171
کمال الدین و تمام النعمه ج2

می‌گفت: بار الها! از دشمنان من انتقام بگیر.

۱۱-

(۱) نسیم- خادمه امام حسن علیه السّلام- گوید: بر صاحب الأمر علیه السّلام یک شب پس از تولّدش وارد شدم و نزد او عطسه زدم، فرمود: یرحمک اللَّه، نسیم گوید:

بدان خوشحال شدم، فرمود: آیا تو را در باب عطسه زدن مژده بدهم؟ گفتم:

آری، فرمود: کسی که عطسه می‌زند تا سه روز از مرگ در امان است.

۱۲-

(۲) ابو نصر طریف گوید: بر صاحب الزّمان علیه السّلام وارد شدم فرمود: برایم صندل سرخ بیاور، برایش آوردم، سپس فرمود: آیا مرا می‌شناسی؟ گفتم:

آری، فرمود: من کیستم؟ گفتم: شما آقای من و فرزند آقای من هستید، فرمود:

از این نپرسیدم، طریف گوید: گفتم: فدای شما شوم، برایم بیان کنید، فرمود: من خاتم الأوصیاء هستم و خدای تعالی به واسطه من بلا را از خاندان و شیعیانم

ترجمه کمال الدین،ج‌۲،


کمال الدین و تمام النعمه ج2
170

۷-

(۱) عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می‌فرمود: مردم امامشان را نیابند، او در موسم حجّ حاضر باشد و مردم را می‌بیند امّا آنها او را نمی‌بینند.

۸-

(۲) عبد اللَّه بن جعفر گوید: از محمّد بن عثمان عمری شنیدم که می‌گفت: و اللَّه صاحب الأمر همه ساله در موسم حجّ حاضر می‌شود و مردم را می‌بیند و می‌شناسد و مردم نیز او را می‌بینند امّا نمی‌شناسند.

۹-

(۳) عبد اللَّه بن جعفر گوید: از محمّد بن عثمان عمری پرسیدم: آیا صاحب الأمر را دیدی؟ گفت: آری و آخرین دیدار نزد بیت اللَّه الحرام بود و می‌گفت: بار الها! آنچه به من وعده فرموده‌ای برآور.

۱۰-

(۴) عبد اللَّه بن جعفر گوید: از محمّد بن عثمان عمری شنیدم که می‌گفت: او- صلوات اللَّه علیه- را دیدم که در مستجار به پرده‌های کعبه آویخته بود و

ترجمه کمال الدین،ج‌۲،

  • نام منبع :
    کمال الدین و تمام النعمه ج2
    موضوع :
    احادیث خاص. شروح
تعداد بازدید : 6151
صفحه از 610
پرینت  ارسال به