51
کامل الزیارات (همراه با ترجمه)

ای امّ سعید: چه چیز تو را بازداشت از زیارت قبر حضرت سیّد الشّهداء؟! ام سعید می‌گوید: انتظار داشتم آن حضرت من را بر قبر علی بن ابی طالب علیه السّلام راهنمائی کنند، پس محضرشان عرض کردم: پدر و مادرم فدایت باد سیّد الشّهداء کیست؟

حضرت فرمودند:

حسین بن فاطمه علیهما السّلام، ای ام سعید کسی که با بصیرت و رغبت و میل به زیارتش رود برای او یک حج و یک عمره قبول شده منظور می‌کنند و فلان و فلان فضیلت برایش می‌باشد.

۷- حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ خَالِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ وَ أَبِی الْمَعْزَاءِ وَ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ الْحَنَّاطِ جَمَاعَتِهِمْ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ مَا مِنْ شَهِیدٍ إِلَّا [إِلَّا وَ هُوَ یُحِبُّ لَوْ أَنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ حَیٌّ]وَ یُحِبُّ أَنْ یَکُونَ مَعَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) حَتَّی یَدْخُلُونَ [یَدْخُلُو الْجَنَّةَ مَعَهُ

محمّد بن جعفر رزّاز از دائی خود محمّد بن الحسین بن ابی الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل، از کسی که برای او حدیث نقل کرده، از علی بن ابی حمزه، از حسین بن ابی العلاء و ابی المغرا و عاصم بن حمید حناط جملگی از ابی بصیر و او از حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

نیست شهیدی مگر آنکه دوست دارد که با حضرت امام حسین علیه السّلام بوده تا در معیّت آن جناب داخل بهشت شوند.

*** ***

*** ***

۳۸]- باب سی و هشتم زیارت انبیاء علیه السّلام حضرت حسین بن علی علیهما السّلام را

۱- حَدَّثَنِی الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ لَیْسَ نَبِیٌّ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا یَسْأَلُونَ اللَّهَ تَعَالَی أَنْ یَأْذَنَ لَهُمْ فِی زِیَارَةِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَفَوْجٌ یَنْزِلُ وَ فَوْجٌ یَصْعَدُ [یَعْرُجُ]

حسن بن عبد اللّه، از پدرش، از حسن بن محبوب از اسحق بن عمّار وی می‌گوید:

از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می‌فرمودند:

نیست پیغمبری در آسمان‌ها و زمین مگر آنکه از خداوند متعال درخواست دارند که به ایشان اذن داده شود تا حضرت حسین بن علی علیهما السّلام را زیارت کنند پس فوجی از آسمان نازل شده و به زیارت آن جناب رفته و فوجی پس از زیارت به آسمان می‌روند.

