6013
تاریخ طبری

(۱) و غلامان و بريد و حاجبى و دار الخلافه با وى بود.متوكل از آن پس كه خلافت بر او
راست شد به گردش به طرف قاطول رفت.شبى بنوشيد و با ايتاخ عربده كرد[۱]،
ايتاخ آهنگ كشتن وى كرد و چون صبح شد به متوكل گفتند كه از او عذر خواست و
همچنان او را به ملازمت خويش داشت و بدو گفت:«تو پدر منى و مرا پرورده اى» و چون
متوكل به سامرا شد نهانى يكى را وادار كرد كه بدو بگويند اجازهء حج بخواهد.
ايتاخ چنين كرد.متوكل اجازه اش داد و او را بر هر شهرى كه وارد آن شود امارت
داد و خلعت داد،همه سرداران با وى برنشستند و از شاكريان و سرداران و غلامان
به جز غلامان و اطرافيان خودش بسيار كس با وى برون شدند.وقتى ايتاخ برفت
حاجبى به وصيف داده شد و اين دوازده روز رفته از ذى قعده بود.
به قولى اين حكايت از كار ايتاخ به سال دويست و سى و سوم بود و متوكل
دوازده روز مانده از ذى حجه سال دويست و سى و سوم حاجبى را به وصيف داد.
در اين سال سالار حج محمد بن داود بود.
آنگاه سال دويست و سى و پنجم درآمد.

سخن از حادثاتى كه
به سال دويست و سى و پنجم بود

از جمله كشته شدن ايتاخ خزرى بود.

سخن از حكايت كشته
شدن ايتاخ خزرى

دربارهء ايتاخ گفته اند كه وقتى از مكه سوى عراق باز مى گشت متوكل سعيد بن
صالح حاجب را با جامه و تحفه ها سوى او فرستاد و دستور داد در كوفه يا در اثناى
راه وى را ببيند.متوكل به عامل خويش بر نگهبانى بغداد دربارهء وى دستور داده
([۱] تعبير متن:فعر بد على ايتاخ )


تاریخ طبری
6012

(۱) ابن بعيث بر اسبى بود و شمشيرى به گردن داشت مى خواست سوى نهرى شود كه
آسيايى بر آن بود و در آسيا نهان شود.وى را اسير گرفتند و سپاهيان،منزلش را با
منزلهاى يارانش و بعضى منزلهاى شهر را به غارت دادند آنگاه از پس غارتگرى كسان،
بانگ زده شد كه هر كه غارت كند حرمت از او برداشته است از كسان ابن بعيث،
دو خواهرش و سه دخترش و خاله اش دستگير شدند.بقيه،كنيزكان همخوابه بودند.
از حرم وى سيزده زن به دست ياران سلطان افتاد.از سران و نامداران وى نزديك به
دويست كس دستگير شدند و باقيمانده گريختند.روز بعد بغاى شرابى به نزد آنها رسيد
و بانگزن وى بانگ جلوگيرى از غارت داد و بغاى شرابى فتح را به نام خويش نوشت.
در اين سال،در جمادى الاول،متوكل سوى مداين رفت.
در اين سال ايتاخ كه ولايتدار مكه و مدينه بود و عامل مراسم بود حج كرد و
بر منبرها دعاى او گفتند.

سخن از اينكه چرا ايتاخ به سال
دويست و سى و چهارم حج كرد؟

گويند ايتاخ غلامى بود خزرى از آن سلام ابرش كه طباخى ميكرد.معتصم
به سال صد و نود و نهم او را از ابرش بخريد.ايتاخ مردانگى و دليرى داشت و
معتصم او را برآورد.پس از او واثق نيز،چندان كه بسيارى از اعمال سلطان را بدو
پيوست.معتصم كمكهاى سامرا را بدو و اسحاق بن ابراهيم داد كه از جانب وى يك كس
بود و از جانب اسحاق يك كس.
و چنان بود كه معتصم يا واثق هر كه را مى خواستند كشت به نزد ايتاخ كشته
مى شد و به دست وى بداشته مى شد،از آن جمله محمد بن عبد الملك زيات
و فرزندان مأمون از سندس و صالح بن عجيف و ديگران.
وقتى متوكل زمامدار شد ايتاخ در مقام خويش بوده،سپاه و مغربيان و تركان

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 23817
صفحه از 6366
پرینت  ارسال به