375
روضة الکافی (ترجمه)

ندارد. فرمود: ماه چند جزء از پرتو خورشید را دارد؟ عرض کردم: این را هم نمی‌دانم.

فرمود: راست گفتی. سپس فرمود: چگونه است که دو لشکر به ستیز با یک دیگر روانه می‌شوند، این دسته منجّم و حسابگری دارند و آن دسته نیز منجّم و حسابگر دیگری دارند، این یک برای قشون خود حساب می‌کند که پیروزی با اینهاست و آن یک برای سپاه خود حساب می‌کند که چیرگی از آن ایشان است، و سپس با هم جنگ می‌کنند و یکی از آنها دیگری را شکست می‌دهد، پس نحسی باعث شکست کدام لشکر بوده است؟

گوید: عرض کردم: نه، بخدا این را هم نمی‌دانم. فرمود: راست گفتی. اصل حساب درست است ولی این نکته را نمی‌داند مگر کسی که وضع ولادت همه خلق را بداند.

سخنرانی امیر المؤمنین علیه السّلام در صفین در بیان حق والیان و رعایا بر یک دیگر

[۵۵۰] جابر از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمود: امیر مؤمنان علیه السّلام در صفّین برای مردم خطبه خواند و در آن خطبه حمد و ثنای خدای را به جای آورد و بر محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم پیامبر او درود فرستاد. سپس فرمود:

امّا بعد، براستی خداوند متعال برای من بر شما حقّی قرار داده به سبب سرپرستی من در کار شما و به سبب درجه و منزلتی که در میان شما به من بخشیده، و شما نیز به گردن من نظیر همان حقّی را دارید که من بر شما دارم، و حق در مقام توصیف از همه چیز زیباتر و در مقام انصاف گویی از همه چیز فراختر است. به سود کسی جریان نیابد جز آنکه به زیانش هم باشد، و به زیان کسی هم نگردد جز آنکه به سودش هم باشد، و اگر برای کسی ممکن بود که حق تنها به سود او باشد و به زیانش نباشد این بخداوند عزّ و جلّ اختصاص دارد نه خلق او، زیرا اوست که بر بندگان خودش همه گونه قدرت و توانایی دارد، و هر گونه مقدّرات خود را بچرخاند به حق و عدالت رفتار کرده است، ولی خدا هم حقّ خود را بر مردم همین مقرّر کرده که او را پیروی کنند و کفّاره و جبران طاعت آنان را به پاداش نیک بر خود مقرّر داشته از راه تفضّل و بخشش و توسعه بخشی، بدان چه او بیش از آنها اهل و شایسته آن است. سپس از حقوق خود شمرده آن حقوقی را که برای مردم بر یک دیگر

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
374

بگو که خدای عزّ و جلّ روزی که علی بن ابی طالب علیه السّلام را دوست داشته می‌دانسته که اهل نهروان را می‌کشد یا نمی‌دانسته؟ او گفت: دوباره سخن خود را بازگویید. امام علیه السّلام فرمود:

به من بگو خداوند عزّ و جلّ روزی که علی بن ابی طالب علیه السّلام را دوست می‌داشت می‌دانست که اهل نهروان را می‌کشد یا نمی‌دانست؟ ابن نافع با خود گفت: اگر بگویم نمی‌دانست کافر می‌شوم، از این رو در پاسخ گفت: آری، خدا می‌دانست. امام علیه السّلام فرمود: آیا خداوند دوست داشت که علی علیه السّلام فرمانبری او کند یا نافرمانی او؟ عبد اللَّه بن نافع گفت: اینکه فرمانبری کند. امام علیه السّلام فرمود: پس برخیز که محکوم شدی. عبد اللَّه بن نافع برخاست در حالی که این آیه را می‌خواند:... حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ «۱». اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ «۲».

گفتگوی امام صادق علیه السّلام با یکی از ستاره‌شناسان عراق‌

[۵۴۹] هشام خفّاف می‌گوید: امام صادق علیه السّلام به من فرمود: نظر تو در باره ستارگان چیست؟ او می‌گوید: عرض کردم: در عراق کسی نیست که از من به ستارگان آگاهتر باشد. فرمود: چرخش فلک نزد شما چگونه است؟ هشام می‌گوید: من کلاه خود را از سرم برداشتم و آن را چرخی دادم. حضرت علیه السّلام فرمود: اگر چنین است که تو می‌گویی پس چرا بنات النعش و جدی و فرقدان در همه دهر یک روز به سوی قبله نچرخند؟ او می‌گوید: عرض کردم: این مسأله‌ای است که بخدا سوگند از آن آگاهی ندارم و از هیچ یک از اهل حساب هم چنین چیزی را نشنیدم. امام علیه السّلام فرمود: ستاره سکینه چند جزء از تابندگی زهره را دارد؟ هشام گفت: بخدا سوگند این ستاره‌ای است که تاکنون نشنیده‌ام و نشنیدم کسی از مردم نام آن را ببرد. امام علیه السّلام فرمود: سبحان اللَّه، شما یک ستاره را بکلّی نادیده گرفته‌اید پس بر چه اساس حساب می‌کنید؟ سپس فرمود: زهره چند جزء از پرتو ماه را دارد؟ هشام گفت: این چیزی است که جز خداوند عزّ و جلّ کسی از آن آگاهی

______________________________

(۱) «تا از طلوع صبح رشته سپید از رشته سیاه بر شما نمایان شود» (سوره بقره/ آیه ۱۸۷).

(۲) «خدا بهتر می‌داند که در کجا رسالت خود را مقرّر دارد» (سوره انعام/ آیه ۱۲۴).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11834
صفحه از 420
پرینت  ارسال به