۲- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ بِنْتِ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ خَرَجْتُ فِی آخِرِ زَمَانِ بَنِی مَرْوَانَ إِلَی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) مُسْتَخْفِیاً مِنْ أَهْلِ الشَّامِ حَتَّی انْتَهَیْتُ إِلَی کَرْبَلَاءَ فَاخْتَفَیْتُ فِی نَاحِیَةِ الْقَرْیَةِ حَتَّی إِذَا ذَهَبَ مِنَ اللَّیْلِ نِصْفُهُ أَقْبَلْتُ نَحْوَ الْقَبْرِ فَلَمَّا دَنَوْتُ مِنْهُ أَقْبَلَ نَحْوِی رَجُلٌ فَقَالَ لِی انْصَرِفْ مَأْجُوراً فَإِنَّکَ لَا تَصِلُ إِلَیْهِ فَرَجَعْتُ فَزِعاً حَتَّی إِذَا کَادَ یَطْلُعُ الْفَجْرُ أَقْبَلْتُ نَحْوَهُ حَتَّی إِذَا دَنَوْتُ مِنْهُ خَرَجَ إِلَیَّ الرَّجُلُ فَقَالَ لِی یَا هَذَا إِنَّکَ لَا تَصِلُ إِلَیْهِ فَقُلْتُ لَهُ عَافَاکَ اللَّهُ وَ لِمَ لَا أَصِلُ إِلَیْهِ وَ قَدْ أَقْبَلْتُ مِنَ الْکُوفَةِ أُرِیدُ زِیَارَتَهُ فَلَا تَحُلْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ عَافَاکَ اللَّهُ وَ أَنَا أَخَافُ إِنْ أَصْبَحَ فَیَقْتُلُونِّی أَهْلُ الشَّامِ إِن أَدْرَکُونِی هَاهُنَا قَالَ فَقَالَ لِیَ اصْبِرْ قَلِیلًا فَإِنَّ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ (علیهما السلام) سَأَلَ اللَّهَ أَنْ یَأْذَنَ لَهُ فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ فَأَذِنَ لَهُ فَهَبَطَ مِنَ السَّمَاءِ فِی سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ فَهُمْ بِحَضْرَتِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّیْلِ یَنْتَظِرُونَ طُلُوعَ الْفَجْرِ ثُمَّ یَعْرُجُونَ إِلَی السَّمَاءِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَمَنْ أَنْتَ عَافَاکَ اللَّهُ قَالَ أَنَا مِنَ الْمَلَائِکَةِ الَّذِینَ أُمِرُوا بِحَرَسِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ الِاسْتِغْفَارِ لِزُوَّارِهِ فَانْصَرَفْتُ وَ قَدْ کَادَ أَنْ یَطِیرَ عَقْلِی لِمَا سَمِعْتُ مِنْهُ قَالَ فَأَقْبَلْتُ لَمَّا طَلَعَ الْفَجْرُ نَحْوَهُ فَلَمْ یَحُلْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ أَحَدٌ فَدَنَوْتُ مِنَ الْقَبْرِ وَ سَلَّمْتُ عَلَیْهِ وَ دَعَوْتُ اللَّهَ عَلَی قَتَلَتِهِ وَ صَلَّیْتُ الصُّبْحَ وَ أَقْبَلْتُ مُسْرِعاً مَخَافَةَ أَهْلِ الشَّامِ

حسن بن عبد اللّه، از پدرش، از حسن بن محبوب، از حسین بن بنت ابی حمزه الثّمالی، وی می‌گوید:

اواخر حکومت بنی مردان بود که من برای زیارت قبر حضرت حسین بن علیّ علیهما السّلام در حالی که از اهل شام پنهان می‌داشتم از شهر کوفه خارج شده تا به کربلاء رسیدم.

پس در جایی مخفی شدم تا نیمی از شب گذشت سپس از مکان خود بیرون آمده و به طرف قبر رفتم و وقتی نزدیک شدم مردی بطرف من آمد و گفت:

برگرد که مأجور و مثاب می‌باشی و تو به قبر دسترسی نداری.

پس نالان و با فزع و جزع برگشته تا نزدیک طلوع صبح شد سپس به طرف قبر بازگشته تا نزدیک آن شدم باز همان شخص به طرف من آمد و گفت:

ای شخص تو دسترسی به قبر نداری.

به او گفتم: خدا سلامتت بدارد چرا من به قبر دست‌رسی ندارم؟ در حالی که من از کوفه به نیّت زیارت آن حضرت آمده‌ام بنا بر این تقاضا دارم بین من و بین قبر حائل نشوی تا زیارت کرده و سریع برگردم زیرا هراس دارم صبح شود و اهل شام من را در اینجا دیده و اقدام به کشتنم کنند.

راوی می‌گوید:

آن شخص به من گفت: کمی صبر کن زیرا حضرت موسی بن عمران علیه السّلام از خداوند متعال درخواست نموده که به او اذن زیارت قبر حسین بن علی علیهما السّلام را بدهد و حقتعالی به وی اذن داده لذا وی با هفتاد هزار فرشته از آسمان به زیر آمده و هم اکنون در محضر امام علیه السّلام بوده و آن جناب را زیارت کرده و انتظار می‌کشند صبح طلوع کرده تا به آسمان بروند.

راوی می‌گوید: به آن شخص گفتم:

خدا سلامتت بدارد کیستی؟

گفت: من از فرشتگانی هستم که مأمور حفاظت و حراست قبر حسین بن علیّ علیهما السّلام و طلب آمرزش برای زوّار آن جناب می‌باشند.

پس برگشتم و نزدیک بود بخاطر آنچه از او شنیده بودم عقلم بپرد.

وی می‌گوید:

هنگامی که صبح طلوع کرد جلو رفته کسی حائل و مانع نشد پس نزدیک به قبر شده و سلام نمودم و کشنده‌گان آن حضرت را نفرین کرده و در همان جا نماز صبح را بجا آورده و بجهت خوف و هراسی که از اهل شام داشتم سریع برگشتم.

