75
روضة الکافی (ترجمه)

و سنگدلی در میان هوچی‌گران و شتر داران است؛ چادرنشینان و خانه بدوشانی که از قبایل ربیعه و مضر می‌باشند؛ از آنجا که خورشید در سرزمین عربستان برمی‌آید و مذحج یمن، بیشتر تیره‌ای هستند که به بهشت می‌روند و حضرموت بهتر از صعصعة هستند- و برخی روایت کرده‌اند بهتر است از تیره حارث بن معاویه- و تیره بجیله از اهل یمن، بهتر از تیره رعل و ذکوان سلیم هستند، و اگر تیره لحیان نابود شوند مرا باکی نیست. سپس فرمود: لعنت کند خداوند ملوک اربعه جمد و مخوس و مشرح و ابضعه و خواهر ایشان عمر ده را و خدا لعنت کند محلّل و محلّل له، و هر کسی را که جز به مولای خود ولاء داشته باشد و هر کسی که مدعی نژاد و نسب گردد که شناخته نشود، و آن مردانی که خود را به مانند زنان سازند و آن زنانی که خود را به مردان مانند کنند، و هر کسی را که در اسلام رویدادی پدید آورد و بدعتی نهد و جز قاتل کسی را کشد و جز ضارب کسی را زند، و نیز کسی که پدر و مادرش را نفرین کند. مردی عرض کرد: یا رسول اللَّه! آیا یافت می‌شود کسی که پدر و مادرش را نفرین کند؟ حضرت صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: آری، پدران و مادران فرزندانشان را لعنت می‌کنند و در برابر، فرزندان هم پدران و مادرانشان را نفرین می‌کنند، و خدا لعنت کند قبیله رعل و ذکوان و عضل و لحیان و تیره جذیمه از قبیله اسد و غطفان و ابو سفیان و شهبل ذا الاسنان و دو پسر ملیکة بن جزیم و مروان و هوذه و هونه را.

داستان برخورد امام علی علیه السّلام با درخواست‌کننده پول از ایشان‌

[۲۸] امام صادق علیه السّلام می‌فرماید: یکی از آزاد کرده‌های امیر المؤمنین علیه السّلام پولی از آن حضرت درخواست کرد و حضرت علیه السّلام فرمود: هر گاه بهره خود را از بیت المال گرفتم با تو تقسیم می‌کنم. او گفت: برای من کافی نیست. او نزد معاویه رفت و معاویه به وی صله‌ای داد و او هم نامه‌ای به امیر المؤمنین نوشت و پولی را که از معاویه گرفته بود به آگاهی حضرت رساند. امیر المؤمنین علیه السّلام در پاسخ او این نامه را نگاشت:

امّا بعد، مالی که در دست توست، پیش از تو، در دست دیگری بوده و پس از تو، به دست دیگری افتد و تو از آن همان بهره‌ای را داری که برای خدا برمی‌داری، پس خود را

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
74

آگاه باشید چیزی [از خراج] فراهم شده و ما آن را برابر میان سیاهپوست و سرخپوست تقسیم کردیم. مروان به طلحه و زبیر گفت: مقصود او از این سخن جز شما دو تن نبود.

راوی می‌گوید: پس حضرت علیه السّلام به هر کس سه دینار داد و به مردی از انصار هم سه دینار داد و پس از آن غلامی سیاهپوست آمد و حضرت به او نیز سه دینار داد. پس آن مرد انصاری گفت: یا امیر المؤمنین! این غلامی است که من دیروز او را آزاد کردم و تو من و او را برابر می‌دانی؟ حضرت علیه السّلام فرمود: من به کتاب خدا نگریستم و میان فرزند اسماعیل و فرزند اسحاق هیچ گونه برتری ندیدم.

حدیث پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم به هنگام سان دیدن از سوارها

[۲۷] جابر به نقل از امام باقر علیه السّلام می‌گوید که حضرت فرمود: پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم برای دیدن سان از سواران بیرون شد و به قبر ابو أحیحه گذر کرد. ابو بکر عرض کرد: خداوند لعنت کند صاحب این قبر را، پس بخدا که او مانعی بود در راه خدا، و پیامبر را تکذیب می‌کرد.

خالد پس ابو أحیحه گفت: بلکه خداوند ابو قحافه را لعنت کرد که بخدا نه میهمان‌نواز بود و نه دشمن ستیز، پس خداوند هر کدام از این دو که در میان کسان خود خوارتر بودند لعنت کند. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم مهار شتر خود را بر پشت شانه آن انداخت و فرمود: هنگامی که شما از مشرکان بد می‌گویید بطور کلّی سخن بگویید و بویژه نام کسی را نبرید تا فرزندش به خشم بیاید. حضرت صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم باز ایستاد و اسبان از برابر او گذشتند و اسبی بر او گذر کرد که عیینة بن حصن گفت: این اسب چنین و چنان است. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: ما را به حال خود واگذار که من به احوال اسبان از تو آگاهترم، عیینه گفت: و من به احوال مردان از تو آگاهترم، پس حضرت چنان خشمگین شد که خون به چهره‌اش دوید و فرمود: کدام مردان برترند؟ عیینه گفت: مردانی که در نجد هستند و شمشیرهایشان را حمایل می‌کنند و نیزه‌هاشان را بر پشت اسبهایشان می‌نهند و این چنین گام بر می‌دارند. حضرت صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: دروغ گفتی بلکه مردان اهل یمن برترند، ایمان از یمن است و حکمت و فرزانگی از یمن و اگر هجرت نبود که مرا به مدینه کشاند من خود مردی بودم یمنی. سختی

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 11406
صفحه از 420
پرینت  ارسال به