15
کامل الزیارات (همراه با ترجمه)

من عرض کردم: فدایت شوم: آیا حضرت حسین علیه السّلام در کربلاء نیستند؟

فرمودند:

بلی ولی هنگامی که سر مطهّر آن حضرت را به شام آوردند یکی از دوستان ما آن را ربود و در جنب امیر الموءمنین علیه السّلام دفن نمود.

۵- حَدَّثَنِی أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَتِّیلٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ الْحَسَنِ الْخَزَّازِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِی الْفَرَجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ کُنْتُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَمَرَّ بِظَهْرِ الْکُوفَةِ فَنَزَلَ وَ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ- ثُمَّ تَقَدَّمَ قَلِیلًا فَصَلَّی رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ سَارَ قَلِیلًا فَنَزَلَ فَصَلَّی رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ قَبْرِ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَمَا الْمَوْضِعَیْنِ اللَّذَیْنِ صَلَّیْتَ فِیهِمَا قَالَ مَوْضِعُ رَأْسِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ مَوْضِعُ مِنْبَرِ الْقَائِمِ (علیه السلام)

پدرم و محمّد بن حسن جملگی از حسن بن متّیل، و او از سهل بن زیاد و او از ابراهیم بن عقبه و او از حسن خزّاز و شاء و او از ابو الفرج و او از ابان بن تغلب نقل کرده که وی گفت:

در معیّت حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام بودم که آن حضرت از پشت کوفه عبور فرموده و سپس از مرکب به زیر آمده و دو رکعت نماز خواندند و بعد اندکی جلو رفته و دو رکعت دیگر خوانده سپس کمی حرکت فرموده و باز پیاده شدند و دو رکعت نماز خوانده سپس فرمودند:

این جا، قبر امیر الموءمنین علیه السّلام است.

عرض کردم: فدایت شوم پس آن دو مکان که در آن نماز خواندید چه بود؟

حضرت فرمودند:

یکی مکان سر مطهّر حضرت حسین علیه السّلام بود و دیگری جای منبر قائم علیه السّلام می‌باشد.

۶- حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی الْخَشَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّکَ إِذَا أَتَیْتَ الْغَرِیَّ رَأَیْتَ قَبْرَیْنِ قَبْراً کَبِیراً وَ قَبْراً صَغِیراً فَأَمَّا الْکَبِیرُ فَقَبْرُ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ وَ أَمَّا الصَّغِیرُ فَرَأْسُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع

پدرم از سعد بن عبد اللّه و او از حسن بن موسی الخشاب و او از علی بن اسباط به طور مرفوعه نقل نموده و گفت:

امام صادق علیه السّلام فرمودند:

وقتی به غریّ وارد شده دو قبر می‌بینی: قبر بزرگ و قبر کوچک.

امّا قبر بزرگ آن قبر امیر الموءمنین علیه السّلام است.

و امّا قبر کوچک: آن محل دفن سرّ مطهر حضرت حسین بن علی علیه السّلام می‌باشد.

۷- وَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْکُوفِیِّ عَنْ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ النَّخَعِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ حَدَّثَنَا صَفْوَانُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام) قَالَ سَارَ وَ أَنَا مَعَهُ مِنَ الْقَادِسِیَّةِ حَتَّی أَشْرَفَ عَلَی النَّجَفِ فَقَالَ هُوَ الْجَبَلُ الَّذِی اعْتَصَمَ بِهِ ابْنُ جَدِّی نُوحٍ (علیه السلام) فَقَالَ سَ‌آوِی إِلی جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْماءِ فَأَوْحَی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِلَیْهِ بِالنَّجَفِ أَ یَعْتَصِمُ بِکَ مِنِّی فَغَابَ فِی الْأَرْضِ- وَ تَقَطَّعَ إِلَی قِبَلِ الشَّامِ ثُمَّ قَالَ اعْدِلْ بِنَا فَعَدَلْتُ فَلَمْ یَزَلْ سَائِراً حَتَّی أَتَی الْغَرِیَّ فَوَقَفَ عَلَی الْقَبْرِ فَسَاقَ السَّلَامَ مِنْ آدَمَ عَلَی نَبِیٍّ وَ نَبِیٍّ ع وَ أَنَا أَسُوقُ مَعَهُ حَتَّی وَصَلَ السَّلَامَ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ خَرَّ عَلَی الْقَبْرِ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ وَ عَلَا نَحِیبُهُ ثُمَّ قَامَ فَصَلَّی أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ وَ صَلَّیْتُ مَعَهُ وَ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا هَذَا الْقَبْرُ فَقَالَ هَذَا قَبْرُ جَدِّی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع

