33
کامل الزیارات (همراه با ترجمه)

۱۳- وَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی الْخَثْعَمِیِّ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیهما السلام) قَالَ قَالَ وَ الَّذِی نَفْسُ حُسَیْنٍ بِیَدِهِ لَا یَنْتَهِی بَنِی أُمَیَّةَ مُلْکُهُمْ حَتَّی یَقْتُلُونِی وَ هُمْ قَاتِلِیَّ فَلَوْ قَدْ قَتَلُونِی لَمْ یَصِلُوا جَمِیعاً أَبَداً وَ لَمْ یَأْخُذُوا عَطَاءً فِی سَبِیلِ اللَّهِ جَمِیعاً أَبَداً إِنَّ أَوَّلَ قَتِیلِ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَنَا وَ أَهْلُ بَیْتِی وَ الَّذِی نَفْسُ حُسَیْنٍ بِیَدِهِ لَا تَقُومُ السَّاعَةُ وَ عَلَی الْأَرْضِ هَاشِمِیٌّ یَطْرُقُ حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی الْخَزَّازِ عَنْ طَلْحَةَ عَنْ جَعْفَرٍ (علیه السلام) مِثْلَهُ

محمّد بن جعفر رزّاز، از محمّد بن الحسین بن ابی الخطاب، از محمّد بن یحیی خثعمی، از طلحة بن زید، از حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام نقل کرده و آن جناب از پدر بزرگوارشان و آن حضرت از جدّ آن جناب و آن حضرت از حسین بن علی علیهما السّلام نقل نمودند:

حضرت فرمودند:

قسم به کسی که جان حسین در دست او است سلطنت بنی امیه به پایان نمی‌رسد تا من را بکشند و ایشان کشنده من هستند، پس از گر من را بکشند هر گز موفّق نخواهند شد نمازشان را با امام عادلی جماعة خوانده و نه اخذ کنند عطاء و مالی را که در راه خدا می‌دهند (نظیر زکات)، من و اهل بیت من و اوّلین کشته این امّت هستیم و قسم به کسی که جان حسین در دست او است قیامت بپا نخواهد شد در حالی که یک هاشمی در روی زمین چشم برهم می‌زند.

پدرم علیه الرحمة از سعد، از احمد بن محمّد بن عیسی، از محمّد بن یحیی خزّاز از طلحة، از امام جعفر صادق علیه السّلام مثل حدیث مذکور را نقل کرده است.

۱۴- حَدَّثَنِی جَمَاعَةُ مَشَایِخِی مِنْهُمْ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ لَمَّا صَعِدَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) عَقَبَةَ الْبَطْنِ قَالَ لِأَصْحَابِهِ مَا أَرَانِی إِلَّا مَقْتُولًا قَالُوا وَ مَا ذَاکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ قَالَ رُوءْیًا رَأَیْتُهَا فِی الْمَنَامِ قَالُوا وَ مَا هِیَ قَالَ رَأَیْتُ کِلَاباً تَنْهَشُنِی أَشَدُّهَا عَلَیَّ کَلْبٌ أَبْقَعُ

جماعتی از مشایخ و اساتیدم که از جمله آنها علی بن حسین و محمّد بن حسین باشند از سعد و او از احمد بن محمّد و محمّد بن حسین و ابراهیم بن هاشم نقل کرده و همگی ایشان از حسن بن علی بن فضال و او از ابی جمیله مفضّل بن صالح و او از شهاب بن عبد ربّه و او از مولانا ابی عبد اللّه علیه السّلام نقل نموده که آن حضرت فرمودند:

هنگامی که حسین بن علی علیهما السّلام بالای عقبه بطن رفتند به اصحاب و یارانشان فرمودند:

نمی‌بینم خودم را مگر کشته شده.

اصحاب عرضه داشتند:

یا ابا عبد اللّه این چه سخنی است که می‌فرمائید؟

حضرت فرمودند:

خوابی است که دیده‌ام.

