1
الفهرست منتجب الدين

الفهرست منتجب الدين

اشارة

‏سرشناسه: منتجب‌الدين، علي‌بن عبيدالله، قرن ق‌۶

‏عنوان و نام پديدآور: الفهرست / منتجب‌الدين علي‌بن بابويه الرازي؛ تحقيق و مقدمه از جلال‌الدين محدث ارموي؛ بكوشش محمد سمامي حائري؛ زيرنظر محمود مرعشي

‏مشخصات نشر: قم: كتابخانه عمومي حضرت آيت‌الله العظمي نجفي مرعشي، ۱۳۶۶.

‏مشخصات ظاهري: شانزده، ص ۵۷۰

‏وضعيت فهرست نويسي: فهرستنويسي قبلي

‏يادداشت: كتابنامه به‌صورت زيرنويس

‏موضوع: محدثان شيعه -- سرگذشتنامه

‏موضوع: شيعه -- سرگذشتنامه و كتابشناسي

‏شناسه افزوده: محدث، جلال‌الدين، ۱۳۵۸ - ۱۲۸۴، مقدمه‌نويس

‏شناسه افزوده: سمامي حائري، محمد، مصحح

‏رده بندي كنگره: BP۱۱۵/م‌۸ف‌۹ ۱۳۶۶

‏رده بندي ديويي: ۲۹۷/۲۹۲

‏شماره كتابشناسي ملي: م‌۶۸-۲۷۹۰

پيش گفتار

بسم الله الرحمن الرحيم يكي از هدفهاي اصلي كتابخانه عمومي حضرت آية الله العظمي مرعشي نجفي مد ظله چاپ و نشر آثار تأليف شده علماء و دانشمندان متقدم شيعه رضوان الله اجمعين ميباشد، در اين رهگذر تا به امروز بيش از دهها اثر نفيس و ارزنده اي كه تاكنون منتشر نشده چاپ و در اختيار علاقمندان قرار داده شده است، با آنكه به علت كمبودهاي موجود و عدم بودجه كافي و وسائل ديگر مواجه با مشكلات فراواني بوده ايم، ليكن با اميد به پروردگار توانا و توجهات حضرت ولي عصر ارواحنا فداه اين كار را ادامه داده و هم اكنون اثر ديگري از بزرگان علماء شيعه را منتشر ميسازد.

فهرست اسامي علماء شيعه و مصنفين آنان اثر دانشمند بزرگ قرن ششم هجري شيخ منتجب الدين علي بن بابويه از جمله آثاري است كه از دير باز مورد توجه بزرگان بوده، و در كتب خود بدان استناد نموده اند.

تصحيح متن كتاب با نسخه هاي خطي و تعليقات بسيار سودمند و ارزنده و مقدمه فاضلانه آن به قلم مرحوم مغفور دانشمند متتبع دكتر سيد جلال الدين محدث ارموي از جمله امتيازات اين چاپ ميباشد، و همان گونه كه آن مرحوم در ديگر تحقيقات خود بر روي كتابهاي ديگر آثار مفيدي را در زمان حيات خود به جامعه علمي ما ارائه داده است در اين مجموعه نيز از عهده كار به خوبي بر آمده است

(المقدمة ٥)

صفحهمفاتيح البحث: علي بن بابويه (۱)، جلال الدين (۱)، الإختيار، الخيار (۱)

و متحمل مشقات فراواني شده است.

اميدوار است فرزندان برومند آن مرحوم سعي نمايند تا ديگر آثارش يكي پس از ديگري طبع و نشر شده در اختيار علاقمندان قرار گيرد.

در اينجا لازم ميداند از زحمات برادر محترم جناب حجة الاسلام آقاي شيخ محمد سمامي حائري كه در تصحيح اين نسخه و تطبيق آن با مصادر سعي فراوان نموده اند قدرداني شود.

والسلام سيد محمود مرعشي

(المقدمة ٦)

صفحهمفاتيح البحث: الحج (۱)، الإختيار، الخيار (۱)

شرح حال محقق

بسم الله الرحمن الرحيم اي مقصد همت بلندان * * * مقصود دل نيازمندان مؤلف اين كتاب " فهرست " شيخ منتجب الدين ابي الحسن علي بن عبيدالله ابن بابويه رازي است كه علامه فقيد محقق بزرگوار محدث ارموي در مقدمه شرح حال او را به تفصيل بيان نموده است.

بدان جهت نيازي به تكرار و توضيح نيست.

محقق و معلق اين كتاب علامه فقيد استاد سيد جلال الدين محدث فرزند مير قاسم ارموي است.

در سال ۱۳۲۳ قمري (۱۲۸۳ خورشيدي) در شهر اروميه پا به عرصه وجود نهاد.

تحصيلات مقدماتي را در زادگاه خود فرا گرفت و از همان سنين كودكي عشق و علاقه فراوان به تحصيل علم داشت، و در اين راه مجد و كوشا بود.

پدرش جزء خرده مالكين آن شهر و اهل علم نبود، ولي تشويق و ترغيب پدر بزرگش در تحصيل دانش بر او تأثير فراوان داشت.

پس از آنكه ادبيات فارسي و خواندن و نوشتن را نيكو ياد گرفت به تحصيل ادبيات عربي از قبيل صرف و نحو و معاني و بيان و عروض و منطق و علوم اسلامي فقه و اصول و فلسفه و حديث و رجال و غيره پرداخت. و سالياني در محضر اساتيد آن سامان شيخ علي ولدياني و ديگران تحصيل نمود.

(المقدمة ٧)

صفحهمفاتيح البحث: جلال الدين (۱)

با آنكه ضعيف البنيه و گاهي دچار عوارض و بيماري ميشد و پزشكان او را از تحصيل منع ميكردند، در تحصيل كوشا و مجد بود، تا آنكه در ميان اقران مشهور و مشار اليه بالبنان گرديد. بدين جهت عالم بزرگوار آيت الله سيد حسين عرب باغي او را به محدث ملقب ساخت.