محمّد بن عبد اللّه، از محمّد بن ابی عبد اللّه کوفی و او از موسی بن عمران نخعی و او از حسین بن یزید نقل نموده که وی گفت:

صفوان بن مهران از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام حدیثی را این طور نقل کرد:

صفوان می‌گوید: امام علیه السّلام از سرزمین قادسیه حرکت کردند در حالی که من نیز همراه ایشان بودم تا به نجف رسیدیم، حضرت فرمودند:

این کوه همان کوهی است که فرزند جدّم نوح علیه السّلام به آن پناه برد و گفت:

سَآوِی إِلی جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْماءِ.

خداوند تبارک و تعالی به کوه خطاب نمود:

آیا او از من به تو پناه می‌برد؟! پس از این خطاب کوه در زمین نهان گشت و رشته‌اش تا قبل از سرزمین شام بریده و منهدم گردید سپس به من فرمود:

به موازات من حرکت کن.

پس من به موازات حضرتش حرکت نمودم و پیوسته آن جناب مرکب می‌راندند تا به غریّ رسیده پس بالای قبری توقف فرمود و سپس شروع نمودند به سلام دادن به یک یک از انبیاء از حضرت آدم علیه السّلام آغاز نموده و نام هر کدام را جداگانه برده و به آنها سلام می‌کردند و من نیز به متابعت از آن حضرت به هر یک از انبیاء سلام می‌دادم تا رسیدند به سلام بر نبی اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و پس از سلام به آن حضرت صورت مبارک را بر قبر مطهّر نهاده و بر صاحب قبر سلام نمودند و پس از آن صدا به گریه بلند نمودند و بعد از آن ایستاده و چهار رکعت نماز خواندند و من نیز با آن حضرت نماز گزاردم و پس از فراغ از نماز محضر مبارکش عرض کردم: ای پسر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم این قبر کیست؟

فرمودند: این قبر جدّم علی بن ابی طالب علیه السّلام می‌باشد.