عرض کردند: شرح آن چیست؟

فرمودند:

سگ‌هائی را دیدم که من را نیش می‌زند و موذی‌ترین ایشان نسبت به من سگی پیس بود.

۱۵- وَ حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةُ مَشَایِخِی عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عِیسَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ الزَّیَّاتِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ کَتَبَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ مِنْ مَکَّةَ إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ مَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَنْ لَحِقَ بِی اسْتُشْهِدَ وَ مَنْ لَمْ یَلْحَقْ بِی لَمْ یُدْرِکِ الْفَتْحَ وَ السَّلَامُ

پدرم علیه الرحمه و جماعتی از اساتیدم، از سعد بن عبد اللّه، از علی بن اسماعیل بن عیسی و محمّد بن حسین بن ابی الخطاب از محمّد بن عمرو بن سعید زیّات از عبد اللّه بن بکیر، از زراره از حضرت ابی جعفر علیه السّلام نقل نموده که آن حضرت فرمودند:

حضرت حسین بن علی سلام اللّه علیهما نامه‌ای از مکّه به محمّد بن علی علیه السّلام به این شرح مرقوم فرمودند:

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از طرف حسین بن علی علیهما السّلام به محمّد بن علی علیه السّلام (یعنی محمّد بن حنفیّة) و بنی هاشمی که او را قبول داشته و با وی می‌باشند:

امّا بعد: هر کس با من همراه شود شهید خواهد شد و آنان که همراهی نکرده و با من نباشند فتح و گشایش به خود نخواهند دید و السّلام.

۱۶- قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو حَدَّثَنِی کَرَّامٌ عَبْدُ الْکَرِیمِ بْنُ عَمْرٍو عَنْ مُیَسِّرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ کَتَبَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (علیهما السلام) مِنْ کَرْبَلَاءَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیهما السلام) إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ مَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ أَمَّا بَعْدُ فَکَأَنَّ الدُّنْیَا لَمْ تَکُنْ وَ کَأنَّ الآْخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلَامُ

محمّد بن عمرو می‌گوید:

کرام عبد الکریم بن عمرو از میسر بن عبد العزیز از حضرت ابی جعفر برایم نقل نمود که آن حضرت فرمودند: حضرت حسین بن علی علیهما السّلام از کربلاء برای محمّد بن علی علیه السّلام نوشتند:

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از حسین بن علی به محمّد بن علی و بنی هاشمی که او را پذیرفته‌اند:

امّا بعد:

گویا دنیا نبوده و پیوسته آخرت بوده است. و السّلام.

۲۴]- باب بیست و چهارم نشانه‌ها و علامت‌هائی که در بلاد وجود داشته و به آنها بر شهادت حسین بن علی علیهما السّلام استدلال شده