حدود ۱۳۱۰ خورشيدي جهت تكميل و طي مدارج عاليه عازم مشهد مقدس گرديد و در مدرسه ميرزا جعفر اقامت گزيد، و مدت چهار سال با جديت تمام از آن حوزه علميه بهره گيري تام نمود، در سال ۱۳۱۴ خ كه غائله مسجد گوهرشاد پيش آمد آن مرحوم دستگير شد و دو شب زنداني گرديد، سپس آزاد و به تهران رفت، او مصمم بود كه به نجف اشرف عزيمت نمايد ولي در تهران به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به تبريز عزيمت نمود و در دبيرستان نظام به تدريس پرداخت.

در سال ۱۳۲۰ خورشيدي با ورود روسها به تبريز به تهران بازگشت و در كتابخانه ملي تهران با سمت رئيس قسمت مخطوطات به خدمت ادامه داد.

در تهران با عده اي از دانشمندان و محققين آشنا و طرح دوستي ميان آنها برقرار گرديد كه از جمله آنها سيد نصر الله تقوي به واسطه شركت در مجلس روزهاي جمعه او، و علامه محمد قزويني، و عباس اقبال آشتياني، و سيد هادي سينا، وعبد الحميد بديع الزماني كردستاني، و جمال الدين اخوي، و جعفر سلطان القرائي ميباشند.

در اين هنگام تحقيقات خود را شروع و به نشر آنها اقدام نمود.

در سال ۱۳۲۲ ازدواج نمود و در سال ۱۳۳۵ به دعوت دانشكده معقول و منقول به آن دانشكده رفت و تا سال ۱۳۴۷ كه باز نشسته شد در آنجا به تدريس اشتغال داشت.

او كلاسهاي دبيرستان و دانشگاه را هم گذرانيد و در اكثر آنها رتبه اول را حائر بود و در سال ۱۳۴۲ در رشته علوم منقول از دانشكده

(المقدمة ٨)

صفحهمفاتيح البحث: جمال الدين (۱)، عبد الحميد (۱)، المنع (۱)، السجود (۱)

الهيات تهران دكتري دريافت كرد.

مرحوم ارموي بي شك يكي از محققين بزرگ قرن معاصر و از خدمتگذاران مذهب شيعه است زيرا تمام وجودش را صرف تحقيق و تصحيح آثار شيعه گذرانيد، و آنچه را كه تحقيق نمود از آثار مهم و با ارزش شيعه است.

آن مرحوم عاشق علم و دانش بود، و تمام اوقاتش را صرف اين كار نمود، و چه بسا ساعتها وقت خود را در چاپخانه جهت تصحيح كتاب ميگذرانيد، او هيچگاه مقاله اي در مجله و روزنامه ننوشت و كمتر وقت خود را به سفر گذرانيد، و سفرهاي او عبارتند از يك بار انجام فريضه حج و يك سفر به قزوين براي عكسبرداري خطي ايضاح فضل بن شاذان و هر دو سه سالي يك بار زيارت ثامن الحجج به مشهد مقدس بود.

در دوستي بسيار با وفا و با اخلاصي بود، و هر وقت كه نام دوستانش را به زبان جاري ميكرد از آنها به نيكي و احترام ياد مينمود.

داراي كتابخانه بسيار نفيس و با ارزشي بود، و در تحقيق بسيار عميق و كنجكاو بود نمونه بارز تحقيقش ميتوان كتاب النقض را ياد كرد كه اهميت اين كتاب از نامه علامه قزويني " كه در تحقيقات فهرست به چاپ رسيده " معلوم ميگردد.

آن مرحوم با آنكه در كسوت روحانيون نبود مع ذلك مورد احترام و تجليل علماء و مراجع بوده و اجازات زيادي از آنها كسب كرد اما متأسفانه اغلب اين اجازات به سرقت رفت، از جمله آنها اجازه علامه محقق آيت الله شيخ آغا بزرگ طهراني مؤلف كتاب الذريعة و طبقات اعلام الشيعه و آيت الله شيخ محمد علي مغري دزفولي است.

با آنكه در اواخر عمر دچار ضعف و كسالت مزاج بود با آن حال از تحقيق و تتبع دست بر نميداشت و تا آخرين لحظات عمر به اين كار اشتغال داشت سر انجام ساعت دو بامداد شنبه پنجم آبان ۱۳۵۸ ش مطابق پنجم ذيحجه ۱۳۹۹ ق در اثر سكته قلبي جهان را

(المقدمة ٩)

صفحهمفاتيح البحث: الحج (۱)

بدرود گفت، پس از تشيع در جوار آرامگاه شيخ أبو الفتوح رازي به خاك سپرده شده.

نتيجه اين عمر با بركت تأليف و تحقيق و مقدمه و تعليق بسيار سودمند و پر محتوا و ترجمه هشتاد و پنج جلد كتاب و رساله است، كه از آنها هفتاد و سه جلد رساله و كتاب چاپ و منتشر گرديده و بقيه مخطوط ميباشد.

اينك فهرست كتابها و رسالة هاي چاپ و منتشر شده با ذكر سال انتشار از مقدمه تعليقات نقض به قلم فرزند برومندش آقاي علي محدث جهت مزيد اطلاع ملخصا درج ميگردد.