۳- حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْأَشْعَثِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ قَبْرُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (صلی الله علیه و آله) عِشْرُونَ ذِرَاعاً فِی عِشْرِینَ ذِرَاعاً مُکَسَّراً رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ وَ فِیهِ [وَ مِنْهُ]مِعْرَاجُ الْمَلَائِکَةِ إِلَی السَّمَاءِ وَ لَیْسَ مِنْ مَلَکٍ مُقَرَّبٍ وَ لَا نَبِیٍّ مُرْسَلٍ إِلَّا وَ هُوَ یَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یَزُورَهُ فَفَوْجٌ یَهْبِطُ وَ فَوْجٌ یَصْعَدُ

محمّد بن عبد اللّه حمیری از پدرش، از هارون بن مسلم، از عبد الرحمن بن عمرو اشعث، از عبد اللّه بن حماد الانصاری، از ابن سنان، از حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام نقل کرده، وی می‌گوید:

از آن حضرت شنیدم که می‌فرمودند:

مساحت قبر حسین بن علی صلوات اللّه علیهما بیست ذراع در بیت ذراع بوده و آن باغی است از باغ‌های بهشت و از آنجا فرشتگان به آسمان عروج می‌کنند و هیچ فرشته مقرّبی و نبیّ مرسلی نیست مگر آنکه از خدا طلب زیارت آن را می‌کند لذا فوجی از آسمان به زمین آمده تا آن زیارت کرده و فوجی پس از زیارت از زمین به آسمان می‌روند.

۴- حَدَّثَنِی أَبِی وَ أَخِی وَ جَمَاعَةُ مَشَایِخِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی وَ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَیْمَانَ النَّیْسَابُورِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْیَمَانِیِّ عَنْ مَنِیعِ بْنِ حَجَّاجٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لَمَّا أَتَی الْحِیرَةَ هَلْ لَکَ فِی قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قُلْتُ وَ تَزُورُهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ وَ کَیْفَ لَا أَزُورُهُ وَ اللَّهُ یَزُورُهُ فِی کُلِّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ یَهْبِطُ مَعَ الْمَلَائِکَةِ إِلَیْهِ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ وَ مُحَمَّدٌ أَفْضَلُ الْأَنْبِیَاءِ وَ نَحْنُ أَفْضَلُ الْأَوْصِیَاءِ- فَقَالَ صَفْوَانُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَتَزُورُهُ فِی کُلِّ جُمُعَةٍ حَتَّی تُدْرِکَ زِیَارَةَ الرَّبِّ قَالَ نَعَمْ یَا صَفْوَانُ الْزَمْ ذَلِکَ یُکْتَبْ لَکَ زِیَارَةُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ ذَلِکَ تَفْضِیلٌ وَ ذَلِکَ تَفْضِیلٌ وَ حَدَّثَنِی الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْهَمَدَانِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ خَرَجْتُ فِی آخِرِ زَمَانِ بَنِی أُمَیَّةَ وَ ذَکَرَ مِثْلَ الْحَدِیثِ الْمُتَقَدِّمِ فِی الْبَابِ وَ حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةُ مَشَایِخِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ الْبُوفَکِیِّ عَنِ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ابْنَةِ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ خَرَجْتُ فِی آخِرِ زَمَانِ بَنِی مَرْوَانَ وَ ذَکَرَ مِثْلَ حَدِیثِهِ الَّذِی مَرَّ فِی أَوَّلِ الْبَابِ سَوَاءً

پدر و برادر و جماعتی از اساتیدم، از محمّد بن یحیی و احمد بن ادریس، از حمدان بن سلیمان نیشابوری از عبد اللّه بن محمّد الیمانی، از منیع بن حجّاج، از یونس، از صفوان جمّال نقل کرده‌اند که وی گفت:

وقتی حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام به حیره تشریف آوردند به من فرمودند:

آیا مایل به زیارت قبر حسین علیه السّلام هستی؟

عرض کردم: فدایت شوم آیا قبر آن حضرت را زیارت می‌کنی؟

حضرت فرمودند:

چگونه آن را زیارت نکنم و حال آنکه خداوند متعال در هر شب جمعه با فرشتگان و انبیاء و اوصیاء به زمین هبوط کرده و او را زیارت می‌کنند.