۸- حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ بْنِ بُکَیْرٍ قَالَ ذَکَرْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) یَحْیَی بْنَ مُوسَی وَ تَعَرُّضَهُ لِمَنْ یَأْتِی قَبْرَ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) وَ أَنَّهُ کَانَ یَنْزِلُ مَوْضِعاً کَانَ یُقَالُ بِهِ الثُّوَیَّةُ یَتَنَزَّهُ إِلَیْهِ أَلَا وَ قَبْرُ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) فَوْقَ ذَلِکَ قَلِیلًا وَ هُوَ الْمَوْضِعُ الَّذِی رَوَی صَفْوَانُ الْجَمَّالُ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَصَفَهُ لَهُ قَالَ لَهُ فِیمَا ذَکَرَ إِذَا انْتَهَیْتَ إِلَی الْغَرِیِّ ظَهْرِ الْکُوفَةِ فَاجْعَلْهُ خَلْفَ ظَهْرِکَ وَ تَوَجَّهْ خَلْفَ النَّجَفِ وَ تَیَامَنْ قَلِیلًا فَإِذَا انْتَهَیْتَ إِلَی الذَّکَوَاتِ الْبِیضِ وَ الثَّنِیَّةُ أَمَامَهُ فَذَلِکَ قَبْرُ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) وَ أَنَا أَتَیْتُهُ کَثِیراً وَ مِنْ أَصْحَابِنَا مَنْ لَا یَرَی ذَلِکَ وَ یَقُولُ هُوَ فِی الْمَسْجِدِ وَ بَعْضُهُمْ یَقُولُ هُوَ فِی الْقَصْرِ فَأَرُدُّ عَلَیْهِمْ أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُنْ لِیَجْعَلَ قَبْرَ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) فِی الْقَصْرِ فِی مَنَازِلِ الظَّالِمِینَ وَ لَمْ یَکُنْ یُدْفَنُ فِی الْمَسْجِدِ وَ هُمْ یُرِیدُونَ سَتْرَهُ فَأَیُّنَا أَصْوَبُ قَالَ أَنْتَ أَصْوَبُ مِنْهُمْ أَخَذْتَ بِقَوْلِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام) قَالَ ثُمَّ قَالَ لِی یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا أَرَی أَحَداً مِنْ أَصْحَابِنَا یَقُولُ بِقَوْلِکَ وَ لَا یَذْهَبُ مَذْهَبَکَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَمَّا ذَلِکَ شَیْءٌ مِنَ اللَّهِ قَالَ أَجَلْ إِنَّ اللَّهَ یُوَفِّقُ مَنْ یَشَاءُ وَ یُوءْمِنُ عَلَیْهِ فَقُلْ ذَلِکَ بِتَوْفِیقِ اللَّهِ وَ احْمَدْهُ عَلَیْهِ

محمّد بن احمد بن علی بن یعقوب، از علی بن حسن بن علی بن فضّال و از پدرش و او از حسن بن جهم بن بکیر نقل نموده که وی گفت: محضر مبارک ابی الحسن علیه السّلام از یحیی بن موسی یاد کرده و عرضه داشتم که وی متعرض کسانی که به زیارت قبر امیر الموءمنین علیه السّلام می‌آیند می‌شود و در مکانی که آن را ثویه می‌خوانند فرود آمده و آنجا را تفریح‌گاه خود قرار داده منتهی قبر امیر الموءمنین علیه السّلام اندکی بالاتر از آنجا است و آن همان موضعی است که صفوان جمّال از امام صادق علیه السّلام روایت کرده و حضرت برایش آنجا را توصیف فرموده، حضرت در ضمن اوصافی که برای آن موضع ذکر فرمودند خاطر نشان نمودند:

وقتی به غری که پشت کوفه واقع شده منتهی گشتی آنجا را پشت خود قرار بده و رو به پشت نجف نما و کمی به طرف راست مایل شو و وقتی به ریگ‌های سفید و روشن منتهی گشتی و ثنیّه جلو آن واقع شد همان جا قبر امیر الموءمنین علیه السّلام می‌باشد.

راوی (حسن بن جهم) می‌گوید: من به این مکان بسیار آمده‌ام.

سپس محضر امام علیه السّلام (حضرت ابی الحسن) عرض کرد:

بعضی از اصحاب ما رأیشان غیر از این بوده و معتقدند که قبر در مسجد است و برخی دیگر آن را در قصر می‌دانند ولی من در ردّ ایشان می‌گویم:

خداوند متعال هرگز قبر امیر الموءمنین علیه السّلام را در قصر که منزل ظالمین است قرار نمی‌دهد چنانچه هیچ گاه نمی‌گذارد پیکر مطهّر آن جناب در مسجد دفن شود با اینکه قصد ظالمین پوشاندن و مخفی نگاه داشتن آن می‌باشد سپس محضر امام علیه السّلام عرض می‌کند:

کدام یک از ما در این اعتقاد به صواب هستیم؟

حضرت فرمودند:

اعتقاد تو صحیح است، زیرا که تو کلام جعفر بن محمد علیهما السّلام را اخذ نموده‌ای.