۱۳۲۴ خ تصحيح " ميزان الملل " تأليف علي بخش ميرزا قاجار ۱۳۲۷ خ تصحيح " الصوارم المهرقه في نقد الصواعق المحرقة " تأليق قاضي نور الله شوشتري ۱۳۲۷ خ تأليف " فيض الاله في ترجمه القاضي نور الله " ۱۳۲۷ خ تصحيح و مقدمه ترجمه " التنبيهات العليه علي وظائف الصلاة القلبية " ترجمه " اسرار الصلاة " شهيد ثاني، ترجمه محمد صالح بن محمد صادق واعظ ۱۳۲۸ خ تصحيح " ديوان الحاج ميرزا ابي الفضل الطهراني " و شرح حال او ۱۳۲۹ خ تصحيح " التفضيل " تأليف أبو الفتح محمد بن علي بن عثمان كراجكي ۱۳۲۹ خ تصحيح " التعريف بوجوب حق الوالدين " از همان مؤلف ۱۳۳۰ خ تصحيح " المحاسن " تأليف أبو جعفر احمد بن محمد بن خالد برقي ۱۳۳۱ خ تصحيح " النقض " (بعضي مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض) تصنيف عبد الجليل قزويني رازي ۱۳۳۱ خ تصحيح (زاد السالك) تأليف محمد بن مرتضي ملقب به

(المقدمة ١٠)

صفحهمفاتيح البحث: كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي (۱)، كتاب الصوارم المهرقة للشهيد نور الله التستري (۱)، كتاب الصواعق المحرقة (۱)، محمد بن مرتضي (۱)، أحمد بن محمد (۱)، صالح بن محمد (۱)، محمد بن علي (۱)، الشهادة (۱)، الصّلاة (۱)، الحج (۱)

فيض كاشاني ۱۳۳۳ خ استخراج فهرست كتاب " التدوين " تأليف عبد الكريم رافعي ۱۳۳۴ خ تصحيح " ديوان قوامي رازي " ۱۳۳۴ خ تصحيح " نجاتيه " تأليف شيخ أبو محمد بسطامي ۱۳۳۴ خ تصحيح " ديوان " سيد فضل الله راوندي كاشاني ۱۳۳۵ تأليف مقدمه " نقض " و تعليقات آن ۱۳۳۶ تأليف كليد " نقض " يا فهرست بعض مثالب النواصب ۱۳۳۷ تصحيح " آثار الوزراء " تأليف سيف الدين حاجي بن نظام عقيلي ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱ تصحيح " تفسير گازر " " جلاء الازهان وجلاء الاحزان " تأليف أبو المحاسن حسين بن حسن جرجاني در يازده جلد با فهرست و تكلمه ۱۳۳۸ تصحيح " نسائم الاسحار من لطائم الاخبار " در تاريخ وزراء تأليف ناصر الدين منشي كرماني ۱۳۳۸ تصحيح " مفتاح التحقيق " تأليف شيخ محمد علي دزفولي ۱۳۳۸ تصحيح " نقاوه الاصابة فيمن اجمعت عليه العصابه " تأليف حاج ميرزا أبو الفضل طهراني " شرح ارجوزه رجاليه بحر العلوم " ۱۳۳۹ تصحيح شش رساله فارسي: ۱ - معالجه النفس ۲ - مباحثة النفس ۳ - ترجمه تنبيه الراقدين ۴ - رساله در صلوة ۵ - رساله در زكات ۶ - تحفه عباسي تأليف مولي محمد طاهر قمي ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ تصحيح و مقدمه " شرح فارسي غرر الحكم ودرر - الكلم " تأليف عبد الواحد بن محمد تميمي آمدي - شرح از جمال - الدين محمد خونساري در هفت جلد ۱۳۴۰ مقدمه و تصحيح " تفسير شريف لاهيجي " تأليف بهاء الدين محمد بن شيخ علي شريف لاهيجي در چهار جلد (جلدهاي سه و چهار به تصحيح مرحوم دكتر محمد ابراهيم آيتي است) ۱۳۴۲ تصحيح رساله طينت از جمال الدين محمد خونساري

(المقدمة ١١)

صفحهمفاتيح البحث: جمال الدين (۱)، عبد الكريم (۱)، الطهارة (۱)

۱۳۴۲ تصحيح " شرح فارسي كلمات قصار پيغمبر خاتم (ص) " شرح شهاب الاخبار قاضي قضاعي ۱۳۴۲ اهتمام و طبع " رجال ابن داود " تأليف تقي الدين حسن بن علي بن داود حلي ۱۳۴۲ اهتمام و طبع " رجال برقي " تأليف احمد بن محمد بن خالد برقي ۱۳۴۲ - ۱۳۴۴ شرح فارسي " مصباح الشريعه ومفتاح الحقيقة " از عبد الرزاق گيلاني در دو جلد ۱۳۴۴ تصحيح " رساله نيت " تأليف جمال الدين محمد خونساري ۱۳۴۴ تصحيح " الرساله العلمية في الاحاديث النبويه " تأليف كمال - الدين حسين كاشفي بيهقي ۱۳۴۵ اهتمام و طبع " سه رساله در علم رجال " توضيح الاشتباه والاشكال. تأليف محمد علي ساروي، ورسالة في معرفه الصحابة تأليف شيخ حر عاملي، و رجال قاين تأليف محمد باقر آيتي بيرجندي ۱۳۴۶ اهتمام و طبع " الفصول الفخريه في اصول البريه " تأليف نسابه معروف جمال الدين احمد بن عنبه ۱۳۴۹ تصحيح " شرح المائه كلمه لامير المؤمنين علي بن ابي طالب " (عليه السلام) " تأليف كمال الدين ميثم بحراني ۱۳۴۹ تصحيح " شرح المائه كلمه لأمير المؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام " تأليف عبد الوهاب ۱۳۴۹ تصحيح " مطلوب كل طالب من كلام امير المؤمنين علي بن ابي طالب (عليه السلام) " تأليف رشيد الدين و طواط ۱۳۴۹ تصحيح " الاصول الاصليه " تأليف مولي محمد محسن فيض كاشاني ۱۳۴۹ مقدمه و تصحيح " فردوس " در تاريخ شوشتر و برخي از مشاهير آن تأليف علاء الملك مرعشي شوشتري ۱۳۵۴ تصحيح " حكمت اسلام " تأليف محمد صالح بن محمد باقر

