

نعره شیطان از روز غدیر خم‌

[۵۴۲] جابر از امام باقر علیه السّلام روایت کند که چون پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم در روز غدیر خم دست علی علیه السّلام را در دست گرفت، شیطان در میان سپاهیانش نعره برآورد و هیچ یک از آنها چه در خشکی و چه دریا به جای نماند مگر آنکه در پی نعره او به سویش دویدند و گفتند: ای آقا و مولا! چه بر سر تو آمده؟ ما هرگز از تو نعره‌ای دهشتناک‌تر از این نعره نشنیده بودیم. او بدیشان گفت: این پیامبر کاری کرد که اگر براستی این کار تحقّق یابد دیگر کسی هرگز خدا را نافرمانی نکند. آنها در پاسخ گفتند: سرورا! تو آدم را فریب دادی، و چون منافقان گفتند: این مرد [پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم] از سر هوای نفس سخن می‌گوید، و یکی به دیگری گفت: مگر نمی‌بینی که چشمانش چگونه در کاسه سرش می‌چرخد؟ گویا دیوانه شده- مقصودشان پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم بود-. در این هنگام شیطان فریادی از سر شادی زد و دوستانش دوباره گرد او حلقه زدند. او بدیشان گفت: آیا می‌دانید من پیشتر با آدم ابو البشر چه کرده‌ام؟ گفتند: آری، گفت: آدم، پیمان خود را شکست ولی بخدا کفر نورزید ولی اینان هم پیمانشان را نقض کردند و هم به پیامبر علیه السّلام کفر ورزیدند.

پس هنگامی که پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم از این جهان رخت بربست و مردم به جای علی علیه السّلام دیگری را به خلافت نشاندند شیطان تاج شاهی بر سر نهاد و منبری نهاد و روی بالش

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
366

آغاز نموده و آنها را برتری بخشیده است، و پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: امامان از قریش باشند.

سلمان گفت: من به نزد علی علیه السّلام که مشغول غسل دادن پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم بود رفتم و او را از جریان آگاه کردم و گفتم: اینک ابو بکر بر منبر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم جای گرفته است و بخدا سوگند، خشنود نیست که مردم با یک دست او، بیعت کنند و مردم با هر دو دست چپ و راست، با او بیعت می‌کنند.

علی علیه السّلام فرمود: ای سلمان! هیچ می‌دانی نخستین کسی که بر منبر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم با او بیعت کرد چه کسی بود؟ عرض کردم: نمی‌دانم، جز اینکه من دیدم که در زیر سایه‌بان بنی ساعده هنگام مجادله انصار نخستین کسی که با او بیعت کرد بشیر بن سعد و ابو عبیدة بن جرّاح بود و سپس عمر و بعد از او سالم. امام علیه السّلام فرمود: من در باره اینها از تو نپرسیدم، ولی می‌دانی اوّل کسی که چون بر منبر پیامبر بالا رفت با او بیعت کرد که بود؟ عرض کردم: نه، ولی پیری کهنسال را دیدم که بر عصای خویش تکیه زده بود و میان دو دیده‌اش اثر سجده زیادی بود، و او نخستین کسی بود که از پله منبر بالا رفت و می‌گریست و می‌گفت: ستایش خدایی را که مرا از دنیا نبرد تا تو را در این جایگاه ببینم، دستت را باز کن. ابو بکر دستش را باز کرد و پیرمرد با او بیعت نمود و سپس از منبر پایین آمد و از مسجد بیرون رفت.

علی علیه السّلام فرمود: دانستی او که بود؟ گفتم: نه، ولی از کلامش بدم آمد، زیرا گویی از مرگ پیامبر خوشحالی می‌کرد. امام علیه السّلام فرمود: او شیطان لعنه اللَّه بود. پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم به من خبر داد که شیطان و سران اصحابش نگران بودند که پیامبر اکرم در روز غدیر خم مرا به امر خداوند عزّ و جلّ، به امامت و خلافت بر مردم و برای مردم نصب کرد و به آنها خبر داد که من نسبت به آنها از خود آنها سزاوارترم و به آنها فرمود تا حاضران به غائبان برسانند و همه سران و شیطانهای ابلیس گرد او آمدند و گفتند: همانا این امّت، مرحومه و معصومه است و نه تو و نه ما را بر آنها راهی نیست. همانا پیشوا و پناهگاه خود را پس از پیغمبرشان دانستند. در این هنگام بود که شیطان لعنه اللَّه افسرده و غمگین از آن محضر

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 12042
صفحه از 420
پرینت  ارسال به