راوی می‌گوید:

سپس امام علیه السّلام به من فرمودند:

ای ابا محمّد احدی از اصحاب را نمی‌بینم که اعتقاد تو را داشته و به قول تو مایل باشد.

محضرش عرض کردم:

آیا این عنایت و لطفی از جانب حق تعالی می‌باشد؟

فرمودند:

بلی، خداوند به هر کس بخواهد توفیق داده و وی را امین قرار می‌دهد پس تو این عقیده را به توفیق حق تعالی بدان و او را در مقابل آن ستایش نما.


کامل الزیارات (همراه با ترجمه)
14

مالک می‌گوید: به خدا قسم به آن مسجد نرفته و در آن نماز نخواندم تا شبی که گرفتار ناراحتی شده و بخاطر آن غم و اندوه مرا فرا گرفت پس فرموده امیر الموءمنین علیه السّلام بیادم آمد لا جرم در همان وقت شب بر خواسته و نعلینی به پا کرده و وضوء ساخته و از منزل خارج گشتم ناگهان درب منزل چراغی دیدم روشن که جلو من در حرکت است و من نیز در روشنائی آن گام برداشته تا به مسجد رسیدم در این هنگام چراغ از حرکت ایستاد و در جلو من متوقف گردید من به مسجد داخل شده و در آن نماز گزاردم و پس از فراغت از آن نعلین‌ها را به پاکرده و به منزل برگشتم در مراجعت همچنان چراغ را روشن و جلو خود در حرکت دیدم در پرتو آن قدم برداشته تا به درب منزل رسیدم و چون داخل خانه شدم چراغ از نظرم محو گشت و از آن شب به بعد هر شبی که به مسجد می‌رفتم چراغ را در منزل روشن می‌دیدم و حق تعالی حاجت و خواسته من را بر آورده فرمود.

۱۸- حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو یُوسُفَ یَعْقُوبُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ مِنْ وُلْدِ أَبِی فَاطِمَةَ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ زَیْدٍ مَوْلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یَحْیَی الْکَاهِلِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَی أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) وَ هُوَ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُوءْمِنِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ- فَرَدَّ عَلَیْهِ السَّلَامَ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی أَرَدْتُ الْمَسْجِدَ الْأَقْصَی فَأَرَدْتُ أَنْ أُسَلِّمَ عَلَیْکَ وَ أُوَدِّعَکَ فَقَالَ أَیَّ شَیْءٍ أَرَدْتَ بِذَلِکَ فَقَالَ الْفَضْلَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ فَبِعْ رَاحِلَتَکَ وَ کُلْ زَادَکَ وَ صَلِّ فِی هَذَا الْمَسْجِدِ فَإِنَّ الصَّلَاةَ الْمَکْتُوبَةَ فِیهِ حِجَّةٌ مَبْرُورَةٌ وَ النَّافِلَةَ عُمْرَةٌ مَبْرُورَةٌ وَ الْبَرَکَةُ مِنْهُ عَلَی اثْنَیْ عَشَرَ مِیلًا یَمِینُهُ یُمْنٌ وَ یُسْرَاهُ مَکْرٌ وَ فِی وَسَطِهِ عَیْنٌ مِنْ دُهْنٍ وَ عَیْنٌ مِنْ لَبَنٍ وَ عَیْنٌ مِنْ مَاءٍ شَرَاباً لِلْمُوءْمِنِینَ وَ عَیْنٌ مِنْ مَاءٍ طَهُورٌ لِلْمُوءْمِنِینَ مِنْهُ سَارَتْ سَفِینَةُ نُوحٍ وَ کَانَ فِیهِ نَسْرٌ وَ یَغُوثُ وَ یَعُوقُ وَ صَلَّی فِیهِ سَبْعُونَ نَبِیّاً وَ سَبْعُونَ وَصِیّاً أَنَا أَحَدُهُمْ وَ قَالَ بِیَدِهِ فِی صَدْرِهِ مَا دَعَا فِیهِ مَکْرُوبٌ بِمَسْأَلَةٍ فِی حَاجَةٍ مِنَ الْحَوَائِجِ إِلَّا أَجَابَهُ اللَّهُ وَ فَرَّجَ عَنْهُ کَرْبَهُ