البتّه حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم افضل انبیاء و ما افضل اوصیاء هستیم.

(طبق فرموده مرحوم مجلسی مقصود از زیارت حق تعالی، انزال رحمت‌های خاصه‌اش بر آن حضرت و زوّار آن جناب می‌باشد).

سپس صفوان عرض کرد: فدایت شوم پس، هر شب جمعه قبر آن حضرت را زیارت کرده تا بدین وسیله زیارت پروردگار را نیز کرده باشیم؟

حضرت فرمودند:

بلی، ای صفوان ملازم این باش برایت زیارت قبر حسین علیه السّلام را می‌نویسند و این تفضیلی است و این تفضیلی است (یعنی زیارت قبر حسین علیه السّلام این فضیلت را دارد که در آن زیارت پروردگار نیز می‌باشد).


کامل الزیارات (همراه با ترجمه)
50

آیا افضل و برترین شهداء نزد شما نیست؟ قسم به کسی که جانم در دست او است اطراف آن حضرت چهار هزار فرشته که جملگی ژولیده و اندوهگین و گرفته می‌باشند حضور داشته و پیوسته تا روز قیامت برای آن حضرت گریه می‌کنند.

۳- حَدَّثَنِی أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ أَبِی دَاوُدَ الْمُسْتَرِقِّ عَنْ أُمِّ سَعِیدٍ الْأَحْمَسِیَّةِ قَالَتْ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ قَدْ بَعَثْتُ مَنْ یَکْتَرِی لِی حِمَاراً إِلَی قُبُورِ الشُّهَدَاءِ فَقَالَ مَا یَمْنَعُکِ مِنْ زِیَارَةِ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ قَالَتْ قُلْتُ وَ مَنْ هُوَ قَالَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) قَالَتْ قُلْتُ وَ مَا لِمَنْ زَارَهُ قَالَ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ مَبْرُورَةٌ وَ مِنَ الْخَیْرِ کَذَا وَ کَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِیَدِهِ

ابو العباس رزّاز، از محمّد بن الحسین بن ابی الخطّاب، از ابی داود المسترق، از امّ سعید احمسیّه وی می‌گوید:

محضر مبارک حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام بودم و کسی را فرستاده بودم که دراز گوشی را کرایه کند و من را به قبور شهداء ببرد.

امام علیه السّلام فرمودند:

چه چیز تو را باز داشت از زیارت حضرت سیّد الشهداء.

ام سعید می‌گوید: عرض کردم: سیّد الشهداء کیست؟

حضرت فرمودند:

سیّد الشهداء امام حسین علیه السّلام می‌باشد.

ام سعید عرض کرد: ثواب کسی که آن حضرت را زیارت کند چیست؟

حضرت فرمودند:

حجّ و عمره قبول شده و از اعمال خیر فلان و فلان و فلان (حضرت با دست مبارک سه مرتبه این عبارت را تفهیم فرمودند).

۴- وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ عَنْ أُمِّ سَعِیدٍ الْأَحْمَسِیَّةِ قَالَتْ جِئْتُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَدَخَلْتُ عَلَیْهِ فَجَاءَتِ الْجَارِیَةُ فَقَالَتْ قَدْ جِئْتُ بِالدَّابَّةِ فَقَالَ لِی یَا أُمَّ سَعِیدٍ أَیُّ شَیْءٍ هَذِهِ الدَّابَّةُ أَیْنَ تَبْغِینَ تَذْهَبِینَ قَالَتْ قُلْتُ أَزُورُ قُبُورَ الشُّهَدَاءِ قَالَ أُخْرَی ذَلِکَ الْیَوْمَ مَا أَعْجَبَکُمْ یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ تَأْتُونَ الشُّهَدَاءَ مِنْ سَفَرٍ بَعِیدٍ وَ تَتْرُکُونَ سَیِّدَ الشُّهَدَاءِ لَا تَأْتُونَهُ قَالَتْ قُلْتُ لَهُ مَنْ سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَتْ قُلْتُ إِنِّی امْرَأَةٌ- فَقَالَ لَا بَأْسَ لِمَنْ کَانَ مِثْلَکِ أَنْ یَذْهَبَ إِلَیْهِ وَ یَزُورَهُ قَالَتْ أَیُّ شَیْءٍ لَنَا فِی زِیَارَتِهِ- قَالَ تَعْدِلُ حِجَّةً وَ عُمْرَةً وَ اعْتِکَافَ شَهْرَیْنِ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ صِیَامَهَا وَ خَیْرُهَا کَذَا وَ کَذَا قَالَتْ وَ بَسَطَ یَدَهُ وَ ضَمَّهَا ضَمّاً ثَلَاثَ مَرَّاتٍ