۱- حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةُ مَشَایِخِی عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ بَشِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا بَصِیرٍ یَقُولُ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بَعَثَ هِشَامُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِکِ إِلَی أَبِی فَأَشْخَصَهُ إِلَی الشَّامِ فَلَمَّا دَخَلَ عَلَیْهِ قَالَ لَهُ یَا أَبَا جَعْفَرٍ أَشْخَصْنَاکَ لِنَسْأَلَکَ عَنْ مَسْأَلَةٍ لَمْ یَصْلُحْ أَنْ یَسْأَلَکَ عَنْهَا غَیْرِی وَ لَا أَعْلَمُ فِی الْأَرْضِ خَلْقاً یَنْبَغِی أَنْ یَعْرِفَ أَوْ عَرَفَ هَذِهِ الْمَسْأَلَةَ إِنْ کَانَ إِلَّا وَاحِداً فَقَالَ أَبِی لِیَسْأَلْنِی أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ عَمَّا أَحَبَّ فَإِنْ عَلِمْتُ أَجَبْتُ ذَلِکَ وَ إِنْ لَمْ أَعْلَمْ قُلْتُ لَا أَدْرِی وَ کَانَ الصِّدْقُ أَوْلَی بِی فَقَالَ هِشَامٌ أَخْبِرْنِی عَنِ اللَّیْلَةِ الَّتِی قُتِلَ فِیهَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ‌ع بِمَا اسْتَدَلَّ بِهِ الْغَائِبُ عَنِ الْمِصْرِ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ عَلَی قَتْلِهِ وَ مَا الْعَلَامَةُ فِیهِ لِلنَّاسِ- فَإِنْ عَلِمْتَ ذَلِکَ وَ أَجَبْتَ فَأَخْبِرْنِی هَلْ کَانَ تِلْکَ الْعَلَامَةُ لِغَیْرِ عَلِیٍّ (علیه السلام) فِی قَتْلِهِ فَقَالَ لَهُ أَبِی یَا أَمِیرَ الْمُوءْمِنِینَ إِنَّهُ لَمَّا کَانَ تِلْکَ اللَّیْلَةُ الَّتِی قُتِلَ فِیهَا أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) لَمْ یُرْفَعْ عَنْ وَجْهِ الْأَرْضِ حَجَرٌ إِلَّا وُجِدَ تَحْتَهُ دَمٌ عَبِیطٌ حَتَّی طَلَعَ الْفَجْرُ وَ کَذَلِکَ کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی قُتِلَ فِیهَا هَارُونُ أَخُو مُوسَی (علیهما السلام) وَ کَذَلِکَ کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی قُتِلَ فِیهَا یُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَ کَذَلِکَ کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی رُفِعَ فِیهَا عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ إِلَی السَّمَاءِ وَ کَذَلِکَ کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی قُتِلَ فِیهَا شَمْعُونُ بْنُ حَمُّونَ الصَّفَا وَ کَذَلِکَ کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی قُتِلَ فِیهَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیهما السلام) وَ کَذَلِکَ کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی قُتِلَ فِیهَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ فَتَرَبَّدَ وَجْهُ هِشَامٍ حَتَّی انْتَقَعَ لَوْنُهُ وَ هَمَّ أَنْ یَبْطِشَ بِأَبِی فَقَالَ لَهُ أَبِی یَا أَمِیرَ الْمُوءْمِنِینَ الْوَاجِبُ عَلَی الْعِبَادِ الطَّاعَةُ لِإِمَامِهِمْ وَ الصِّدْقُ لَهُ بِالنَّصِیحَةِ وَ إِنَّ الَّذِی دَعَانِی إِلَی أَنْ أُجِیبَ أَمِیرَ الْمُوءْمِنِینَ فِیمَا سَأَلَنِی عَنْهُ مَعْرِفَتِی إِیَّاهُ بِمَا یَجِبُ لَهُ عَلَیَّ مِنَ الطَّاعَةِ فَلْیُحْسِنْ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ عَلَیَّ الظَّنَّ فَقَالَ لَهُ هِشَامٌ انْصَرِفْ إِلَی أَهْلِکَ إِذَا شِئْتَ قَالَ فَخَرَجَ فَقَالَ لَهُ هِشَامٌ عِنْدَ خُرُوجِهِ أَعْطِنِی عَهْدَ اللَّهِ وَ مِیثَاقَهُ أَنْ لَا تُوَقِّعَ هَذَا الْحَدِیثَ إِلَی أَحَدٍ حَتَّی أَمُوتَ فَأَعْطَاهُ أَبِی مِنْ ذَلِکَ مَا أَرْضَاهُ وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ بِطُولِهِ

پدرم علیه الرحمه و گروهی از از اساتیدم از سعد بن عبد اللّه، از احمد بن محمّد بن عیسی از حسین بن سعید از شخصی از یحیی بن بشیر نقل کرده که وی گفت:

از ابو بصیر شنیدم که می‌گفت: حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام فرمودند:

هشام بن عبد الملک پی پدرم فرستاد و ایشان را به شام دعوت نمود، هنگامی که پدرم بر وی داخل شد او محضر پدرم عرضه داشت: ای ابو جعفر من شما را به اینجا دعوت کرده و آوردم تا مسأله‌ای را از شما بپرسم چه آنکه صلاح نیست دیگری آن را از شما جویا شود و اساسا روی زمین کسی را سراغ ندارم که شایسته دانستن این مسأله بوده یا کاملا از آن اطّلاع داشته باشد و تنها شخصی که از آن آگاه است یک نفر بوده و آن شما می‌باشید.