پدرم علیه الرحمه از سعد بن عبد اللّه، از احمد بن محمّد بن عیسی نقل نموده، وی گفت:

ابو یوسف یعقوب بن عبد اللّه که از فرزندان ابی فاطمه است برایم نقل نمود از اسماعیل بن زید که مولای عبد اللّه بن یحیی کاهلی است و او از حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام روایت کرد که آن جناب فرمودند:

شخصی محضر مبارک امیر الموءمنین علیه السّلام رسید در حالی که آن حضرت در مسجد کوفه نزول اجلال داشتند بر حضرتش سلام کرد و گفت:

السّلام علیک یا امیر الموءمنین و رحمة الله و برکاته.

حضرت جواب سلامش را دادند.

وی عرض کرد: فدایت شوم عازم مسجد اقصی بودم گفتم ابتداء خدمت شما آمده سلام عرض کرده و با شما وداع نمایم.

حضرت فرمودند:

قصدت از رفتن به آن مسجد چیست؟

عرضه داشت: فدایت شوم درک فضیلت آن مسجد.

حضرت فرمودند:

مرکبت را بفروش و توشه‌ات را تناول کن و در همین مسجد نماز بگذار و نیازی به آن مسجد نیست زیرا یک نماز واجب در اینجا خواندن معادل با یک حجّ قبول شده بوده و یک نماز نافله گزاردن مساوی و برابر است با یک عمره مقبول، برکتی که از این مسجد ناشی می‌باشد تا فاصله دوازده میلی آن منتشر می‌باشند، جانب راست آن نیک بختی و برکت بوده و طرف چپش تزویر و فریب و در وسطش چشمه‌ای از روغن و چشمه‌ای از شیر و چشمه‌ای از آبی که شراب است برای موءمنین و چشمه‌ای است از آب که برای اهل ایمان طهور و پاکیزه می‌باشد از همین مکان کشتی نوح علیه السّلام حرکت نمود و در همین مسجد بت‌های سه‌گانه یعنی: نسر و یغوث و یعوق بودند و در همین مسجد هفتاد و پیغمبر و هفتاد وصیّ که یکی از آنها من هستم نماز خوانده‌اند.

سپس در حالی که با دست مبارک اشاره می‌نمودند فرمودند:

در این مسجد هیچ محزون و مکروبی برای حاجتی از حوائجش دعاء نکرده مگر آنکه حق تعالی حزنش را بر طرف و غمش را زائل و حاجتش را روا ساخته است.

مترجم گوید:

اینکه حضرت فرمودند: بت‌های سه‌گانه یعنی: نسر و یغوث و یعوق در این مسجد بودند نه به ملاحظه شرافت مسجد از این رهگذر باشد بلکه اشاره به قدمت آن است که خود فضیلت و اعتباری محسوب می‌گردد.

۹]- باب نهم روشن نمودن و تعیین کردن مکان قبر امیر الموءمنین علیه السّلام

۱- حَدَّثَنِی أَبِی وَ أَخِی وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُمُ اللَّهُ جَمِیعاً عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ کُنْتُ وَ عَامِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُذَاعَةَ الْأَزْدِیُّ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ عَامِرٌ إِنَّ النَّاسَ یَزْعُمُونَ أَنَّ أَمِیرَ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) دُفِنَ بِالرَّحْبَةِ فَقَالَ لَا قَالَ فَأَیْنَ دُفِنَ قَالَ إِنَّهُ لَمَّا مَاتَ حَمَلَهُ الْحَسَنُ (علیه السلام) فَأَتَی بِهِ ظَهْرَ الْکُوفَةِ قَرِیباً مِنَ النَّجَفِ یَسْرَةً عَنِ الْغَرِیِّ یَمْنَةً عَنِ الْحِیرَةِ فَدُفِنَ بَیْنَ ذَکَوَاتٍ بِیضٍ قَالَ فَلَمَّا کَانَ بَعْدُ ذَهَبْتُ إِلَی الْمَوْضِعِ فَتَوَهَّمْتُ مَوْضِعاً مِنْهُ ثُمَّ أَتَیْتُهُ فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ أَصَبْتَ أَصَبْتَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ رَحِمَکَ اللَّهُ [أَصَبْتَ رَحِمَکَ اللَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ]