(المقدمة ١٢)

صفحهمفاتيح البحث: الإمام أمير المؤمنين علي بن ابي طالب عليهما السلام (۳)، أبو طالب عليه السلام (۱)، كتاب رجال ابن داود (۱)، محمد صالح بن محمد باقر (۱)، أحمد بن محمد بن خالد (۱)، جمال الدين (۲)

تعريف كتاب فهرست

قزويني ۱۳۵۴ تصحيح " الغارات " تأليف أبو اسحاق ابراهيم بن محمد ثقفي كوفي ۱۳۵۴ تصحيح " الدلائل البرهانيه في تصحيح الحفره الفرديه " تأليف علامه حلي ۱۳۵۸ تصحيح " نقض " با مقابله و تعليقات مجدد - در دو جلد و اما آثاري كه مخطوط و چاپ نگرديده عبارتند از:

۱ - كشف الكربه في شرح دعاء الندبة - اين كتاب نتيجه شصت سال كار و زحمت آن فقيد است.

۲ - شرح بر " اصول الاصليه " فيض كاشاني ۳ - برگ سبز جنگ نثر و نظم شروع به تأليف آن دهم مرداد ۱۳۲۹ خورشيدي بوده ۴ - ايمان و رجعت در چهار جلد در اثبات رجعت ۵ - تشريح الزلازل به احاديث الافاضل ۶ - عشق و محبت ۷ - ترجمه وسيله القربة في شرح الندبة ۸ - تصحيح كتاب " الاربعين من الاربعين عن الاربعين في فضائل امير المؤمنين عليه السلام " تأليف شيخ منتجب الدين مؤلف اين فهرست ۹ - تصحيح و مقدمه و تعليق كتاب حاضر " فهرست منتجب الدين " اميد است اين آثار مخطوط هم چاپ و مورد استفاده قرار گيرد.

فهرست منتجب الدين يكي از منابع مهم و با ارزش تراجم شيعه است كه از قرن ششم تاكنون مورد استفاده بزرگان ما بوده، محدث بزرگوار شيخ حر عاملي در نوشتن كتاب امل الامل از اين كتاب استفاده شايان نموده و تراجم آن را بطور كامل در كتابش ياد نموده.

علامه مجلسي به جهت كمبود نسخه هاي اين كتاب فهرست را بدون كم و كاست از باء بسم الله تا تاء تمت حرفا حرف در جلد اجازات درج نموده است.

(المقدمة ١٣)

صفحهمفاتيح البحث: الإمام أمير المؤمنين علي بن ابي طالب عليهما السلام (۱)، كتاب فهرست منتجب الدين لمنتجب الدين بن بابويه (۲)، كتاب الغارات لإبراهيم بن محمد الثقفي (۱)، إبراهيم بن محمد (۱)، الموت (۱)

محقق خبير ميرزا عبد الله افندي در كتاب رياض العلماء، و علامه رجالي ميرزا محمد اردبيلي در جامع الرواة و عالم بزرگوار مؤلف روضات الجنات در روضات، و محدث نوري در خاتمه مستدرك، وثقة المحدثين شيخ عباس قمي در تأليفاتش و آية الله علامه مامقاني در تنقيح المقال، و محقق بزرگوار شيخ آغا بزرگ طهراني در طبقات والذريعه و عالم جليل سيد امين در اعيان الشيعه و شيخ بزرگوار ما علامه فقيد حاج شيخ محمد مهدوي لاهيجي در دانشمندان گيلان و سادات متقدمه و سادات متأخره، و ديگران در كتب تراجم از او استفاده شايان نمودند.

اين كتاب اولين بار ضمن بحار در جلد بيست و پنجم اجازات چاپ سنگي به چاپ رسيد كه در چاپ جديد حروفي در جلد يكصد و پنجم قرار گرفت.

در سال ۱۴۰۴ ق بطور مستقل با تحقيق دوست عزيزم دانشمند متتبع حجة الاسلام والمسلمين آقاي سيد عبد العزيز طباطبائي (حفظه الله) در قطع وزيري در چاپخانه خيام قم به چاپ رسيد، هر چند ايشان فرصت تكميل تحقيق اين كتاب را نيافت و تحقيق ناقص است، مع ذلك تحقيقات بسيار با ارزش و سودمندي نموده. و در مقدمه شرح حال مفصلي از شيخ منتجب الدين مرقوم داشته كه مشحون از فوائد و معلومات است البته اين تحقيق به عربي است (۱).

مرحوم محدث ارموي در سال ۱۳۴۲ خورشيدي تحقيق اين

(۱) قبل از ۱۳۸۰ ق حجة الاسلام والمسلمين شيخ محمد رشتي فرزند آيت الله شيخ عبد الحسين رشتي شروع به تحقيق و تصحيح فهرست نمود و مقداري از اين كتاب را تصحيح و تعليقات مفيدي بر آن نگاشت، لكن در اثر گرفتاري و اشتغال بر امورات طلاب حوزه علميه نجف فرصت اتمام اين كار را نيافت متأسفانه پس از مهاجرت به مشهد به سال ۱۳۹۱ دچار عارضه قلبي گرديد و در ۲۹ رمضان ۱۳۹۳ وفات كرد و اين نسخه ناتمام اكنون در نزد ورثه اش ميباشد.