پدرم فرمودند:

آنچه را امیر الموءمنین می‌خواهد سوءال کند اگر بدانم جواب داده و اگر ندانم می‌گویم نمی‌دانم و راست گفتن سزاوارتر است به من.

هشام عرض کرد: خبر دهید به من از شبی که در آن علیّ بن ابی طالب علیه السّلام کشته شدند و بفرمائید غائبی که در آن شهر نبوده و هنگام شهادت آن حضرت حضور نداشته به چه دلیلی بر قتل آن جناب استدلال کند و اصلا برای مردم چه علامتی دال بر شهادت آن حضرت وجود داشته اگر از آن آگاه هستید و جواب می‌دهید در ضمن به من خبر دهید آیا آن علامت برای شهادت و قتل غیر علی بن ابی طالب علیه السّلام نیز بوده یا نه؟ پدرم به او فرمود:

ای امیر الموءمنین در آن شبی که امیر موءمنان علیه السّلام کشته شد هر سنگی را که از زمین بلند می‌کردند زیر آن خون تازه بود چنانچه در شبی که هارون برادر موسی علیه السّلام کشته شد و شبی که در آن یوشع بن نون مقتول واقع شد و شبی که در آن حضرت عیسی بن مریم به آسمان رفت و شبی که در آن شمعون بن حمون صفا به قتل رسید چنین بود و همچنین شبی که در آن حسین بن علی علیهما السّلام شهید گردید زیر هر سنگی که برداشته می‌شد خون تازه دیده می‌شد.

امام صادق علیه السّلام سپس فرمودند:

رنگ صورت هشام از غضب تغییر کرد و حمله کرد به پدرم که ایشان را بگیرد.

پدرم به وی فرمود:

ای امیر الموءمنین بر بندگان لازم است از امامشان اطاعت کرده و در مقام نصیحت و خیر خواهی او باشند و تنها چیزی که من را بر این داشت در خواست امیر را اجابت کرده و در اینجا حاضر شدم علم به این نکته است که بر من اطاعت امیر لازم است از این رو انتظار دارم که امیر الموءمنین به من حسن ظن داشته باشد.

هشام به ایشان گفت:

اگر می‌خواهی به نزد اهل خود برگرد.

امام صادق علیه السّلام فرمودند:

پدرم از نزد او خارج شد و هشام هنگام خروج به ایشان عرض کرد:

با خدا عهد و میثاق کنید که این حدیث را تا من زنده‌ام با کسی باز گو نکنید.


کامل الزیارات (همراه با ترجمه)
32

کاش به مکّه آمده و در حرم بمانید.

حضرت فرمودند:

نه ما آمدن در حرم را روا داشته و نه شما آنجا را برای ما روا دارید و محقّقا این طور است که اگر بر تپّه ریگ سرخ و روی آن کشته شوم نزد من بهتر است تا در حرم کشته شوم.

۶- حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) خَرَجَ مِنْ مَکَّةَ قَبْلَ التَّرْوِیَةِ بِیَوْمٍ فَشَیَّعَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَیْرِ فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ حَضَرَ الْحَجُّ وَ تَدَعُهُ وَ تَأْتِی الْعِرَاقَ فَقَالَ یَا ابْنَ الزُّبَیْرِ لَأَنْ أُدْفَنَ بِشَاطِئِ الْفُرَاتِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُدْفَنَ بِفِنَاءِ الْکَعْبَةِ

پدرم رحمة اللّه علیه و محمّد بن الحسن، از سعد بن عبد اللّه، از احمد بن محمّد، از علی بن حکم، از پدرش، از ابی الجارود، از حضرت ابی جعفر علیه السّلام نقل نموده که آن جناب فرمودند:

حضرت حسین بن علی علیهما السّلام یک روز قبل از ترویه از مکّه خارج شدند و عبد اللّه بن زبیر آن جناب را تشییع کرده و به حضرتش عرض نمود:

یا ابا عبد اللّه وقت انجام اعمال حجّ رسیده شما مکّه را ترک کرده و به عراق تشریف می‌برید؟

حضرت فرمودند:

ای ابن زبیر: اگر در کنار فرات دفن شوم بهتر است تا در اطراف مکّه مدفون گردم.