ابو العباس رزّاز، از محمّد بن الحسین، از حکم بن مسکین، از امّ سعید احمسیّه، وی می‌گوید:

رفتم محضر مبارک حضرت ابی عبد اللّه علیه السّلام و بر آن جناب داخل شدم پس کنیزم آمد و اظهار کرد که اسب را برایت آورده و آماده کرده‌ام.

امام علیه السّلام به من فرمودند:

این اسب چیست کجا را اختیار کرده‌ای که بروی؟

عرض کردم: به زیارت قبور شهداء می‌روم.

حضرت فرمودند: امروز را به تأخیر بیانداز، از شما اهل عراق متعجّبم که راه دوری را طی کرده و به زیارت قبور شهداء می‌روید ولی سیّد الشّهداء می‌روید ولی سیّد الشّهداء را ترک کرده و به زیارتش نمی‌روید؟! عرض کردم: سیّد الشّهداء کیست؟

حضرت فرمودند: سیّد الشّهداء حضرت حسین بن علیّ علیهما السّلام می‌باشد.

عرض کردم: من زن هستم.

امام علیه السّلام فرمودند: کسی که مثل شما باشد اشکالی ندارد به آنجا رفته و آن حضرت را زیارت کند.

عرض کردم: در زیارت ما چه ثواب و اجری هست؟

حضرت فرمودند: زیارت شما معادل با یک حجّ و یک عمره و اعتکاف دو ماه در مسجد الحرام و روزه آن بوده و بهتر از آن کذا و کذا.

ام سعید می‌گوید: حضرت سه مرتبه دست‌های مبارک را باز کرده و بستند.

۵- حَدَّثَنِی أَبِی وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُمُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ رِزْقٍ الْغُمْشَانِیِّ عَنْ أُمِّ سَعِیدٍ الْأَحْمَسِیَّةِ قَالَتْ دَخَلْتُ الْمَدِینَةَ فَاکْتَرَیْتُ حِمَاراً عَلَی أَنْ أَطُوفَ عَلَی قُبُورِ الشُّهَدَاءِ فَقُلْتُ لَا بُدَّ أَبْدَأُ بِابْنِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَدْخُلُ عَلَیْهِ فَأَبْطَأْتُ عَلَی الْمُکَارِی قَلِیلًا فَهَتَفَ بِی- فَقَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مَا هَذَا یَا أُمَّ سَعِیدٍ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ تَکَارَیْتُ حِمَاراً لِأَدُورَ عَلَی قُبُورِ الشُّهَدَاءِ قَالَ أَ فَلَا أُخْبِرُکَ بِسَیِّدِ الشُّهَدَاءِ قُلْتُ بَلَی قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) قُلْتُ وَ إِنَّهُ لَسَیِّدُ الشُّهَدَاءِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَمَا لِمَنْ زَارَهُ قَالَ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ وَ مِنَ الْخَیْرِ هَکَذَا وَ هَکَذَا

پدرم و علی بن الحسین و محمّد بن الحسن رحمة اللّه علیهم، از سعد بن عبد اللّه، از حسن بن علیّ بن عبد اللّه بن مغیره از عبّاس بن عامر، از احمد بن رزق الغمشانی از امّ سعید احمسیّه نقل کرده‌اند که وی گفت:

داخل مدینه شدم و درازگوشی را کرایه کرده تا قبور شهداء را زیارت کنم، با خود گفتم:

چاره‌ای نیست از اینکه ابتداء پسر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را زیارت کرده بعدا به زیارت اهل قبور بروم پس بر آن جناب داخل شدم و چون توقف و ماندنم نزد آن جناب اندکی طول کشید کمی مکاری معطّل شد لذا فریاد زد و من را صدا نمود.

حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام به من فرمودند:

ای ام سعید این شخص کیست؟

عرض کردم: فدایت شوم درازگوشی را کرایه کرده‌ام تا به زیارت قبور شهداء بروم.