پدر و برادرم و علی بن حسین و محمد بن حسن رحمة الله علیهم جملگی از سعد بن عبد اللّه بن ابی خلف نقل نموده‌اند و او از احمد بن محمد بن عیسی و او از علی بن حکم و او از صفوان جمال حکایت کرده که وی گفت: من و عامر بن عبد اللّه بن جذاعه ازدی محضر امام صادق علیه السّلام بودیم، ناقل می‌گوید:

عامر به امام عرض نمود: مردم گمان دارند که امیر الموءمنین علیه السّلام در «رحبه» مدفون هستند حضرت فرمودند: خیر، این طور نیست.

راوی می‌گوید: عرضه داشتم پس آن حضرت در کجا مدفون می‌باشند؟

حضرت فرمودند:

وقتی امیر الموءمنین علیه السّلام رحلت فرمودند امام حسن علیه السّلام ایشان را به پشت کوفه در مکانی که نزدیک نجف و در چپ غری و راست حیره بود انتقال داده سپس بین ریگهای سفید و روشن آن حضرت را دفن نمودند.

راوی می‌گوید:

بعد از این به مکانی رفته و پنداشتم آن مکان مدفن حضرت امیر الموءمنین علیه السّلام است و سپس که محضر مبارک امام صادق علیه السّلام مشرّف شدم از پندار خود به آن جناب خبر داده و از صحّت و سقم آن جویا شدم، حضرت سه مرتبه فرمودند:

خداوند تو را رحمت کند در پندارت به صواب رفتی.

۲- حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ الْخَلَّالِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ قُلْتُ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (صلی الله علیه و آله) أَیْنَ دَفَنْتُمْ أَمِیرَ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ خَرَجْنَا بِهِ لَیْلًا حَتَّی مَرَرْنَا عَلَی مَسْجِدِ الْأَشْعَثِ حَتَّی خَرَجْنَا إِلَی ظَهْرِ نَاحِیَةِ الْغَرِیِّ

محمّد بن حسن، از محمّد بن حسن صفّار، از احمد بن محمّد بن عیسی، از محمّد بن ابی عمیر، از حسین خلّال از جدّش نقل نموده، وی گفت:

محضر حسین بن علی صلوات الله علیهما عرض کردم: امیر الموءمنین علیه السّلام را در کجا دفن نمودید؟

حضرت فرمودند:

پیکر مطهّر آن جناب را شب بیرون برده تا به مسجد اشعث رسیده و از آن گذشته تا به پشت ناحیه غری منتقلش نمودیم.

۳- حَدَّثَنِی جَمَاعَةُ مَشَایِخِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ أَتَانِی عُمَرُ [عَمْرُو]بْنُ یَزِیدَ فَقَالَ لِی ارْکَبْ فَرَکِبْتُ مَعَهُ فَمَضَیْنَا حَتَّی نَزَلْنَا مَنْزِلَ حَفْصٍ الْکُنَاسِیِّ فَاسْتَخْرَجَهُ فَرَکِبَ مَعَنَا فَمَضَیْنَا حَتَّی أَتَیْنَا الْغَرِیَّ فَانْتَهَیْنَا إِلَی قَبْرٍ فَقَالَ انْزِلُوا هَذَا الْقَبْرَ قَبْرَ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) فَقُلْنَا لَهُ مِنْ أَیْنَ عَرَفْتَ هَذَا قَالَ أَتَیْتُهُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) حَیْثُ کَانَ فِی الْحِیرَةِ غَیْرَ مَرَّةٍ وَ خَبَّرَنِی أَنَّهُ قَبْرُهُ