۷- حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عِیسَی عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ لِأَصْحَابِهِ یَوْمَ أُصِیبُوا أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ فِی قَتْلِکُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اصْبِرُوا حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ خَالِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ مِثْلَهُ

پدرم رحمة اللّه علیه از سعد بن عبد اللّه، از علی بن اسماعیل بن عیسی، از صفوان بن یحیی از حسین بن ابی العلاء از حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام نقل نموده که آن جناب فرمودند:

حضرت حسین بن علی سلام اللّه علیهما روزی که خود و یارانشان به مصیبت گرفتار شدند به ایشان فرمودند:

شهادت می‌دهم که از جانب پروردگار اذن داده شد که جانتان را قربان کنید پس تقوا اختیار کرده و صبر نمائید.

محمّد بن جعفر رزّاز از دائی خود محمّد بن الحسین بن ابی الخطاب و او از علی بن نعمان و او از حسین بن ابی العلاء مثل حدیث سابق را نقل کرده است.

۸- وَ حَدَّثَنِی الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ إِنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) صَلَّی بِأَصْحَابِهِ الْغَدَاةَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیْهِمْ فَقَالَ- إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذِنَ فِی قَتْلِکُمْ فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ

حسن بن عبد اللّه بن محمّد بن عیسی، از پدرش، از حسن بن محبوب، از علی بن رئاب، از حلبی نقل نموده که گفت: شنیدم حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام می‌فرمودند:

حضرت حسین بن علی علیهما السّلام در صبح عاشوراء با یارانشان نماز خوانده سپس به ایشان توجه نموده و فرمودند:

خداوند متعال اذن داد که شما جانتان را قربان کنید پس بر شما باد که صبر نمائید.

۹- حَدَّثَنِی الْحَسَنُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ قَالَ قَالَ وَ الَّذِی رُفِعَ إِلَیْهِ الْعَرْشُ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبُوکَ بِأَصْحَابِ الْحُسَیْنِ لَا یَنْقُصُونَ رَجُلًا وَ لَا یَزِیدُونَ رَجُلًا تَعْتَدِی بِهِمْ هَذِهِ الْأُمَّةُ کَمَا اعْتَدَتْ بَنُو إِسْرَائِیلَ یَوْمَ السَّبْتِ وَ قُتِلَ یَوْمَ السَّبْتِ یَوْمَ عَاشُورَاءَ

حسن از پدرش، از محمّد بن عیسی، از صفوان بن یحیی، از یعقوب بن شعیب، از حسین بن ابی العلاء نقل نموده که وی گفت: قسم به کسی که عرش را بپاداشته پدرت راجع به یاران امام حسین علیه السّلام برایم نقل نمود که ایشان عددشان ثابت بود نه یکی کم و نه یکی زیاد، این امّت به ایشان ستم و تعدّی نمودند همان طوری که بنی اسرائیل روز شنبه ستم کردند و شهادت آن حضرت روز شنبه دهم محرّم الحرام واقع شد.

۱۰- حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةُ مَشَایِخِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ الْحُسَیْنَ (صلی الله علیه و آله) صَلَّی بِأَصْحَابِهِ یَوْمَ أُصِیبُوا ثُمَّ قَالَ أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ فِی قَتْلِکُمْ یَا قَوْمِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اصْبِرُوا

پدرم رحمة اللّه علیه و مشایخم از احمد بن محمّد بن عیسی، از حسین بن سعید، از نصر بن سوید، از یحیی بن عمران حلبی، از حسین بن ابی العلاء، از حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام نقل نمود که آن جناب فرمودند:

حضرت حسین بن علی علیهما السّلام در آن روزی که با اصحاب و یارانشان به بلاء و مصیبت گرفتار شدند پس از آنکه با ایشان نماز خواندند فرمودند:

شهادت می‌دهم که خداوند متعال به شما اذن داد جانتان را نثارش کنید، ای گروه از خداوند بترسید و تقوی اختیار کرده و صبر و شکیبائی داشته باشید.

