407
روضة الکافی (ترجمه)

پیامبر می‌گرید، و این قطره از گریه اوست، و در آن سوی کوه چشمه‌ای است که شب و روز آب از آن می‌جوشد و غیر قابل دسترسی است.

درمان درد چشم و درد سر

[۵۸۳] سلیم، وابسته علی بن یقطین که از درد چشم در عذاب بود گفت: ابو الحسن علیه السّلام بدون مراجعه از پیش خود به من نوشت: چرا از سرمه ابو جعفر علیه السّلام بهره نمی‌گیری: کافور رباحی یک جزء، صبر اسقوطری یک جز، و این هر دو را آسیاب کن و از پارچه‌ای حریر بگذران و مانند سرمه سنگ ماهی یک بار به چشم کش تا هر دردی در سر است پایین آورد و آن را از بدن بیرون برد.

داستان عابد بنی اسرائیل‌

[۵۸۴] از امام صادق علیه السّلام روایت کرده‌اند که فرمود: در میان بنی اسرائیل مرد عابدی بود که هرگز به دنیا آلوده نشده و گرد آن نگشته بود. شیطان سوتی زد که همه سپاهیانش گرد او جمع شدند. او بدیشان گفت: کدام یک از شما توان گمراه کردن این شخص را دارد؟

یکی گفت: من. گفت: از چه راه به سراغش می‌روی؟ پاسخ داد: از راه زنها. شیطان گفت:

تو از عهده او برنمی‌آیی، چون او زنان را نیازموده. دیگری گفت: من. پرسید: تو از چه راه گمراهش سازی؟ گفت: از راه میگساری و خوشگذرانی. بدو گفت: تو هم اهل این کار نیستی، زیرا او اهل اینها نیست. سومی گفت: من او را گمراه می‌کنم. پرسید: چگونه؟

گفت: از راه کار خیر. شیطان گفت: برو که تو حریف او هستی. شیطانک بیامد و در برابر او جایی را برگزید و نماز آغازید. آن عابد چنان بود که می‌خوابید و استراحت می‌کرد ولی شیطانک نه می‌خوابید و نه استراحت می‌کرد. آن مرد عابد که خود را در برابر او ناچیز می‌دید و عبادت خود را خرد می‌پنداشت، نزد آن شیطانک رفت و بدو گفت: ای بنده خدا! چه چیز تو را به این همه نماز خواندن نیرو بخشیده است؟ او پاسخی نداد. بار دوم پرسید. باز هم پاسخی نداد، تا بار سوم که پرسید، گفت: ای بنده خدا! من گناهی کرده‌ام

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
406

درمان درد چشم‌

[۵۸۰] مردی روایت می‌کند که شخصی خدمت امام صادق علیه السّلام شرفیاب شد و از چشم درد می‌نالید. حضرت علیه السّلام به او فرمود: چرا از این سه دارو غافلی: صبر، کافور و مرّ؟ آن مرد از این داروها استفاده کرد و بهبود یافت.

درمان ضعف دید

[۵۸۱] جمیل بن صالح می‌گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: ما دختری داریم که ستاره را به اندازه یک کوزه می‌بیند. فرمود: آری، و اینک آن را به اندازه یک دانه می‌بیند.

عرض کردم [چنین است] چشمش ضعیف شده. فرمود: صبر و مرّ و کافور را سرمه کن و با مقدار برابر به چشم او بکش و ما چشم او بدان سرمه کشیدیم و برای او مفید افتاد.

درمان سفیدی چشم‌

[۵۸۲] محمّد بن فیض از امام صادق علیه السّلام روایت کند که فرمود: نزد ابو جعفر [منصور دوانیقی] بودم که بسته‌ای برای او آوردند. او آن را گشود و نگاهی در آن کرد. سپس از آن چیزی بیرون آورد و گفت: ای ابا عبد اللَّه! می‌دانی این چیست؟ گفتم: چیست؟ منصور گفت: این چیزی است که از آن سوی آفریقا از طنجه یا طبنه (تردید از محمد است) می‌باشد. گفتم: آن چیست؟ پاسخ داد: در آن جا کوهی است که هر سال چند قطره از آن می‌چکد و منجمد می‌گردد و برای سفیدی که در چشم پدید می‌آید در صورتی که آن را به چشم کشند مفید است و به اذن خدا سفیدی از میان می‌رود. گفتم: آری، من با آن آشنایی دارم، و اگر بخواهی نام آن کوه و سرگذشتش را به تو باز گویم. او از من نام آن کوه را نپرسید، ولی پرسید سرگذشتش چیست؟ گفتم: این کوهی است که یکی از پیامبران بنی اسرائیل از هراس مردم خود فرار کرد و بدان کوه پناهنده شد و در آن جا به عبادت خدای پرداخت. مردم از جایش آگاه شدند پس بدان جا رفتند و او را کشتند، و این کوه بر آن

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 12032
صفحه از 420
پرینت  ارسال به