گروهی از مشایخ من، از محمّد بن یحیی و او از احمد بن محمّد و او از ابن ابی عمیر و او از قاسم بن محمّد و او از عبد اللّه بن سنان نقل کرده که وی گفت:

عمرو بن یزید نزد من آمد و بمن گفت: سوار شو، من با او سوار شده و حرکت کردیم تا به منزل حفص کناسی رسیده و او را به بیرون خواندیم وقتی از منزل خارج شد با ما سوار گشته و هر سه حرکت کردیم تا به غری رسیده و از آنجا به حرکت خود ادامه دادیم تا منتهی به قبری شدیم عمرو بن یزید گفت فرود آئید این قبر، قبر امیر الموءمنین علیه السّلام است.

به او گفتیم: از کجا دانستی.

گفت: زمانی که حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام در حیره بودند مکرّر با آن جناب به اینجا آمده و فرمودند: این قبر، قبر امیر الموءمنین علیه السّلام می‌باشد.

۴- حَدَّثَنِی أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ یَزِیدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ طَلْحَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ هُوَ بِالْحِیرَةِ أَ مَا تُرِیدُ مَا وَعَدْتُکَ قَالَ قُلْتُ بَلَی یَعْنِی الذَّهَابَ إِلَی قَبْرِ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ فَرَکِبَ وَ رَکِبَ إِسْمَاعِیلُ ابْنُهُ مَعَهُ وَ رَکِبْتُ مَعَهُمْ حَتَّی إِذَا جَازَ الثُّوَیَّةَ وَ کَانَ بَیْنَ الْحِیرَةِ وَ النَّجَفِ عِنْدَ ذَکَوَاتٍ بِیضٍ نَزَلَ وَ نَزَلَ إِسْمَاعِیلُ وَ نَزَلْتُ مَعَهُمْ فَصَلَّی فَصَلَّی إِسْمَاعِیلُ وَ صَلَّیْتُ فَقَالَ لِإِسْمَعِیلَ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَی جَدِّکَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیهما السلام) فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ لَیْسَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) بِکَرْبَلَاءَ فَقَالَ نَعَمْ وَ لَکِنْ لَمَّا حُمِلَ رَأْسُهُ إِلَی الشَّامِ سَرَقَهُ مَوْلًی لَنَا فَدَفَنَهُ بِجَنْبِ أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ‌ع

پدرم و محمّد بن یعقوب از علی بن ابراهیم بن هاشم و او از پدرش و او از یحیی بن زکریّا و او از یزید بن عمر بن طلحه نقل کرده که وی گفت:

زمانی که امام صادق علیه السّلام در حیره بودند به من فرمودند:

آیا اراده آنچه به تو وعده داده بودم را نداری؟

روای می‌گوید: عرضه داشتم چرا (یعنی رفتن به زیارت قبر الموءمنین علیه السّلام).

سپس راوی می‌گوید: امام علیه السّلام سوار مرکب شده و فرزندشان اسماعیل نیز با آن جناب سوار گشته و من نیز با ایشان سوار شدم و حرکت کردیم تا از وادی ثویه گذشته و بین حیره و نجف جنب ریگ‌های سفید و روشن حضرت پیاده شدند و اسماعیل نیز از مرکب به زیر آمد و من هم از مرکب پائین آمدم، حضرت نماز گزاردند و اسماعیل نیز با آن حضرت نماز خواند من هم نماز گزاردم سپس حضرت به اسماعیل فرمودند:

بایست و بر جدّت حسین بن علی علیهما السّلام، سلام بده.

  • نام منبع :
    کامل الزیارات (همراه با ترجمه)
    موضوع :
    زیارتنامه ها ، سرودها و اناشید مذهبی. مناجاتنامه ها ، مناجات خاص
تعداد بازدید : 5047
صفحه از 133
پرینت  ارسال به