93
روضة الکافی (ترجمه)

برخورد امام صادق علیه السّلام با مدّعی اسب ایشان‌

[۴۸] همچنین از او، از احمد، از برقی، از محمد بن یحیی، از حمّاد بن عثمان می‌گوید:

در حالی که موسی بن عیسی [از سران بنی عبّاس] در خانه خود بود و آن خانه در کنار سعی میان صفا و مروه قرار داشت ناگاه دید ابو الحسن موسی علیه السّلام از طرف مروه سوار بر اسبی می‌آید. او به ابن هیاج که مردی همدانی و سر سپرده بود، فرمان داد تا مهار اسب امام را بگیرد و مدّعی شود که اسب از آن اوست. او نزد امام آمد و به لگام چسبید و مدّعی آن شد. امام کاظم علیه السّلام بی‌درنگ پای از رکاب برکشید و به غلامانش فرمود: زین را بردارید و اسب را به او بدهید. ابن هیاج گفت: زین هم از من است. امام علیه السّلام فرمود: دروغ گفتی ما بیّنه داریم که این زین از آن محمد بن علی [پدرم] بوده است. ولی استر را همین نزدیکی خریدیم و تو خوب می‌دانی چه می‌گویم.

فوائد صبر و شکیبایی‌

[۴۹] محمّد بن مرازم به نقل از پدرش می‌گوید: در خدمت امام صادق علیه السّلام بودیم که در حیره از نزد ابو جعفر منصور دوانیقی، رخصت خروج دریافت کرد و آزاد شد و در همان ساعت اجازه، بی‌درنگ حرکت کرد و سر شب به پاسبانان گشتی برخورد و یک گمرکچی که در میان پاسبانهای گشتی بود همان وقت، به حضرت درآویخت و گفت: نخواهم گذاشت تو از اینجا بگذری. حضرت به او اصرار کرد و از او خواهش کرد ولی او به سختی سرباز زد و جلو حضرت را گرفت. من و مصادف در خدمت حضرت بودیم، مصادف به امام علیه السّلام عرض کرد: قربانت گردم این پاسبان سگی است که تو را می‌آزارد و می‌ترسم تو را نزد منصور برگرداند و نمی‌دانم منصور این بار با شما چه خواهد کرد، من با مرازم هر دو حاضریم که اگر اجازه دهی گردن او را بزنیم و جسد او را به رودخانه بیفکنیم. امام علیه السّلام در پاسخ فرمود: ای مصادف! خویشتن دار باش، و امام علیه السّلام پیوسته از پاسبان طلب رفع مزاحمت می‌کرد تا وقتی که بیشتر شب گذشت و آنگاه او به حضرت اجازه گذر داد

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،


روضة الکافی (ترجمه)
92

برزگر داده بود و از حالش پرسید. دخترش در پاسخ گفت: شوهرم زراعت بسیار کاشته و اگر خداوند بارانی فرستد وضع ما در میان بنی اسرائیل از همه بهتر خواهد بود. سپس نزد زن کوزه‌گر رفت و از حال او پرسید او در پاسخ گفت: شوهرم کوزه بسیار ساخته و اگر باران نبارد وضع ما در میان بنی اسرائیل از همه بهتر خواهد بود. سپس آن پدر برگشت در حالی که می‌گفت: بار خدایا! تو برای هر دوی آنها هستی و نیز ما «۱».

یک تعویذ از امام صادق علیه السّلام‌

[۴۶] ذریح می‌گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که در تعویذ یکی از فرزندانش می‌فرمود:

تو را قسم می‌دهم ای باد و ای درد هر چه باشی بدان عزیمتی که علی بن ابی طالب علیه السّلام رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم بر جنّ وادی صبره عزیمت یافت و آنان هم اجابت کردند و فرمان بردند، تو هم به ناچار اجابت کنی و فرمان بری و از تن پسرم فلان که دخترزاده من است بیرون روی هم اینک هم اینک.

دیداری با مردم‌

[۴۷] امام باقر علیه السّلام به نقل از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم می‌فرماید: هر که وارسی کند از کف نهد [جزری می‌گوید: مقصود آن است که هر کس در پی تفتیش احوال مردم برآید آنچه پسند اوست درنیابد، زیرا خیر در مردم کم است] و هر که برای ناگواریهای روزگار، شکیبایی در پیش نگیرد درماند، و هر که به مردم قرض دهد، بدو قرض دهند، و هر که مردم را ترک کند دست از او بشویند. عرض شد: یا رسول اللَّه! پس چه کنم؟ فرمود: از آبروی خویش برای روز نیازمندیت بدیشان وام ده.

______________________________

(۱) از مجلسی (ره) است که این سخن که «بار خدایا تو برای هر دوی آنها هستی و نیز ما» یعنی شما را نرسد که میان ما داوری کنید زیرا ما هر دو فرزندان پیامبریم و احترام ما هر دو بر شما لازم است و نباید به طرفداری یکی از ما برخیزید چنان که آن مرد کار خود را بخدا واگذاشت و میان دو دامادش قضاوتی نکرد.

بهشت کافی / ترجمه روضه کافی،

  • نام منبع :
    روضة الکافی (ترجمه)
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 10183
صفحه از 420
پرینت  ارسال به