حضرت فرمودند: آیا به تو از سیّد الشّهداء خبر ندهیم؟! عرض کردم: چرا.

فرمودند: سیّد الشّهداء حضرت حسین بن علیّ علیهما السّلام است.

عرض کردم: آن حضرت سیّد الشّهداء می‌باشند؟! حضرت فرمودند: بلی.

عرض کردم: ثواب و اجر کسی که حضرت را زیارت کند چیست؟

فرمود:

یک حج و یک عمره و از اعمال خیر هکذا و هکذا (فلان مقدار و فلان مقدار).

۶- حَدَّثَنِی أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ جَمِیعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْحَارِثِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أُمِّ سَعِیدٍ الْأَحْمَسِیَّةِ قَالَتْ دَخَلْتُ الْمَدِینَةَ فَاکْتَرَیْتُ الْبَغْلَ أَوِ الْبَغْلَةَ لِأَزُورَ عَلَیْهِ قُبُورَ الشُّهَدَاءِ قَالَتْ قُلْتُ مَا أَحَدٌ أَحَقَّ أَنْ أَبْدَأَ بِهِ مِنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام) قَالَتْ فَدَخَلْتُ عَلَیْهِ فَأَبْطَأْتُ فَصَاحَ بِیَ الْمُکَارِی حَبَسْتِینَا عَافَاکِ اللَّهُ فَقَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ کَأَنَّ إِنْسَاناً یَسْتَعْجِلُکِ یَا أُمَّ سَعِیدٍ قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی اکْتَرَیْتُ بَغْلًا لِأَزُورَ عَلَیْهِ قُبُورَ الشُّهَدَاءِ فَقُلْتُ مَا آتِی أَحَداً أَحَقَّ مِنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام) قَالَتْ فَقَالَ یَا أُمَّ سَعِیدٍ فَمَا یَمْنَعُکِ مِنْ أَنْ تَأْتِی قَبْرَ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ قَالَتْ فَطَمِعْتُ أَنْ یَدُلَّنِی عَلَی قَبْرِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیهما السلام) فَقُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی وَ مَنْ سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ- قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ فَاطِمَةَ (علیها السلام) یَا أُمَّ سَعِیدٍ مَنْ أَتَاهُ بِبَصِیرَةٍ وَ رَغْبَةٍ فِیهِ کَانَ لَهُ حِجَّةً [حِجَّةً مَبْرُورَةً وَ عُمْرَةً مُتَقَبَّلَةً [_وَ عُمْرَةً مَبْرُورَةً وَ کَانَ لَهُ مِنَ الْفَضْلِ هَکَذَا وَ هَکَذَا

پدرم و محمّد بن عبد اللّه بن جعفر حمیری جملگی از عبد اللّه بن جعفر حمیری، از احمد بن ابی عبد اللّه برقی، از پدرش، از عبد اللّه بن قاسم حارثی، از عبد اللّه بن سنان از امّ سعید احمسیّه نقل کرده‌اند که وی گفت:

داخل مدینه شده پس قاطری کرایه کردم تا بر آن سوار شده و به زیارت قبور شهداء روم.

وی می‌گوید: پیش خود گفتم: احدی شایسته‌تر از جعفر بن محمّد علیهما السّلام به این نیست که ابتداء زیارتش کرده و سپس به زیارت اهل قبور بروم لذا بر آن جناب داخل شدم پس چون توقّف و ماندنم نزد آن حضرت طول کشید مکاری فریاد زد و گفت: خدا سلامتت بدارد، ما را اینجا حبس کردی و نگاه داشتی! حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام به من فرمودند:

گویا ای امّ سعید کسی انتظار تو را می‌کشد؟

عرض کردم: بلی فدایت شوم، من قاطری را کرایه کرده تا بر آن سوار شده و به زیارت قبور شهداء روم منتهی به خودم گفتم: ابتداء نزد کسی شایسته‌تر از جعفر محمّد علیهما السّلام نمی‌رویم.

امّ سعید می‌گوید: امام علیه السّلام فرمودند:

  • نام منبع :
    کامل الزیارات (همراه با ترجمه)
    موضوع :
    زیارتنامه ها ، سرودها و اناشید مذهبی. مناجاتنامه ها ، مناجات خاص
تعداد بازدید : 5061
صفحه از 133
پرینت  ارسال به