(المقدمة ١٤)

صفحهمفاتيح البحث: كتاب جامع الرواة لمحمد علي الأردبيلي (۱)، كتاب أعيان الشيعة للأمين (۱)، كتاب تنقيح المقال في علم الرجال (۱)، عبد العزيز (۱)، الحج (۲)، شهر رمضان المبارك (۱)

كتاب را بعنوان پايان نامه دكتري در علوم منقول تقديم دانشگاه تهران نمود كه پس از بررسي با درجه ممتاز مورد قبول واقع شد و به دريافت دكتري نائل گرديد.

نامبرده ابتدا نسخه فهرست را با امل الامل وجامع الرواة و نسخه مرحوم شيخ حر و نسخه اجازات بحار و با مراجعه به تنقيح المقال و روضات الجنات تصحيح نموده و سپس در آغاز مقدمه اي در شرح حال شيخ منتجب الدين بطور مبسوط درج و در خاتمه كتاب تحقيقات سودمند و پر محتوائي نگاشته كه با مطالعه عميقانه ميتوان زحمت و رنج او را در تصحيح و تعليق پي برد. با اين حال آنطوري كه فرزند برومندش آقاي علي محدث در مقدمه تعليقات نقض در ضمن شرح حال پدرش مرحوم محدث ارموي مينويسد معلوم ميگردد كه آن مرحوم نظر داشت مجددا اين تعليقات را بررسي نمايد ولي افسوس اين فرصت را نيافت و به همان منوال باقي ماند تا آنكه در زمستان گذشته (۱۳۶۵ خورشيدي) حضرت حجة الاسلام والمسلمين آقاي دكتر سيد محمود مرعشي فرزند برومند عالم نسابه مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمي آقاي سيد شهاب الدين نجفي مرعشي متع الله المسلمين به طول بقائه الشريف كه در نشر آثار شيعه سعي بليغ دارند و تاكنون دهها كتاب علمي با ارزش شيعه به همت و مساعي ايشان به زيور چاپ آراسته گرديده پس از ملاحظه و بررسي تحقيقات مرحوم محدث مرا مأمور به تصحيح و مبادرت به چاپ نمودند و نسخه تايپ شده از فهرست با تحقيقات در اختيار نگارنده قرار دادند نسخه مزبور مشحون از اغلاط و افتادگي (ناشي از تايپ) بود، زيرا اولا نسخه پنجم پايان نامه دكتري بوده كه به زحمت خوانده ميشد، و در ثاني گويا آنكه نسخه را تايپ كرده بود به عربي وارد نبوده و مرحوم محدث فرصت تصحيح اين نسخه را نداشت و يا آنكه اين نسخه را بعنوان مسوده قرار داده و احتياج به تصحيح ندانست.

اين جانب حتي المقدور آن را تصحيح و به مراجع ياد شده آنچه در

(المقدمة ١٥)

صفحهمفاتيح البحث: كتاب جامع الرواة (۱)، كتاب تنقيح المقال في علم الرجال (۱)، الحج (۱)، الإختيار، الخيار (۱)

دسترس بود تطبيق نمودم و چهار صفحه كه در ميان آنها افتاده بود بوسيله آقاي حسين درگاهي از نسخه اصلي كه در كتابخانه دانشكده ادبيات محفوظ است استنساخ گرديد و شماره هاي تراجم كه اشتباه بود با فهرست چاپي " تحقيق آقاي طباطبائي " مطابقت نموده و ترجمه شماره (۲۶۱) كه از متن افتاده بود جهت تكميل در آن ثبت كردم و در پايان فهارس لازمه را قرار دادم.

با مبادرت به چاپ بمباران شهرها بوسيله هواپيماهاي دولت بعث عراق آغاز و شهر مقدس قم در چندين نوبت مورد تهاجم قرار گرفت كه در نتيجه در اين شهر مقدس و شهرهاي ديگر ايران هزاران زن و بچه و پير و جوان به خاك و خون كشيده شدند، و بالغ بر ده هزار نفر مجروح، و صدها خانه و مغازه ويران، و هزاران نفر دربدر و آواره شدند.

اميد است مورخين معاصر شرح اين جنايت هولناك را بطور مفصل جهت عبرت آيندگان در تاريخ ثبت نمايند.

البته از آقاي حسين درگاهي و راهنمائي حجة الاسلام والمسلمين آقاي سيد عبد العزيز طباطبائي سپاسگزارم، اميدوارم اين تحقيق كه نتيجه زحمات چندين ساله مرحوم محدث ارموي است مورد استفاده قرار گيرد.

بمنه و كرمه قم - محمد سمامي حائري

(المقدمة ١٦)

صفحهمفاتيح البحث: دولة ايران (۱)، دولة العراق (۱)، عبد العزيز (۱)، الحج (۱)

مقدمة محقق

بسم الله الرحمن الرحيم فايده علم تاريخ چون تاريخ طومار حوادث زمان و مخزن اخبار گذشتگان است، از اين روي آئينه پند و عبرت براي آيندگان و گنجينه علم و حكمت براي باقيماندگان ميباشد، از اين نظر است كه وقايع نگاران و حوادث شماران كه از ايشان به مؤرخان تعبير ميتوان كرد هر يك در آغاز كتاب خود بابي براي فايده علم تاريخ منعقد كرده و به حسب اقتضاي كتاب خود به كلام مختصر يا مبسوطي نسبت به آن ايراد كرده، است.

نظر به اينكه اين مطلب در مطاوي كتب و بطون دفاتر عموما و در مقدمات كتب تاريخ - خصوصا بسيار مكرر شده است و نيز علاوه بر آن از قضايايي است كه " قياساتها معها "، زيرا از مستقلات عقليه است، يعني از اموري است كه هر عاقلي با اندك توجه و تدبري ميتواند اين نتيجه مطلوبه را از آن بگيرد، بدين جهت مستغني از شرح و بيان و بي نياز از اقامه دليل و برهان ميباشد، با وجود اين براي اينكه اين مختصر نيز از اشاره به اين موضوع خالي نماند به اجمالي قناعت ميكنيم.

