39
روضة الکافی (ترجمه)

گزارش را فرستاده دروغ گفته است. او به من گفت: آیا بدان چه گفته‌ای سوگند می‌خوری؟

من گفتم: همانا مردم افسونگرانند- یعنی دوست دارند دل تو را از من چرکین کنند- تو به سخن آنان گوش مده زیرا ما به تو نیازمندتریم از تو به ما.

او به من گفت: آیا یادت می‌آید که یک روز از تو پرسیدم: آیا برای ما سلطنتی هست؟

و تو پاسخ دادی، آری سلطنتی طولانی و پهناور، که پیوسته در کار خود مهلت خواهید داشت، و در دنیایتان وسعت، تا اینکه خون ناحقّی از ما را در ماه حرام و شهر حرام [مکه] بریزید. من دانستم که حدیث را حفظ کرده است پس گفتم: شاید خداوند عزّ و جلّ تو را کفایت کند، یعنی تو را حفظ کند از اینکه مرتکب چنین امری شوی، زیرا من شخص خاص تو را در نظر نداشتم، و آن حدیثی بوده است که من آن را روایت کردم، شاید فرد دیگری از خاندانت مرتکب چنین کاری شود. در این هنگام منصور خاموش شد، و چون به خانه‌ام آمدم یکی از دوستان و شیعیان ما نزد من آمد و گفت: قربانت گردم، بخدا سوگند من تو را در موکب ابو جعفر دیدم که بر الاغی سوار بودی، و او بر اسبی سوار و چنان با شما سخن می‌گفت که گویی شما زیر دست او هستید، و پیش خود گفتم: این حجّت خدا بر خلق، و صاحب الامر است که باید از او پیروی شود، و آن دیگری کار بر خلاف می‌کند و اولاد پیامبران را می‌کشد، و بر زمین آن گونه که خدا دوست ندارد خون می‌ریزد، و امام در موکب اوست و سوار بر الاغی، و این چنین تردید به دلم راه یافت، تا آنکه بر خودم و دینم ترسیدم. او گفت امام به من فرمود: اگر تو فرشتگانی را می‌دیدی که در جلو و عقب و سمت راست و چپ من بودند هر آینه او را خوار می‌شمردی، و آنچه را هم داشت کوچک می‌گرفتی. او گفت: اکنون دلم آرام گرفت.

او سپس گفت: اینان تا کی سلطنت خواهند کرد و چه هنگام از دست ایشان آسایش به دست خواهد آمد؟ من گفتم: آیا نمی‌دانی که هر چیزی مدّتی دارد؟ او گفت: آری.

من گفتم: آیا برای تو سودی خواهد داشت که بدانی این امر هر گاه موعدش فرا رسد، از یک چشم به هم‌زدن سریعتر خواهد بود؟ اگر تو وضع ایشان را نزد خداوند می‌دانستی بیشتر و سخت‌تر آنها را دشمن می‌داشتی، و اگر تو یا همه مردم زمین بکوشید، آنان را

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
38

سُلْطانٌ «۱».

و بخدا سوگند در این آیه جز شما مقصود نیستید، و شما در این جهان بدان، انسان شمرده می‌شوید در حالی که بخدا در بهشت ارجمندید، و دشمنان‌تان را در دوزخ جویند.

ای ابا محمّد! آیا شادت کردم؟ ابو محمّد گفت: قربانت گردم بر شادیم بیفزای.

حضرت علیه السّلام فرمود: ای ابا محمّد! آیه‌ای نازل نشده است که به بهشت رهنمون شود و یادآور نشوند اهل آن، جز به خوبی، مگر اینکه در باره ما و شیعیان ماست، و آیه‌ای نیست که به دوزخ براند، و اهل آن به بدی یادآور شوند مگر اینکه در باره دشمنان ماست و آنکه با ما مخالفت می‌ورزد. ای ابا محمّد! آیا شادت کردم؟ ابو محمّد گفت: قربانت گردم بر شادیم بیفزای. حضرت علیه السّلام فرمود: ای ابا محمّد! کسی جز ما و شیعه ما، بر کیش ابراهیم نباشد، و مردم دیگر از آن به دور و بیزارند. ای ابا محمّد! آیا شادت کردم؟ در روایتی دیگر آمده است که ابو محمّد گفت: دیگر بس است.

حدیث امام صادق علیه السّلام با منصور در کاروان او و آگاهی از وضع اجتماعی و تباهی مسلمانان هنگام ظهور حضرت حجت علیه السّلام‌

[۷] حمران می‌گوید: در نزد امام صادق علیه السّلام سخن از خلفای جور رفت، و اینکه نسبت به شیعه نظر بدی دارند. حضرت علیه السّلام فرمود: من با ابو جعفر منصور حرکت می‌کردم، و او در کاروان پادشاهی خود بود و بر اسبی سوار، جلوی او چند اسب سوار، و پشت سرش چند اسب سوار دیگر، در حرکت بودند و من هم در کنار او بر الاغی سوار بودم. او به من رو کرد و گفت: ای ابا عبد اللَّه! کار شد، [یعنی ما بر امر خلافت مسلّط شدیم] و شایسته است که تو هم شاد باشی بدان چه خداوند از توانایی به ما داده است، و در عزّت بر ما گشاده است، و به مردم نگو که تو و خاندانت در امر خلافت از ما شایسته‌تر هستند، تا ما را نسبت به خودت و آنها عصبانی کنی. امام علیه السّلام فرمود: من گفتم کسی که برای تو از جانب من این

______________________________

(۱) «در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطی نیست» (سوره حجر/ آیه ۴۲).

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11830
صفحه از 420
پرینت  ارسال به