۱۱- حَدَّثَنِی أَبُو الْحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِیٍّ النَّاقِدُ قَالَ حَدَّثَنِی عَبْدُ الرَّحْمَنِ الْأَسْلَمِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَیْرِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ وَ هُوَ یَوْمَئِذٍ قَدْ أَخْرَجَهُ عُثْمَانُ إِلَی الرَّبَذَةِ فَقَالَ لَهُ النَّاسُ یَا أَبَا ذَرٍّ أَبْشِرْ فَهَذَا قَلِیلٌ فِی اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ مَا أَیْسَرَ هَذَا وَ لَکِنْ کَیْفَ أَنْتُمْ إِذَا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَتْلًا أَوْ قَالَ ذُبِحَ ذَبْحاً وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ فِی الْإِسْلَامِ بَعْدَ قَتْلِ الْخَلِیفَةِ أَعْظَمُ قَتْلًا مِنْهُ [بَعْدَ قَتْلِ الْحُسَیْنِ أَعْظَمُ قَتِیلًا مِنْهُ [_وَ إِنَّ اللَّهَ سَیَسُلُّ سَیْفَهُ عَلَی هَذِهِ الْأُمَّةِ لَا یَغْمِدُهُ أَبَداً وَ یَبْعَثُ نَاقِماً [قَائِماً]مِنْ ذُرِّیَّتِهِ فَیَنْتَقِمُ مِنَ النَّاسِ وَ إِنَّکُمْ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا یَدْخُلُ عَلَی أَهْلِ الْبِحَارِ وَ سُکَّانِ الْجِبَالِ فِی الْغِیَاضِ وَ الآْکَامِ وَ أَهْلِ السَّمَاءِ مِنْ قَتْلِهِ لَبَکَیْتُمْ وَ اللَّهِ حَتَّی تَزْهَقَ أَنْفُسُکُمْ وَ مَا مِنْ سَمَاءٍ یَمُرُّ بِهِ رُوحُ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) إِلَّا فَزِعَ لَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ یَقُومُونَ قِیَامَا تُرْعِدُ مَفَاصِلُهُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ مَا مِنْ سَحَابَةٍ تَمُرُّ وَ تُرْعِدُ وَ تُبْرِقُ إِلَّا لَعَنَتْ قَاتِلَهُ وَ مَا مِنْ یَوْمٍ إِلَّا وَ تُعْرَضُ رُوحُهُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَیَلْتَقِیَانِ

ابو الحسین محمّد بن عبد اللّه بن علی ناقد می‌گوید:

عبد الرحمن اسلمی از عبد اللّه بن الحسین، از عروة بن زبیر برایم نقل نمود که وی گفت:

در روزی که عثمان ابا ذر را به ربذه تبعید کرد از وی در پاسخ مردم که به او گفتند:

بشارت باد تو را، این مصیبت در راه خدا اندک است.

شنیدم که فرمود: این بلا سهل و آسان است ولی در چه حالی هستید هنگامی که حسین بن علی علیهما السّلام شهید شود شهیدشدنی.

یا فرمود:

چه حالی دارید وقتی حسین بن علی علیهما السّلام ذبح شود ذبح‌شدنی.