چون به كتاب كريم آسماني نگاه ميكنيم ميبينيم حضرت حق جلت عظمته در موارد بسيار بعد از ذكر قصص انبياء و اقوام ايشان امر به تدبر فرموده، و در بسياري از موارد نيز موعظتي صريح نموده و تصريح كرده كه نبايد شما نيز مثل بد كرداران ايشان باشيد، بلكه يا

(١)

صفحهمفاتيح البحث: الكرم، الكرامة (۱)

پيرو صالحان ايشان باشيد و تحصيل سعادت كنيد و از شقاوت وسوء عاقبت بپرهيزيد، و اين لطيفه قرآني " لقد كان في قصصهم عبرة لأولي الالباب (۱) و همچنين اين نصيحت آسماني فاعتبروا يا اولي - الابصار " (۲) در اشاره به اين موضوع كافي است.

و اين كه اعتبار را در اين دو آيه مباركه به صاحبدلان اختصاص داده است براي آنست كه منتفع از امثال وعبر و اختيار و قصص همانا بخردانند، و بيخردان از فوايد و عدائد آن محروم و بي بهره اند چنان كه سعدي گفته است:

نگويند از سر بازيچه حرفي * * * كز آن پندي نگيرد صاحب هوش وگر صد باب حكمت پيش نادان * * * بخوانند آيدش بازيچه در گوش و همچنين سنت نبوي پر از شواهد اين مطلب است، و كلمه " جامعه نبوي " " السعيد من وعظ بغيره " در اين مورد بس است، و بيانات ائمه معصومين عليهم السلام بالخصوص كلمات امير المؤمنين عليه السلام در اين خصوص بيشمار است، و در موارد بسيار از خطب و كتب و كلم قصار نهج البلاغه به اين مطلب تصريح شده است، آن حضرت در وصيت نامه خود كه به امام حسن مجتبي " ع " نوشته ميفرمايد:

أحي قلبك بالموعظة (تا آنكه) واعرض عليه اخبار الماضين وذكره بما اصاب من كان قبلك من الاولين و سر في ديارهم وآثارهم فانظر فيما فعلوا وعما انتقلوا و اين حلوا ونزلوا (تا آنكه) فاصلح مثواك ولا تبع اخرتك بدنياك " و نيز در آن - مكتوب است " أي بني اني وان لم لكن غمرت غمر من كان قبلي فقد نظرت في اعمالهم وفكرت في اخبارهم وسرت في آثارهم حتي عدت كأحدهم بي كاني بما انتهي إلي من أمورهم قد عمرت مع اولهم إلي آخرهم فعرفت صفو ذلك من كدره ونفعه من ضرره " و در خطبه قاصعه ميفرمايد: تدبروا احوال الماضين من المؤمنين قبلكم فاعتبروا به حال ولد اسماعيل و

(۱) آخرين آيه سوره مباركه يوسف.

(۲) آخر آيه دوم سوره مباركه حشر.

(٢)

صفحهمفاتيح البحث: كتاب نهج البلاغة (۱)، يوم عرفة (۱)، الإختيار، الخيار (۱)

بني اسحاق وبني اسرائيل عليهم السلام … (تا آخر) و نظير اين عبارات در كلمات آن حضرت و ساير ائمه عليه وعليهم السلام بيشمار است.

ورام بن ابي فراس كه از اعيان علماي اسلام است در كتاب " تنبيه - الخواطر ونزهة النواظر " كه معروف به مجموعه ورام است گفته است (۱).

اعلم ان الوقوف علي اخبار الناس وسيرهم و ما خصوا وتحلوا به من المحاسن والقبائح يهذب اراء ذوي البصائر والقرائح و ما زال متقدموا الامم والقبائل و اهل المجد والفضائل يرغبون في سماع اخبار من قبلهم وينظرون في آثار من تقدمهم فما رأوا من حسن سيرة وجميل احدوثة تحلوا به فكان لهم مذكرا و ما شاهدوه من تغير حال تجنبوه فكان لهم منبها منذرا.

محصل معني آنكه: بدان كه اطلاع بر اخبار گذشتگان و آگاهي بر محاسن و قبايح و زشت و زيباي كردارهاي ايشان افكار اهل بصيرت بصيرت را روشن ميكند، و انظار و قرايح ايشان را از كدورت شبهات و آلودگيهاي وساوس پاك ميگرداند، و پيوسته سيره امم پيشين و قبايل گذشته و ديرين آنان كه اهل بزرگواري وفضيلت و دور از افعال بهيمي و رذيلت بوده اند بر اين جاري بوده كه اخبار گذشتگان را بشنوند و به ذوق و شوق و ميل و رغبت بدنبال اين امر ميرفتند، و در آثار پيشينيان مينگريستند، و محاسن و مساوئ ايشان را به ترازوي عقل و بينش ميسنجيدند، و هر عمل نيك و روش پسنديده را كه از ايشان سراغ ميگرفتند چون تاج زر براي خود وسيله آرايش قرار داده و به آن كار ميبستند، و آن را پندي براي خود ميدانستند، و هر كار بد را كه از ايشان مطلع ميشدند از آن دوري ميگزيدند و وسيله تنبه و هشياري براي خود قرار ميدادند، و مايه انذار و تهديد الهي در پيش خود فرض ميكردند.

(١) ص ٦٠٧ چاپ تهران اصل اين عبارات مأخوذ از مقدمه تكمله تاريخ طبري تأليف محمد بن عبد الملك همداني متوفي به سال ۵۲۱ مأخوذ است ص ۱ چاپ بيروت.

