61
روضة الکافی (ترجمه)

او خشنود است، و بر خود پذیرفتی آنچه را در گرو آنی، که اگر آن را ترک کنی از این به شگفت آیی که خشنودی و خیرخواهی خدا پذیرفته نباشد و موجود نگردد و دانسته نیاید، جز در بنده‌هایی بر کنار از جامعه که دوست مردمند، ولی مردم آنها را به سبب اینکه ایشان را به ارتکاب کارهای زشت متّهم می‌سازند به مسخره می‌گیرند، و چنین گفته می‌شود که مؤمن مؤمن نباشد تا در میان مردم منفورتر از لاشه گندیده الاغ باشد. و اگر نمی‌بود که به تو نیز همچون ما بلا و گرفتاریهای سخت می‌رسید و چه بسا تو فتنه و سخت‌گیری مردم را، چونان عذاب خدا تصوّر می‌کردی، و از عقیده خود بازمی‌گشتی، من تو و خودمان را از برگشت از عقیده حق، به دلیل فتنه مردم در پناه خدای گذاردم، هر آینه با دوری مقامت به ما نزدیک می‌شدی.

بدان- خدایت رحم کند- که به دوستی خدا نتوان رسید مگر با کینه‌توزی زیادی از مردم، و به ولایت و پیروی خداوند نتوان دست یافت، مگر با تحمّل خصومت و عداوت بیشتر مردم، که همانا از دست دادن مهر و محبّت مردم دنیادار، در برابر دریافت محبّت و مهر الهی، برای مردمی که می‌فهمند بسیار ناچیز است.

برادرم! همانا خداوند عزّ و جلّ در دوران هر یک از پیامبران باقیمانده‌هایی از اهل علم را مقرر فرموده است، تا گمراهان را به هدایت فرا خوانند، و با آنها در تحمّل سختی شکیبایی ورزند. آنها دعوت دعوتگر خدا را می‌پذیرند و بسوی خدا فرا می‌خوانند. آنان را بشناس، زیرا آنان را جایگاهی بلند است، اگر چه در این دنیا خوار شمرده می‌شوند.

همانا ایشان در پرتو کتاب خدا مرده را زنده می‌گردانند و با نور الهی کوران را بینایی می‌بخشند. چه بسیار کشتگان ابلیس را که زنده کردند، و چه بسیار گمراهان سرگشته را که ره نمودند، برای نجات بنده‌ها از هلاکت خون خویش را نثار کردند، و چه نیکو نشانی از جانبازی خود در میان مردم به یادگار نهادند، و چه نشانه‌های بدی از بنده‌های گمراه بر آنها بجا ماند.

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
60

و باطل به دو دسته جدا از هم پاره پاره شدند و اهل حق، یک دیگر را یاری نرساندند و دل به صلح و سازش نهادند و اهل گمراهی به یاری یک دیگر برخاستند و اکثریت همکاران این گروه شدند. این گروه را خوب بشناس و گروه دیگر را هم به دقّت بنگر که شریفان و برگزیدگان خدایند و بدانها روی آور تا به اهل خود برسی، زیرا زیان‌کاران همان کسانی هستند که خود و خاندان خود را به زیان کشاندند به روز رستخیز، و همین است زیان آشکار.

در اینجا روایت حسین بن محمّد اشعری به پایان می‌رسد و در روایت محمد بن یحیی این افزایش به چشم می‌خورد:

دانستن طریق و روش حق، از آن ایشان است، و اگر بلا و گرفتاری هم دارند تو نباید آن را به نظر آوری، زیرا این برای امتحان و آزمون خلایق است و دلیل ناحق بودن آنها نیست، و اگر مردم ناحق بر ایشان زور گویند و بدانها بتازند و آنها را خوار شمارند و گرفتار بلا شوند، باید بدانی که آن خواهد گذشت و دوران خوشی و خرّمی خواهد رسید.

بدان که برادران مورد اعتماد اندوخته‌های یک دیگر هستند، و اگر ترس از این نبود که در باره من گمان‌های ناروا بیابی، و آن تو را از راه حق برون برد، پرده از حقایقی برمی‌کشیدم که تاکنون از تو پنهان داشتم و مطالبی پیرامون حق بر تو بیان می‌کردم که از تو نهان داشتم، ولی من ملاحظه تو را می‌کنم و می‌خواهم تو در راه حق بمانی و بپایی. حلیم و شکیبا نباشد کسی که در جایگاه تقوی و خودداری از احدی پروا نکند. حلم و بردباری جامه عالم است، مبادا خود را از آن برهنه کنی.

نامه دیگری از امام باقر علیه السّلام به سعد الخیر

[۱۷] حمزة بن بزیع: امام باقر علیه السّلام به سعد الخیر نوشت:

به نام خداوند بخشنده مهربان، امّا بعد، نامه‌ات به من رسید و در آن از دانستن اموری یاد کرده بودی که ترکش شایسته نیست، و نیز فرمانبری از کسی که خداوند از خشنودی

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11072
صفحه از 420
پرینت  ارسال به