به خدا قسم در اسلام بعد از قتل حسین بن علی علیهما السّلام قتلی بزرگ‌تر از آن واقع نخواهد شد و خداوند عنقریب شمشیر انتقامش را بر این امت از نیام بیرون خواهد آورد و هرگز در غلاف نخواهد برد و از ذریّه آن حضرت خون خواهی را بر انگیزد که از مردم انتقام خون آن جناب را بگیرد و شما اگر بدانید که از ناحیه قتل آن حضرت چه بر اهل دریا و ساکنین کوهها در جنگل‌ها و تپه‌ها خواهد آمد بخدا قسم آن قدر گریه می‌کنید تا از بین بروید و آسمانی نیست که روح سیّد الشّهداء به آن عبور کند مگر آنکه هفتاد هزار ملک به فزع در می‌آیند، این ملائک و فرشتگان می‌ایستند به طوری که مفاصل آنها تا روز قیامت بانک و فریاد می‌کنند و هیچ ابری نیست که حرکت کرده و بغرّد و برق زند مگر آنکه کشنده آن حضرت را لعنت می‌کند و هیچ روزی نیست مگر آنکه روح مطهّر آن حضرت را بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرضه داشته پس آن دو با هم ملاقات می‌کنند.

۱۲- حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ عَبْدِ السَّمِینِ یَرْفَعُهُ إِلَی أَمِیرِ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ (علیه السلام) یَخْطُبُ النَّاسَ وَ هُوَ یَقُولُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَوَ اللَّهِ مَا تَسْأَلُونِّی عَنْ شَیْءٍ مَضَی وَ لَا شَیْءٍ یَکُونُ- إِلَّا نَبَّأْتُکُمْ بِهِ قَالَ فَقَامَ إِلَیْهِ سَعْدُ بْنُ أَبِی وَقَّاصٍ وَ قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُوءْمِنِینَ أَخْبِرْنِی کَمْ فِی رَأْسِی وَ لِحْیَتِی مِنْ شَعْرَةٍ فَقَالَ لَهُ وَ اللَّهِ لَقَدْ سَأَلْتَنِی عَنْ مَسْأَلَةٍ حَدَّثَنِی خَلِیلِی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّکَ سَتَسْأَلُنِی عَنْهَا وَ مَا فِی رَأْسِکَ وَ لِحْیَتِکَ مِنْ شَعْرَةٍ إِلَّا وَ فِی أَصْلِهَا شَیْطَانٌ جَالِسٌ وَ أَنَّ فِی بَیْتِکَ لَسَخْلًا یَقْتُلُ الْحُسَیْنَ ابْنِی وَ عُمَرُ یَوْمَئِذٍ یَدْرُجُ بَیْنَ یَدَیْ أَبِیهِ

پدرم رحمة اللّه علیه، از سعد بن عبد اللّه، از محمّد بن عبد الجبّار، از عبد الرحمن بن ابی نجران، از جعفر بن محمّد بن حکیم، از عبد السّمین بطور مرفوعه از حضرت امیر الموءمنین علیه السّلام نقل کرده وی می‌گوید:

جناب امیر الموءمنین علیه السّلام برای مردم خطبه خوانده و سپس فرمودند:

پیش از آنکه من را از دست دهید از من سوءال کنید، به خدا قسم از چیزی که گذشته و چیزی که خواهد آمد سوءال نمی‌کنید مگر آنکه جوابتان را خواهم داد.

راوی می‌گوید:

سعد بن ابی وقاص ایستاد و عرض کرد: یا امیر الموءمنین به من خبر ده چند تار مو در سر و محاسن من می‌باشد؟

حضرت فرمودند:

به خدا قسم از مسأله‌ای سوءال کردی که دوست من رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قبلا به من فرموده بود که تو عنقریب از آن سوءال می‌کنی، در سر و محاسن تو هیچ تار موئی نیست مگر آن که در بیخ آن شیطانی نشسته و نیز در خانه تو بزغاله‌ای است که حسین فرزندم را می‌کشد.

راوی می‌گوید:

در آن روز عمر (یعنی عمر بن سعد) مقابل پدرش راه می‌رفت.

*** ***

*** ***

  • نام منبع :
    کامل الزیارات (همراه با ترجمه)
    موضوع :
    زیارتنامه ها ، سرودها و اناشید مذهبی. مناجاتنامه ها ، مناجات خاص
تعداد بازدید : 5644
صفحه از 133
پرینت  ارسال به