(٣)

صفحهمفاتيح البحث: الإمام أمير المؤمنين علي بن ابي طالب عليهما السلام (۱)، ورام بن أبي فراس (۱)، الشهادة (۱)، مدينة بيروت (۱)، محمد بن عبد (۱)

اين رشته سر دراز دارد، همين قدر بس كه بزرگان اهل بصيرت هر گونه توجه به اثر گذشتگان را براي خود سر مشق زندگي قرار ميداده اند، از اينجاست كه علم الهدي در غرر الفوائد ودرر القلائد (۱) وابو الفتوح در روض الجنان، وابو المحاسن در جلاء الاذهان، و غير ايشان نيز در غير آن كتب از بعض حكما و خطبا نقل كرده اند " سل الارض من شق انهارك وغرس اشجارك وجني ثمارك فان لم تجبك حوارا اجابتك اعتبارا " و نظير آنست اين عبارت بعضي از صاحبدلان (هذه قبورهم وهذه قصورهم) در اينجا شاعر عرب نيكو سروده است:

تلك المعاهد والاثار والطلل * * * مخبرات بان القوم قد رحلوا (۲) أبو الحسن بيهقي در اول تاريخ بيهق فصلي براي ذكر فوائد علم تاريخ منعقد كرده و مطالب سودمند بسياري در آن درج فرموده از آن جمله گفته است:

(علم تواريخ علمي لذيذ است و مقبول و فايده هشاشت و بشاشت به ارزاني دارد و به ملامت و مسامت كمتر ادا كند، و خطوات خطرات از رسيدن به انتهاي آن عاجز نمانند، و بنان و زبان از تحصيل و تفصيل آن قاصر نگردد، و انقطاع به حكم مشاهده محسوسات بر مواد آن مستولي نشود، و از بساتين انس صدور و خطاير قدس قلوب نسيم عرف آن به خياشيم ميرسد، و آدمي مجبول است بر دوست داشتن احاطت علم او به احوال عالم كه بوده است و به چيزهاي وجودي دانستن و حال حاسه سمع در شنيدن اخبار و حكايات چون حال چشم از نگريستن در صورتهاي نيكو كمالي است سمع را در شنيدن تواريخ و اخبار كمالي است و از حواس ظاهر آدمي هيچ شريفتر از حاسه بصر و سمع نيست، وقيل في الامثال " لا تشبع عين من نظر وسمع من خبر و ارض من مطر " و در غريزت آدمي است اخبار و استخبار نبيني كه اگر كاري بزرگ

(١) ص ٣٠ ج ۱ چاپ مصر به سال ۱۳۷۳.

(۲) نظير آنست قصيده خاقاني كه:

(هان اي دل عبرت بين از ديده نظر كن * * * هان ايوان مدائن را آئينه عبرت دان، و آلاف الوف نظائر آن كه اشاره به آنها خارج از حوصله اين مختصر است.

(٤)

صفحهمفاتيح البحث: كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي (۱)، القبر (۱)، الصّلاة (۱)

افتد مردم بيقرار شود، تا خبر آن بشنود و بشنواند - اگر چه او را بدان تعلقي نباشد - و معدودات انفاس و محدودات حواس در اين باب صرف كند و خواهد كه مختلفات انواع اخبار و مؤتلفات اجناس آثار را بسط كند، و اگر كسي او را از حالي خبر دهد روي دشوار آيد آن سر پنهان داشتن و از اين است كه سر پنهان داشتن عادتي و خلقي محمود است، و هر كسي طاقت تحمل آن ندارد، زيرا كه بر خلاف غريزت آدمي است، چه آدمي را حق تعالي محب اخبار و استخبار آفريده است كه روشني خزانه حفظ اسرار را مصون ندارد، و آفتاب ودايع اسرار دوستان را در كسوف سروف بنگارد، و به تمام انجلاء آن را تخصيص كند، و چون چنين بود معرفت تواريخ و اخبار عالم لازم اين محبت باشد، و اگر اين محبت اخبار و استخبار در غرايز آدميان مركب نمودي از گذشتگان هيچ شريعت و فضائل و اخبار و حكايات به متأخران نرسيدي، و خلل احوال عالميان به حدي رسيدي كه تدارك نپذيرفتن و طريق آسايش و سبكباري در اقتدا به گذشتگان مسدود گشتي، و قوام اشباح و نظام ارواخ به فكرت و حيرت متلاشي شدي، و بر شعار و دثار اخلاف آثار ثناي اسلاف هويدا نگشتي، و اسرار بدايع و صنايع به استار فجايع و فظايع پوشيده گشتي.

و خاتم المحدثين حاجي ميرزا حسين نوري در آغاز الفيض القدسي في ترجمة العلامة المجلسي (ص ۱) گفته:

و بعد: فان في ذكر السلف الصالحين والعلماء الراسخين، الذين اهتدوا بنور ائمتهم، واقتفوا آثارهم واقتدوا بسيرتهم واناخوا رحلهم بفنائهم، و لم يشربوا من غير كأسهم وانائهم تذكرة وموعظة للخلف الباقين وانسأ وتسلية للاحقين واعانة لهم علي الصعود علي مدارج الكمال والعكوف علي صالح الاعمال، وفيه مع ذلك احياء لذكرهم الذي فيه ذكر ائمتهم وسادتهم، واتمام لنورهم الذي اكتسبوه من - ولايتهم، و عمل بما ورد من الحث علي مجالستهم، ومخالطتهم، والحض علي محادثتهم، فان المسرح طرفه في اكناف سيرة من غاب عنه و ما

(٥)

صفحهمفاتيح البحث: العلامة المجلسي (۱)

هو عليه من العلم والعبادة، والفضل والزهادة، كالمجالس معه المستأنس به في الانتفاع باقواله وحركاته، واقتفاء سيرته وآدابه، و لذا استقرت طريقة المشايخ علي ضبط احوالهم وجمعها وتدوينها في صحف مكرمة وكتب شريفة واتعبوا انفسهم في ذلك حتي تحملوا اعباء السفر، وقطعوا الفيافي والقفار، وركبوا البراري والبحار، ورغبوا حافظيها ومصنفيها، ومدحوا جامعيها ومؤلفيها، وبالغوا في الثناء عليهم.

وكفي شاهدا للمقام ما كتبه آية الله بحر العلوم والمعالي العلامة الطباطبائي قدس الله سره علي ظهر نسخة الاصل من كتاب تتميم امل الامل وهو عندي موجود بخطه الشريف قال بعد الحمد والصلاة:

فقد وفقني الله وله الحمد للتشرف بما املاه الشيخ العالم الفاضل، والمحقق البدل الكامل، طود العلم الشامخ، وعماد الفضل الراسخ، اسوة العلماء الماضين، وقدوة الفضلاء الاتين، بقية نواميس السلف و شيخ مشايخ الخلف، قطب دائرة الكمال، وشمس سماء الفضل والافضال، الشيخ العلم العالم الزكي، والمولي الاولي المهذب التقي، عبد النبي القزويني اليزدي لا زال محروسا بحراسة الرب العلي، وحماية النبي والوالي، محفوظا من كيد كل جاهل غبي، وعنيد غوي، ويرحم من قال آمينا فاجلت فيما املاه نظري، ورددت فيما اسداء بصري، وجعلت اطيل فيه فكري، واديم به ذكري، فوجدته انضد من لبوس وازين من عروس، واعذب من الماء، وارق من الهواء، قد ملك ازمة القلوب، وسخا ببذل المطلوب.

لقد وافت فضائلك المعالي * * * تهز معاطف اللفظ الرشيق فضضت ختامهن فخلت اني * * * فضضت بهن عن مسك فتيق وجال الطرف منها في رياض * * * كسين محاسن الزهر الانيق شربت بها كؤوسا من معان * * * غنيت لشربهن عن الرحيق ولكني حملت بها حقوقا * * * اخاف لثقلهن من العقوق فشربا يا نعيم بي رويدا * * * فلست اطيق كفران الحقوق

(٦)

صفحهمفاتيح البحث: الصّلاة (۱)، الجهل (۱)، الشهادة (۱)

و حمل ما اطيق به نهوضا * * * فان الرفق أليق بالصديق ولعمري قد جاد واجاد، وبذل المطلوب كما اريد منه واراد، ولقد أحبي واشاد، بما رسم وافاد، رسوما قد اندرست وطلولا قد عفت، ومعاهد قد عطلت، وقبات مجد قوضت، واركان فضل قد هدت، وانهدمت وابنية سؤدد قد انقضت وانقضت، فلله دره فقد وجب علي العالمين شكره وبره فكم احيي بجميل ذكره ما قد مات ورد بحسن الثناء ما قد غير وفات، وكم له في ذلك عن النعم والايادي علي الحاضر والبادي، و من الفواضل البوادي علي المحفل والنادي، فقد نشر فضائل العلماء والفقهاء و ذكر محاسن الادباء والازكياء، و نوه بذكر سكان زوايا الخمول، وانار منار فضل من اشرف ضوؤه علي الافول، فكأني بمدارس العلم لذلك قد هزت وربت وطربت، وبمجالس الفضل له قد ازلفت وزفت، وبمحافل الادب قد اسست وآنست، وكأني بسكان الثري ورهائن القبور قد ارتقوا مدارج الطور، والبسوا ملابس البهاء والنور، وتباشروا بالتهنئة والسرور، وطفقوا بلسان الحال، ينشدون مادحهم هذا المقال. رباعي:

احييتنا بثنائك السلسال * * * فاذهب بنعماها رخي البال في النشأتين لك المهنا والهنا * * * نيل المني والفوز بالامال (انتهي)

(٧)

صفحهمفاتيح البحث: الموت (۱)، القبر (۱)

منتجب الدين وكتاب او

منتجب الدين و كتاب او منتجب الدين أبو الحسن علي بن عبيدالله از دانشمندان پر مايه و نويسندگان بلند پايه قرن ششم هجري است (۱).

رافعي شافعي صاحب كتاب التدوين كه شاگرد منتجب الدين بوده در باره او چنين گفته است (۲) (ص ۴۱۴ نسخه عكسي اسكندريه).

" علي بن عبيدالله بن الحسن بن الحسين بن بابويه أبو الحسن بن ابي القاسم بن ابي الحسين الرازي الحافظ شيخ ريان (۳) من علم الحديث سماعا وضبطا وحفظا وجمعا، يكتب ما يجد وبسمع ممن يجد، ويقل من يدانيه في هذا الاعصار في كثرة الجمع والسماع والشيوخ، الذين سمع منهم واجازوا له، وذلك علي قلة رحلته وسفره اجاز له من ائمة بغداد " سپس به ذكر مشايخ منتجب الدين پرداخته است و ما در عنوان جداگانه آنها را ميآوريم " و لم يزل كان يترقب بالري، وسمع ممن دب و درج، و دخل و خرج، و جمع الجموع، وكان يسود تاريخا كبيرا للري فلم يقض له نقله إلي البياض (۴) واظن ان

(١) ص ٤١٤ نسخه عكسي اسكندريه.

(۲) راجع بتاريخ ولادت و وفات منتجب الدين و اشتباه مرحوم حاج شيخ عباس قمي تحقيقاتي در ضمن شرح حال عز الدين يحيي


الفهرست منتجب الدين
  • نام منبع :
    الفهرست منتجب الدين
    موضوع :
    طبقات و تراجم محدثین و حفاظ (جمعی)
تعداد بازدید : 424
صفحه از 95
پرینت  ارسال به